فوریه 28

آیا یک دانشجوی Postgraduate  (مقطع تحصیلات تکمیلی: کارشناسی ارشد، دکترای PhD، دانشجوی پزشکی عمومی یا دستیار تخصصی پزشکی ) لازم است مقاله از نوع مروری نگارش کند؟

این یک سوال اساسی در ذهن دانشجویان مقاطع تحصیلات تکمیلی و اساتید دانشگاهی ایشان است و مدتها بود که تصمیم داشتم مطلبی در این مورد نگارش کنم که فرصت نشده بود تا اینکه طرح یک سوال از یکی از بازدید کنندگان وب سایتم این فرصت را فراهم آورد که پاسخ ایشان را بصورت یک Post در وب سایت منتشر کنم که انشاء الله  مورد استفاده دیگران نیز قرار گیرد.

سوال این دوست عزیز:

سلام و خسته نباشید
جناب دکتر، بنده دانشجوی کارشناسی ارشد رشته مهندسی جوشکاری می باشم و میخوام مقاله ای رو بصورت مروری به یک ژورنال خارجی بفرستم اما متاسفانه نمیدونم باید چه کنم؟

به نظر شما اصلا امکان پذیرفته شدن مقاله ام در ژورنالهای خارجی هست؟
خیلی ممنون میشم که بنده را در این امر کمک کنید

من امروز با استادم در مورد مقاله مروری صحبت کردم میگفت نمیشه،یعنی کار هرکسی نیست مفاله مروری بده.
نمیدونم وقت بذارم یا نه جناب دکتر؟

آخه همانطور که در جریان هستید برای مصاحبه دکتری باید مقاله زیاد داشت.
من میخوام ان شاالله شریف قبول شم اما چنتم خالیه نمیدونم چه کنم؟؟؟

لطف کنید بنده را راهنمایی کنید که آیا برای تدوین مقاله مروری وقت بگذارم یا نه؟

پاسخ:

اردیبهشت سال ۸۸ بود که در یک جلسه شورای پژوهشی حاضر بودم و یکی از اعضای شورا که داور مقالات یکی از مجلات علمی پژوهشی بود داستانی را تعریف کرد که مقاله ای مروری از آنجا بدستش رسیده که آن را داوری بکند. ایشان خیلی با افتخار اعلام کرد که من چون فرد مورد نظر را می شناختم بلافاصله در پاسخ به درخواست سردبیر قاطعانه اعلام کردم که مولف مربوطه اصلا شایستگی نگارش یک مقاله مروری در این رشته را که درمورد آن مقاله نوشته است ندارد و مقاله را پس فرستادم.

بعد از آن جریان متوجه شدم که بسیاری از دانشجویان و اساتید دانشگاهی داخل کشور واقعا اعتقاد دارند که هر کسی نمی تواند مقاله مروری نگارش کند. در این زمینه بارها مورد سوال از بازدیدد کنندگان وب سایتم نیز شده بودم. دیماه همین سال بود که در یک سمینار آموزشی در زمینه تولید و انتشار مقالات که در دانشگاه علوم پزشکی مشهد برگزار می کردم تصمیم گرفتم موضوع را به بحث بگذارم تا موضوع پخته تر شود.

اول سوال کردم که آیا شما از دانشجوی کارشناسی ارشد،PhD و یا یک دانشجوی رشته پزشکی عمومی یا دستیار تخصصی خودتان می خواهید که مقاله مروری بنویسند؟

پاسخهایی که دریافت شد همه گی بر دو محور استوار بود:

۱- یک دانشجو هنوز در آن سطحی از معلومات و تخصص قرار ندارد که حیطه علمی بر یک موضوع تخصصی داشته و بتواند یک مقاله مروری در یک زمینه بنویسد.

۲- هیچ جورنالی پیدا نمی شود که این مقاله را از یک دانشجویی که هنوز پایان نامه خود را ننوشته و هنوز مقالات اوریجینال منتشر نکرده است بپذیرد.

البته ناگفته نماند که سهم پاسخ دوم بیشتر از اولی بود و بیشتر نظر بر این بود که به فرض محال که یک دانشجو بتواند یک مقاله مروری بنویسد، . . .  حالا آن را کجا چاپ کند؟

نهایتا بعد از بحث بر سر این موضوع و ارائه دلایل از هر دو منظر موافق و مخالف، تقریبا همه با هم به این توافق رسیدیم که یک دانشجوی مقطع تحصیلات تکمیلی، دانشجوی پزشکی و یا دانشجوی دستیار تخصصی نه تنها می تواند مقاله مروری نگارش کند، بلکه باید این کار را بکند و نه تنها می تواند مقاله اش را در یک جورنال خوب منتشر کند بلکه خیلی از جورنالهای قابل قبول وجود دارند که حاضرند این مقالات را برای انتشار بپذیرند.

حال برگردیم بر سر سوال اول و اینکه چرا یک دانشجو باید مقاله مروری بنویسد؟

پاسخ:

به دلایل کاملا منطقی و منجمله با توجه به مطلب زیر:

۱- هر دانشجو یک پایان نامه دارد که معمولا از یک طرح پژوهشی تشکیل شده است و نهایتا هم او و هم استاد راهنمایش امیدوارند که نتایج نهایی این طرح پژوهشی نه به شکل پایان نامه بلکه بصورت یک مقاله اوریجینال در جورنالهای معتبر ( هرچه معتبر تر بهتر ، بسته به اشتهای استاد راهنمای محترم) منتشر شود.

ولی مشکل این است که آیا می توان دانشجو را از نظر فن نگارشی و قدرت و مهارتهای Scientific writing در پر قو خواباند تا زمانی که در انتهای دوره تحصیلی اش و زمانی که پایان نامه نگارش شده و تنها چند ماه اندک از دوره تحصیلی وی باقی مانده است وی را در فشار قرار داد که یک مقاله اوریجینال از طرح خود تهیه و آن را در یک جورنال معتبر ( آنهم آنطور که اساتید دانشگاهی امروزه اشتهایشان به سمت ایمپکت فاکتورهای بالا چرخیده است! ) منتشر کند؟

آیا دانشجویی که تا بحال دست به قلم نشده، دانشجویی که تابحال یک بار یک مقاله را به جورنال نفرستاده و با فنون ارتباط با جورنال و سردبیر و تعامل با داوران آشنا نیست، دانشجویی که هنوز نمی تواند جورنالهای مرتبط با رشته کاری خودش را از نظر سطح اعتبار و یا سطح آسان یا سخت گیری در پذیرش مقالات دسته بندی کند ( که اکثر اساتید دانشگاهی هم وضع بهتری ندارند و این فقط محدود به اساتید دانشگاهی داخل کشور نیست و همه جای دنیا آسمان همین رنگ است! )، آیا دانشجویی که حتی لیست ناشران عمده مجلات آکادمیک را نمی داند، آیا دانشجویی که تابحال یک مقاله اوریجینال را نقد نکرده و توانایی تفکر Critical را در ذهن خود پرورش نداده است، آیا دانشجویی که در عمل نمی تواند بخش اینتروداکشن مقاله خود را ازکجا شروع کد و به کجا توسعه داده و درکجا ختم کنم و نمی داند در بخش دیسکاشن مقاله به چه نکاتی بپردازد ، حالا فرض کنیم که با توجه به شرکت در کارگاه های پروپوزال نویسی و مقاله نویسی تا حدودی از نظر تئوری با تهیه ساختار یک مقاله اوریجینال و یا ارسال آنلاین مقاله به جورنالها آشنایی مختصری هم داشته باشد، آیا این دانشجو می تواند مقاله حاوی یافته های پژوهشی پایان نامه خود را تبدیل به یک مقاله  Eye Catching نموده و از عهده پذیرش و انتشار آن در جورنالهای معتبر مجموعه هایی نظیر وایلی اینترساینس،  تیلور و فرانسیس ، آکسفورد جورنالز، ساینس دایرکت، نیچرپابلیشینگ گروپ، چیکاگو جورنالز و …. بر آید؟

نتیجه اش این می شود که این دانشجو و یا استاد محترم سر از موسسه های آنچنانی در حاشیه خیابان دانشگاه تهران در می آورند که به دانشجو و استاد تضمین می دهند که با دریافت  سه – چهار میلیون تومان ناقابل آماده اند مقاله آنها را در یک جورنال ای اس ای چاپ کنند و نهایتا استاد و دانشجو هردو باهم در تله این دندان گردها افتاده و مقاله شان نهایتا سر از یک جورنال ISI تجاری و کم کیفیت در پاکستان یافلان جا در می آورد و البته هم استاد راضی می شود و هم دانشجو و هم دانشگاه!

۲- هر استاد راهنما معمولا از دانشجوی خود می خواهد که یک سری مرور منابع کامل را در زمینه طرح پژوهشی مرتبط با پایان نامه اش انجام دهد. این کار خوبی است. و بهتر هم می شود درصورتی که استاد راهنما دانشجویش را تشویق کند که این عملیات را که بعنوان یک Assignment برای دانشجو درنظر گرفته است، منجر و منتج به تولید و انتشار یک مقاله مروری بلند یا چند مقاله مروری کوتاه (Mini Review Article) بکند و یا حتی اقدام به نگارش و انتشار یک مقاله آموزشی بنماید.

به احتمال خیلی زیاد می توان پیش بینی کرد که مقالاتی که در مسیر عملیات فوق تولید می شود قابلیت انتشار در جورنالهای تاپ را ندارد، ولی درحال حاضر هزاران جورنال آکادمیک در دنیا منتشر می شوند که خیلی از آنها که سطح اعتبار متوسط و متوسط به بالا و در حد قابل قبول و خوب دارند، آمادگی این را دارند که چنین مقالاتی را از دانشجویان پذیرش و منتشر کنند.

یکی از مزایای خیلی مهم این کار این است که دانشجو بصورت عملی فرصت این را پیدا می کند که دست به قلم ببرد ( و این دست به قلم بردن خیلی مهم است ) و بر ترس خود غلبه کند و یک محصول علمی تولید کند.

لذت ناشی از تولید و نهایتا انتشار یک مقاله توسط دانشجو آنقدر مهم است که نه تنها به مهارتهای نگارشی وی در این مسیر افزوده است بلکه تشویق مستقیمی است به سمت تولید و انتشار محصولات علمی دیگر. این دانشجو اگر سه مقاله مروری کوتاه بنویسد بعدا می تواند به کارهای قبلی خودش نگاه کند و روند رو به رشد خودش را در تولید و انتشار علم مشاهده کند و می بیند که مقاله دوم از اول بهتر نگارش شده و مقاله سوم از دومی حرفه ای تر است و نشان می دهد که کسی آن رانگارش کرده که قبلا هم چند بار دیگر دست به قلم شده است.

علاوه بر آن دانشجو به مهارتهای Scientific writing خود بصورت عملی می افزاید و بصورت عملی اقدام به پیدا کردن جورنالها و ارسال مقالات به جورنالها می کند. با روش های مختلف ارسال مقالات به جورنالها آشنا می شود و از آنجایی که هر جورنال ساختار خاصی برای خودش دارد و روش های رفرنس نویسی نیز گاها متفاوت است، دانشجو بصورت عملی با روش های مختلف رفرنس نویسی داخل متن و انتهای مقاله آشنا می شود. دانشجو بصورت عملی نامه Cover Letter را به سردبیر جورنال می نگارد و در مراحل پیگیری پذیرش مقاله اش با سردبیر یا دبیران و یا داوران جورنال وارد تعامل و نامه نگاری می شود و بصورت عملی راه های پاسخ دادن حرفه ای به سوالات داوران را می آموزد و همه اینها باعث می شود که دانشجو وقتی که طرح پژوهشی پایان نامه اش را می خواهد تبدیل به یک مقاله اوریجینال بکند، حالا بعنوان کسی این کار را انجام می دهد که قبلا بارها دست به قلم شده و بارها بر ترس خود غلبه کرده و بارها با جورنالها تماس گرفته و دراین مسیر تجربیات عملی گرانبهایی را بدست آورده است که اینبار می تواند مقاله اوریجینال خودش را خیلی حرفه ای تر از یک فرد آماتور نگارش کند و به نتیجه ایده آل دلخواه برساند.

این دانشجو که احتمالا چندین مقاله نوشته و بارها مقالات قبلی اش توسط جورنالهای متعدد مردود شده است و دلایل آنها را هم آموخته و از تکرار آن اشتباهات در مقالات بعدی اش پرهیز کرده است، حالا این دانشجو می داند که چطور مقاله را بنویسد و چطور خلاصه مقاله را نگارش کند و چطور ساختار یک مقاله اوریجینال را رعایت کند که لا اقل سردبیر مجله در نگاه اولی که به مقاله می کند آن را مردود نکند و البته که این مقاله شانس خیلی بیشتری در پذیرش توسط جورنالهای معتبر تر و جورنالهایی که داوران سخت گیر تری دارند منتشر شود.

و حالا این دانشجوی ماتبدیل به یک نویسنده حرفه ای و یک تولید کننده حرفه ای علم شده است.

نتیجه ای که حاصل می شود فقط به دانشجو ختم نمی شود. بلکه استاد راهنما هم توانسته است هر یک از دانشجویانش را از این مسیر تبدیل به چندین مقاله کند و درهمین مسیر به تجربیات خودش هم افزوده و بجای آنکه در پایان سال از عدم تولید یک مقاله غمناک باشد، حالا می بیند که اگر چهار دانشجوی تحصیلات تکمیلی داشته است مجموع آنها در امسال توانسته اند ده یا بیست تا مقاله برای استادشان نگارش و منتشر کنند و البته که سهم دانشگاه در تولید علم نیز بیشتر شده و این موضوعی است که به ارتقاء رتبه دانشگاه در سطح جهانی کمک می کند.

امیدوارم مطلبی که در بالا نگارش کرده ام، هرچند می دانم که کاستی های فراوانی دارد، توانسته باشد سهمی در ارتقاء سهم تولید علم توسط دانشجویان، اساتید دانشگاهی و دانشگاه های داخل کشور داشته باشد.

فوریه 28

سوال اول: خود ارجاعی چیست؟

پاسخ: خود ارجاعی یا سلف سایتیشن به حالتی گفته می شود که نویسنده یک داکیومنت به داکیومنت های قبلی خود ارجاع بدهد.

سوال دوم: آیا خود ارجاعی امری نکوهیده است؟

پاسخ: خیر. این کار در ذاتش کاری اشتباه نیست. ولی اگر نویسنده بدون رعایت قواعد خود ارجاعی اینکار را انجام دهد امری است که باعث اختلال در علم سنجی می شود.

سوال سوم: درچه مواردی خود ارجاعی امری اشتباه است؟

پاسخ: درهرموردی که نویسنده فقط با هدف personal gratification به این کار مبادرت ورزد. مثلا فردی را درنظر بگیرید که ده عنوان مقاله نوشته باشد که درتمام این مقالات به بقیه ده مقاله دیگر ارجاع داده باشد با هدف اینکه H Index خودش را برابر با عدد ۱۰ کرده باشد.

سوال چهارم: آیا خود ارجاعی فقط مختص نویسندگان است؟

پاسخ: خیر. مجلاتی که نویسندگان را تشویق به ارجاع به مقالات قبلا منتشر شده در همان مجله می کنند هم برایشان سلف سایتیشن تعریف شده است. داستان تا بدانجارسیده است که برخی مجلات وقتی کامنتهای داوری را به نویسنده یک مقاله در مرحله قبل از پذیرش مقاله اش ارسال می کنند بصورت رسمی درکامنتها از ایشان درخواست می کنند که درفلان پاراگراف به فلان مقاله که قبلا در همان مجله منتشر شده است ارجاع بدهد به این پدیده Coercive self citation گفته می شود. هدف این مجلات ارتقاَء Impact Factor مجله است و از آنجایی که self citation در ایمپکت فاکتور خام مجله نمایان نیست و معمولا آن چیزی که در ویترین مجله به نمایش گذاشته می شود همین ایمپکت فاکتور خام است بنابراین برخی از مجلات از درنظر گرفتن این سیاستها خجالت نمی کشند. خلاصه اینکه ایمپکت فاکتور و آی اس آی الان به یک بساط و دکانی تبدیل شده است که برای توصیف تمام زوایای آن و خدشه ای که به تولید علم وارد می کند نیاز به نگارش یک کتاب است.

سوال پنجم: آیا ارجاع به مقالات قبلی خودمان در زمانی که مقاله مروری می نویسیم لازم است؟

پاسخ: معمولا چنین است. دراغلب موارد که یک سردبیر و یا یک Associate Editor یک مجله به شما بعنوان یک نویسنده نامه ای می نویسد و ازشما درخواست می کند که مقاله ای مروری برایشان نگارش بکنید از شما می خواهد که به مقالات قبلی خودتان که حاوی نتایج پژوهش های Original شما است در این مقاله مروری ارجاع بدهید. اصولا بعنوان یک قانون روتین، هیچ نویسنده ای بدون آنکه قبلا چندین مقاله اوریجینال چشمگیر در زمینه مورد علاقه مجله نداشته باشد از سوی سردبیر مجله دعوت به نگارش مقاله مروری نمی شود.

سوال ششم: درچه مواردی ارجاع به خود کاری درست است؟

پاسخ: درصورتی که به مقاله قبلی خود ارجاع میدهید و مطمئن هستید که مقاله دیگری با همان یافته های اوریجینال و مشخصات سوشیو دموگرافیک وجود ندارد که به آن ارجاع بدهید اینکار نه تنها نکوهیده نیست بلکه همانند ارجاع به سایر مقالات امری لازم است و به بیان موضوع و پرابلم و یافته های قبلی دانش در این فیلد کمک می کند. بنابراین در این مورد هیچ فرقی بین ارجاع به خود و ارجاع به دیگران نیست و این ارجاعات باید انجام شود.  علاوه بر آن درصورتی که مقاله شما از نوع مقالات مروری است معمولا وضعیت به گونه ای است که ارجاع به خود غیر قابل اجتناب است.

سوال هفتم: آیا استفاده از نتایج پژوهش قبلی مان در مقاله فعلی سرقت ادبی بحساب نمی آید؟

پاسخ: خیر. منتهی معمولا نویسندگان آنطور که در زمان ارجاع به یافته های دیگران وسواس به خرج می دهند که مرتکب سرقت ادبی نشوند بهنگام ارجاع به مقالات قبلی خودشان چنین وسواسی را بخرج نداده و سهوا دچار Auto plagiarism یا سرقت ادبی از خود می شوند. دراینجا هم همانند سایر موارد باید از تکنیکهای معمول پرهیز از پلاجیاریزم نظیر Paraphrasing و نیز Summarizing استفاده شود. با توجه به اینکه نویسنده سوال اوریجینال درزمینه نحوه چک کردن مقاله از نظر سرقت ادبی سوال کرده اند دراین مورد چندین نرم افزار و سیستم تحت وب وجوددارد که قابل استفاده است و در وب سایتم چک می کنم که اگر در بخش اخلاق پژوهش و انتشار دراین زمینه مطلبی منتشر نکرده باشم در آینده مطلبی دراین زمینه منتشر خواهم کرد. برخی از این نرم افزارها رایگان و برخی با هزینه گران و فقط درصورتی که یک سازمان متمول نظیر یک دانشگاه امکان پرداخت هزینه عضویت سالانه را بدهد میتواند برای اعضای هیئت علمی خود و یا دانشجویان امکان دسترسی به آن را فراهم کند و برخی نیز گزینه های دسترسی محدود و بویژه مخصوص دانشجویان و با هزینه بسیار ناچیز ولی امکانات چشمگیر را دراختیار می گذارند.

فوریه 28

نگارش صحیح سوالات پژوهش (Research Questions), هدف عمومی پژوهش (General Objective),  اهداف اختصاصی پژوهش (Specific Objectives), و هایپوتزهای پژوهش (Hypotheses) در دو مکان حائز اهمیت است:

• یک: در پروپوزال پژوهشی و بعدا در پایان نامه.

• دو: در انتهای بخش Introduction مقالات Original.

جایگاه هایپوتز و ابجکتیو در یک مقاله اوریجینال و یا در یک پروپوزال پژوهشی آنقدر مهم و حیاتی است که نگارش اشتباه این موارد در بخش مقدمه یک مقاله اوریجینال و یا در بخش هایپوتزها یا سوالات پژوهش یک پروپوزال کارشناسی ارشد یا دکترا باعث می شود که داوران مجله و یا ممتحنین پروپوزال پژوهشی بلافاصله رای بر سطح پایین بودن مقاله و پژوهش مربوطه و یا بی لیاقت بودن دانشجویی که برای پذیرش دوره دکترا اقدام به نگارش یک پروپزال پژوهشی کرده و به دانشگاه تقدیم کرده است خواهند داد. ننتیجه کار هم کاملا قابل پیش بینی است: مردود شدن مقاله بصورت سریع, و یا مردود کردن تقاضای ادامه تحصیل فردی که آن پروپوزال پژوهشی ناشیانه را نگارش کرده باشد.

از آنجایی که بعنوان یک داور مجلات آکادمیک مکررا با اشتباهات فراوان در تهیه صحیح ابجکتیوها و هایپوتزهای مقالات مواجه هستم و این موضوع نشاندهنده این مهم است که پژوهشگران ما و بعضا اساتید دانشگاه های ما با شیوه های صحیح نگارش ابجکتیوها و هایپوتزها آشنا نیستتند یا اطلاعات ناقص و پراکنده ای دارند که از اینجا و آنجا به گوششان خورده است, و از آنجا که توجه و یا عدم توجه به این موضوعات بسیار مهم می تواند تاثیر قابل توجهی در پذیرش و یا مردود شدن مقالات پژوهشگران محترم در مجلات آکادمیک بشود, دراین مطلب همانند سایر مطالبی که در وبسایتم منتشر کرده ام, به تشریح ساده موضوع بهمراه ذکر مثال خواهم پرداخت.

در مقالات بعدی انشاء الله در زمینه انواع هایپوتزها و زیربنای فکری هایپوتزهای مختلف و ساختار کلی آزمودن هایپوتزها نیز مقاله ای که به چنان موضوعاتی اختصاص داشته باشد منتشر خواهم کرد.

لازم به توضیح است که با هدف تسهیل در فراگیری این مطلب, همانند رویه روتین اینجانب, محتویات این فایل آموزشی نیز بهمانند تمام مطالب آموزشی که در وبسایتم منتشر می کنم با ادبیات و ویرایش محاوره ای یا غیر رسمی و بصورت نکات دسته بندی شده تهیه شده است.

فوریه 28

مطلب زیر حاوی مراحل راهنمایی قدم به قدم شما و سایر پژوهشگران در زمینه تهیه مقالات مروری است. در این مطلب به نکات مختلفی منجمه روش تهیه مقالات مروری و نیز روش انتشار آنها و مجلاتی که این مقالات را قبول می کنند اشاره کرده ام. کل این فرایند به صورتی است که در این مسیر نه تنها یک فعالیت علمی انجام خواهید داد بلکه کل این مسیر به مانند یک کلاس آموزشی عملی هم برای شما خواهد بود و نکاتی را که دراین مسیر فرامی گیرید و مهارتهایی را که کسب خواهید کرد در آینده علمی شما و انجام پژوهشهای آتی و نگارش مقالات آتی توسط شما کارایی خواهد داشت.

یک: درصورتی که نسخه پیش نویس مقاله مروری را تهیه کرده باشید و یا درصورتی که فصل پیشینه ادبیات مربوط به پروپوزال پژوهشی و یا پایان نامه خود را قبلا نگارش کرده باشید می توانید آن را برایم ارسال کنید که برآورد مناسبی از تعداد و نوع مقالات مروری که ازدرون پایان نامه یا پروپوزال شما قابل استخراج است به شما بدهم و یا اگر نسخه پیش نویس مقاله را برایم می فرستید آن را نگاه کنم و اقدامات اصلاحی را که بر روی این مقاله باید انجام بشود را به شما اعلام کنم.

دو: درصورتی که هنوز هیچ یک از کارهای فوق را انجام نداده اید و می خواهید فی البداهه اقدام به نگارش یک مقاله مروری و یا یک مقاله آموزشی بکنید دراینصورت دراولین مرحله شما اقدام به اعلام یک عنوان مورد نظر برای این مقاله می کنید. عنوان مقاله یا حیطه مطالعاتی را که به من اعلام می کنید بهتر است از حیطه ای باشد که مورد تخصص و علاقه پژوهشی و مطالعاتی شما باشد و دسترسی به منابع و مقالات منتشر شده در آن زمینه را هم داشته باشید.

سه: درمرحله بعد اقدام به جستجو در دیتابیس های آنلاین و منابع اینترنتی و سایر منابع می کنید که مقالات و کتب و سایر منابعی را که مرتبط با موضوع مورد نظر شما باشد را جستجو و پیدا و فایلهای آنها را دانلود نمایید. دراین مرحله من احتمالا می توانم یکسری دیتابیس هایی را که فایلهای پی دی اف فول تکست مقالات را بصورت رایگان دراختیار شما قرار می دهند به شما معرفی کنم که دسترسی به هزاران مجله که بصورت رایگان امکان دانلود مقالات را فراهم کرده باشند را داشته باشید. علاوه بر آن سایر روشهای جستجوی مقالات فول تکست و یا استفاده از چکیده مقالات در نگارش مقالات مروری تان را هم به شما آموزش خواهم داد.

چهار: ساختار مقاله مروری یا آموزشی را برای مقاله شما طراحی می کنم و طبق آن ساختار اقدام به نگارش مقاله خواهید کرد. در هر بخش از ساختار مقاله به شما راهنمایی می کنم که هر بخش را چگونه شروع به نگارش کنید و چگونه موضوع را بسط بدهید و چگونه به انتها برسانید.

پنج: در طی مراحل تهیه مقاله توسط شما، هر بخش از مقاله که آماده بشود را به من ارسال می کنید و من مطالعه کرده و اگر نیاز به اصلاح مجدد داشته باشد کامنتهایی برای شما می نویسم و در کنار هر کامنت هم روش کار را برای اصلاح مرحله بعد به شما آموزش می دهم تا اینکه نهایتا مقاله شما آماده بشود.

شش: بعد از تهیه مقاله ، می توانید مقاله را به هر مترجمی که می شناسید و یا به دارالترجمه بدهید که به انگلیسی ترجمه کند و یا اینکه از من بخواهید که مقاله شما را به مترجمی که نحوه و کیفیت کارش را قبلا مشاهده کرده ام ارسال کنم و پیگیری کنم که به انگلیسی ترجمه کند.

هفت: بعد از اینکه مقاله شما به انگلیسی ترجمه بشود لازم است که توسط ویراستار انگلیسی الاصل در انگلستان و یا آمریکا ویرایش بشود و معمولا جملات و گرامر و ساختارجملات دچار اصلاح اساسی شده و بسیاری از جملات نیز دوباره نویسی می شود و کلمات مقاله با کلمات آکادمیک و سطح بالای نگارشی جایگزین می شود و مقاله عملا آماده ارسال به مجله می شود.

هشت: درانتهای کار لیستی از مجلات را که مرتبط با این مقاله باشند به شما معرفی می کنم و در این لیست بسته به تجربه و آشنایی که با این مجلات دارم میزان سختگیری و آسانگیری و میزان اعتبار و مدت زمان احتمالی که ممکن است بتوانید از آن مجلات پذیرش بگیرید را به شما معرفی می کنم. ضمن اینکه معمولا مجلات هزینه انتشار یا پابلیکیشن فی از نویسنده ها دریافت می کنند که بسته به نوع مجله ممکن است کاملا رایگان باشد و یا یکصد دلار یا سیصد دلار یا بیشتر باشد. در بین مجلاتی که برای شما لیست خواهم کرد انواعی از همه این نوع مجلات را لیست خواهم کرد.

نه: بعد از انتخاب مجله توسط شما می توانید مقاله را به آنجا ارسال کنید و یا اینکه از من بخواهید به شما در ارسال مقاله به مجله کمک کنم و یا در مراحل داوری مقاله توسط مجله و نحوه پاسخگویی به سوالات داوران به شما راهنمایی بکنم و یا اینکه درصورتی که امکان داشته باشد مقاله را مستقیم از طرف شما به مجله ارسال کنم و پیگیری های لازم را تا مرحله پذیرش مقاله انجام دهم.

فوریه 27

برای نگارش بخش Conclusion می توان از ساختار ساده و روان زیر استفاده کرد. این بخش از یک پاراگراف تشکیل شده است که معمولا حاوی حدود ۵ جمله می باشد. جملات این بخش باید حتی المقدور کوتاه باشد ( تنهاجایی از مقاله که مجاز به کاربرد جملات طولانی هستیم بخش Discussions است)، و هریک از این جملات باید دقیقا در ساختاری که درزیر ارائه میکنم قابل تعریف باشد.

یک: جمله شروع کننده:

جمله اول می تواند به هدف کلی پژوهش اشاره کند ولی گاهی بسته به نوع مقاله مخصوصا اگر مقاله از نوع Case Report  و یا Review Article باشد ممکن است نگارش همین جمله متفاوت از زمانی باشد که مقاله شما یک مقاله Original بوده است.

این جمله در یک مقاله اوریجینال میتواند بصورت زیر شروع بشود:

The purpose of the current study was to determine ……

The aim of this project was to assess/ to evaluate/ to design/ to determine…..

ممکن است در بخش کانکلوژن یک مقاله مروری از استفاده از جمله فوق صرف نظر کنیم که این هم بستگی به نوع مقاله مروری دارد.

یکی دیگر از Version های اولین جمله می تواند بصورت اشاره به محتوای پژوهش باشد نه به هدف پژوهش. درچنین مواردی می توان جمله اول را با یکی از شروع کننده های زیر شروع کرد:

This article has argued that…

This paper has given an account of and the reasons for….

This paper has explained the…..

دو: جمله دوم:

جمله دوم در کانکلوژن ( که گاهی ممکن است درصورت حذف جمله فوق الذکر به جمله اول تبدیل شود) جمله ای است که در آن به چکیده ای از مجموعه نتیجه گیری های پژوهش می پردازید. این جمله معمولا با یکی از کلمات و اصطلاحات زیر شروع می شود:

Our findings suggest that…

This study showed that…

The main conclusion to be drawn from this study was….

درصورتی که همانطور که قبلا گفتم این جمله قرار باشد جمله اول بخش کانکلوژن ما باشد، میتوانیم این جمله را بصورت زیر شروع کنیم:

In sum,….

In summary,…

سه : جملات میانی:

درجملات میانی باید به خلاصه ای از یافته های مهم پژوهش اشاره شود. این بخش میتواند یک یا دو یا حد اکثر سه جمله کوتاه باشد. جملات این بخش میتواند بصورت زیر شروع شود:

The following conclusions can be drawn from the present study:….

The First major finding was that ……..

The second major finding was that ……..

The most obvious finding to emerge from this study was that ……

چهار: جمله ما قبل انتهایی:

در اینجا به Gap in Knowledge که پژوهشگر بعد از انجام این پژوهش متوجه حضور این Gap شده است اشاره می شود. توجه شود که در بخش Introduction از مقاله نیز ما بخشی از جملات را به Gap in Knowledge اختصاص می دهیم ولی آن گپ که در اینتروداکشن به آن اشاره می شود گپی است که پژوهشگر قبل از اینکه پژوهش خود را انجام دهد به آن اشاره می کند و اصلا به آن به این دلیل اشاره کرده است که آن را یک دلیل  منطقی برای انجام پژوهش خود قرار داده است. منتهی وقتی که پژوهش حال حاضر به انتها می رسد، پژوهشگر توانسته بخشی یا تمام آن گپ را که در علم وجود داشته است پر کند. دراینجا و بعد از انجام پژوهش جاری، بروز سه حالت محتمل است:

حالت اول این است که پژوهش فعلی توانسته است Gap  موجود در علم را که قبلا در بخش اینتروداکشن مقاله به آن اشاره کرده است کاملا Fill بکند. حالت دوم نیز این است که پژوهش فعلی فقط بخشی از Gap را توانسته است پر بکند. و حالت سوم نیز این است که پژوهش فعلی اصلا نتوانسته است گپ مربوطه را پر کند.

درصورتی که پژوهش فعلی توانسته باشد گپ موجود در علم را پر نماید، پژوهشگر به احتمال زیاد حالا به نقطه ای بالاتر رسیده است و از آنجا قادر است یک سری گپ های جدید را که قبلا با علم موجود قابل دید نبود مشاهده نماید چراکه حالا دیدگاه بالاتری نسبت به موضوع پیدا کرده است. در اینجا پژوهشگر اقدام به اعلام این گپ جدید در علم می کند.

درصورتی که نتوانسته است تمام گپ قبلی را پر کند و یا اصلا هیچ بخشی از گپ را پر نکرده باشد، دراینصورت پژوهشگر باید اینجا اشاره بکند که درست است که فلان نتیجه را بدست آوردیم ولی هنوزفلان سوال بی پاسخ مانده است و یا اصلا ما از این روش به پاسخ سوال خود نرسیدیم.

توجه شود این گپ در نحوه نگارش بخش انتهایی کانکلوژن که درادامه خواهم گفت نقش دارد.

پنج: بخش انتهایی کانکلوژن:

حاصل بخش چهارم از کانکلوژن این است که پژوهشگر یک Gap in Knowledge را در ذهن خود دارد. این گپ می تواند یک گپ جدیدا درک شده باشد ( حالت اول از سه حالت ذکر شده در بخش چهار) و یا بخشی یا تمام گپ های اشاره شده در بخش اینتروداکشن همین پژوهش جاری باشد ( حالت دوم و سوم از سه حالت ذکر شده در بخش چهار). نتیجه هر چه باشد، بخش انتهایی کانکلوژن یکی است. یعنی اینکه ماحصل بخش چهارم این است که بالاخره پژوهشگر یک Gap در علم را در ذهن خود دارد.

 در بخش انتهایی کانکلوژن، پژوهشگر می تواند اقدام به ارائه Hypothesis یا هایپوتز های جدید بکند و با این کار مسیر آینده پژوهش در این علم را معرفی نماید. این مسیر آینده پژوهش میتواند مسیری برای پر کردن گپ جدیدی باشد که ماحصل پژوهش فعلی است و یا مسیری جدید برای حل مسائلی باشد که این پژوهش نتوانسته است پاسخ آنها را بیابد. دراین بخش حتی پژوهشگر می تواند به Research Design پژوهش های آتی نیز اشاره بکند. بخش آخر کانکلوژن معمولا یک یا دو جمله است. بکاربردن یک جمله طولانی دراین بخش بلامانع است. دراین بخش پژوهشگر میتواند مثلا بگوید که انجام یک مطالعه Cohort یا Experimental بر روی فلان جامعه از سابجکت ها با فلان مشخصات می تواند مسیر خوبی از پژوهش های آتی باشد.

توجه بشود که در اعلام هایپوتزهای جدید و اعلام مسیر جدید پژوهش در این فیلد باید مراقب Conflict of Interest هایی که متعاقب آن ممکن است ایجاد بشود بود. اگر هایپوتزهای جدیدخیلی مهم است و ممکن است رقبا زودتر از ما به تست کردن آن هایپوتزها بپردازند بهتر است این بخش از کانکلوژن با سیاست مناسبی نگارش بشود که همه جوانب را درنظر داشته باشد. بعبارتی جمله نهایی بخش کانکلوژن یک شمشیر دو لبه است. از یک طرف بسیار به اهمیت پژوهش فعلی و به اعتبار آن می افزاید چرا که به خواننده ( و قبل از آن به سردبیر مجله و داوران مجله ای که قرار است این مقاله را پذیرش و منتشر بکنند) تفهیم می نماید که این پژوهش یک پژوهش خیلی مهم بوده و یافته های آن هم خیلی مهم بوده که حتی توانسته مسیر آتی پژوهش دراین فیلد را فراروی سایر پژوهشگران قرار دهد و به عبارت دیگر منتهی به تولید و توسعله یا Develop کردن هایپوتز های جدید و مهمی بشود. و از طرف دیگر، احتمال اینکه سردبیر، داوران مجله و یا خوانندگان مقاله زودتر از نویسنده مقاله اقدام به انجام پژوهشهای تکمیلی بکنند و این مسیر حاوی نگرانی هایی بابت Conflict of Interest باشد نیز وجود خواهد داشت. هرچند که طبق استانداردها و قوانین کمیته هایی نظیر COPE  و WAME که ازاستاندارد سازهای Publication Ethics  هستند داوران و دبیران مجلات ملزم به امانتداری مقالات قبل از انتشار آنها هستند ولی احتمال بروز خطا همیشه وجود دارد.

جملات این بخش از کانکلوژن میتواند به یکی از روش های زیر شروع بشود:

Further work needs to be done to establish whether ……

Further experimental investigations are needed to estimate ……

More broadly, research is also needed to determine …..

It is suggested that the association of these factors is investigated in future studies.

Further research might explore/investigate ……

Further research in this field/regarding the role of X would be of great help in …….

Further investigation and experimentation into X is strongly recommended.

فوریه 27

قبلا مطلبی با عنوان “کدام مقاله را به کدام جورنال بفرستیم” دروبسایتم منتشر کرده بودم. درمطلب زیر قصد دارم مشخصاتی را که یک مقاله باید داشته باشد که قابلیت انتشار درمجلات تاپ را داشته باشد معرفی کنم.

در این مطلب ابتدا به نقاط ضعف شایع مقالات آکادمیک می پردازم و بعد از آن هم بصورت دسته بندی شده از نظر نوع مقالات (‌مروری ،اوریجینال،‌کیس ریپورت و غیره ) ویژگی هایی را که یک مقاله خوب باید از آن برخوردار باشد که شایستگی و لیاقت مطرح شدن و انتشار در یک مجله تاپ را داشته باشد معرفی می کنم.

داستان از اینجا شروع می شود که مکررا ایمیلهایی از اساتید محترم دانشگاه ودانشجویان تحصیلات تکمیلی دریافت می کنم که از من می خواهند مجله ای با ایمپکت فاکتور بالا که مناسب مقاله شان باشدو شانس پذیرش در آن مجله هم بالا باشد به ایشان معرفی کنم. در برخی از موارد مقاله را که مشاهده می کنم می بینم ساختاری متدلوژی مقاله خیلی خوب است و آنالیزهای آماری خوبی هم ارائه داده است. ولی دربسیاری از موارد مقاله ای را می بینم که نویسنده از من درخواست یک مجله تاپ را می کند و وقتی که به مقاله (مثلا یک مقاله از نوع Original Article ) نگاه می کنم می بینم دارای نقطه ضعف های زیر است:

۱٫ مقاله از نظر فارسی و ادبیات فارسی کاملا درب و داغان است.

۲٫ نقطه گزاری ها اصلا رعایت نشده است. درجایی که باید نقطه آورده شود اینکار نشده است. درجایی که باید ویرگول بیاید نقطه آمده است. و یا ویرگول و سمی کالون درمکان مناسب خود بکار برده نشده است. گاهی به خودم می گویم یعنی پژوهشگران ما فرق بین نقطه و ویرگول و سمی کالون و دونقطه رویهم را نمی دانند؟ و یا نمیدانند که وقتی یک نقطه می گذاریم منظور این است که جمله تمام شده است و بعد از آن باید جمله بعدی شروع بشود؟

۳٫ جملات فاقد ساختار استاندارد فعل و فاعل و مفعول است.

۴٫ زمان نگارش بخش های مختلف مقاله از نظر حال و گذشته و آینده اصلا رعایت نشده است.

۵٫ نگارش جملات مقاله از نوع نگارش محاوره ای است و نه نگارش Scientific Writing. یعنی مثل این است که من بروم پشت میکروفون سخنرانی علمی بکنم و یک نفر همان جملات محاوره ای من را ( هرچند محتوای سخنرانی علمی است ) یادداشت کند و با همان فعل و فاعل و ساختار و جمله بندی ها بخواهد در یک مقاله آموزشی از آن استفاده کند. بعبارت دیگر بسیاری از پژوهشگران محترم ما اصلا فرق بین زبان محاوره ای و زبان بکاررفته درروزنامه های محلی و زبان بکار رفته در مجلات آکادمیک را نمی دانند و یا اگر هم می دانند آنقدر سرگرم فعالیتهای دیگر هستند که زمانی که برای نگارش مقالات خود درنظر می گیرند معمولا زمانهای مرده و زمانهایی است که خسته از سایر کارها هستند.

۶٫ بسیاری از پاراگرافها فقط با استفاده از یک جمله یا دو جمله نگارش شده است. یعنی پژوهشگر محترم واقعا نمی داند که معنای یک پاراگراف چیست و یک پاراگراف باید از چند جمله تشکیل شده باشد و یک پاراگراف باید چطور محتوای معنی آن در سیر و جریان کل داستان و متصل به سایر پاراگرافها باشد. مثلا مقاله ای را می بینم که بخش Introduction آن شامل ده پاراگراف است که هر پاراگراف هم از یک تا دو جمله تشکیل شده است. بسیاری از متون را مشاهده می کنم که سیر و جریان پاراگرافها اصلا پشت سر هم نیست و از نظم مشخصی برخوردار نیست. یعنی اینکه پژوهشگر محترم آمده است و همینجوری یکسری چیزهایی را نوشته و پشت سرهم قرار داده است.

۷٫ بسیاری از جملات خیلی طولانی است. گاهی می بینم که یک جمله از چهار تا پنج سطر و یا بیشتر تشکیل شده است.

۸٫ دربسیاری از موارد وقتی که یک جمله را می خوانم می بینم این جمله اصلا هیچ معنایی ندارد و کاملا مبهم است.

۹٫ در داخل مقاله می بینم که در آن بخشی از مقاله که باید به مواردی خاص اشاره شده باشد این کار انجام نشده است.

۱۰٫ در بخش متدلوژی مقاله می بینم که متدلوژی کاملا مبهم نگارش شده است و خواننده نمی فهمد که بالاخره این پژوهش چگونه انجام شده است.

۱۱٫ در آنالیز آماری مشاهده می کنم که آنالیزهای آماری سطح پایین برای توصیف و یا تفسیر یافته های پژوهش بکار رفته است.

۱۲٫ حتی برخی موارد می بینم که نویسنده همه بخشها را با هم قاطی کرده و آنچیزی را که باید در بخش Discussions بیاورد در بخش results آورده است و انچیزی را که بایددر مقدمه بیاورد در بخش Conclusions آورده است.

۱۳٫ مکررا مشاهده می کنم که اصل مهم ساده نویسی و خلاصه نویسی درمقالات رعایت نشده است. یک مفهوم را می بینم که درچندین جمله نگارش کرده اند درحالی که می شد همان مفهوم را در قالب یک جمله کوتاه و مختصر و واضح و شفاف بیان کرد.

۱۴٫ اشتباهات ویرایش ادبی فارسی که دیگر نگو و نپرس. مثلا می بینم که نویسنده در مقاله اش نوشته است:

دراین پژوهش برآن شدیم که فلان متغیر را بررسی کنیم.

پژوهشگر محترم نمی داند که کاربرد کلمات و اصطلاحاتی نظیر “بر آن شدیم” و اصطلاحات مشابه ممکن است بعنوان یک اشتباه شایع و روتین در زبان ما جای افتاده باشد و مثلا در سخنرانی هایمان از آن استفاده بکنیم ولی جایی در مقالات آکادمیک ندارد.

۱۵٫ بطور بسیار شایعی می بینم که برخی از پژوهشگران محترم فرق بین مقدمه کتاب و مقدمه یک مقاله آکادمیک را نمی دانند و بخش مقدمه مقاله شان را همانند مقدمه یک کتاب نگارش کرده اند.

قصد پرگویی ندارم، ولی تمام خطاهایی را که در بالا لیست کرده ام و لیست واقعی آن چندین برابر طولانی تز از این لیست است را بصورت مکرر درمقالات آکادمیکی که پژوهشگران و حتی دانشجویان مقاطع دکترا نگارش کرده اند مشاهده کرده ام.

بعد از این مقدمه نسبتا بلند وارد اصل ماجرا می شویم و به تفکیک نوع مقالات آکادمیک، ویژگیهای یک مقاله خوب را در زیر معرفی می کنم:

یک. مقالات مروری:

یک مقاله مروری (به متاآنالیز ها کاری ندارم ) اگر بخواهد قابلیت انتشار در یک مجله تاپ را داشته باشد باید ویژگی های زیر را داشته باشد:

۱٫ نویسنده مقاله مروری باید فردی معروف در فیلد مربوطه باشد و خودش قبلا تعدادی پژوهش Original در همان فیلد انجام داده باشد. درغیر اینصورت مقاله مروری می تواند در مجلات متوسط و یا متوسط به پایین منتشر شود. بعنوان مثال، مقاله مروری که توسط یک دانشجوی کارشناسی ارشد یا پی اچ دی نوشته شده باشد قابلیت انتشار درمجلات تاپ راندارد مگر خلافش ثابت شود ( اگر از من بپرسید خواهم گفت: حتی اگر خلافش ثابت شود ).

۲٫ موضوع انتخاب شده باید یک موضوع مهم روز باشد.

۳٫ نویسنده بعد از مرور دقیق تمام مقالات فیلد مربوطه باید به آن درجه از تسلط برسد که بتواند تمام دانسته ها و ندانسته های بشر در آن فیلد را در قالب یک بخش Discussion بسیار چشمگیر ارائه بدهد. با خواندن بخش دیسکاشن از این مقاله،‌باید خواننده بصورت اتوماتیک و خودکار به وضعیت فعلی دانش بشری در آن فیلد واقف شده و به Gaps in Knowledge آن فیلد برسد و بصورت خودکار در ذهنش بیاید که مسیر پژوهشهای آتی از کدام سمت خواهد بود. بعبارتی دیگر یک مقاله مروری تاپ مقاله ای است که تکلیف پژوهشگران در آن فیلد را مشخص می کند و راه های متنوعی از پژوهش های آینده را که باید در آن مسیرها گام بردارند به آنها نشان می دهد.

نتیجه گیری ما این است که اگر یک مقاله مروری حتی یکی از سه مشخصات ذکر شده در بالا را نداشته باشد تقریبا می شود پیش بینی کرد که راهی در مجلات تاپ ندارد.

دو. مقاله کیس ریپورت:

مقاله کیس ریپورت تاپ مقاله ای است که به یک مورد Unique اشاره کند و یا یافته هایی بسیار مهم از یک کیس غیر یونیک را درخود داشته باشد و یا مطالعه آن کیس ریپورت ارزش آموزشی بالایی داشته باشد و یا نتایج حاصل ای کیس ریپورت به گونه ای باشد که یک اشکال و ایراد در سیاستگذاری های کلان را به ما نشان می دهد و به Great Policy Makers یادآوری می کند که باید در سیاستهای کلان ( مثلا سیاستهای کلان بهداشتی و یادرمانی در یک مورد خاص ) اصلاحاتی انجام شود. یک کیس ریپورت تاپ مقاله ای است که علاوه بر اینها مسیری را برای پژوهش های اوریجینال آتی نشان بدهد.

سه. مقاله نامه به سردبیر:

مقالات نامه به سردبیر یکی از انواع مقالات هستند که به سختی مورد پذیرش مجلات قرار می گیرند. ممکن است یک پژوهشگر دهها مقاله اوریجینال منتشر کرده باشد ولی توانایی انتشار یک مقاله از نوع Letter To Editor : LTE را نداشته باشد.

یک مقاله از نوع نامه به سردبیر می تواند حاوی یک پاراگراف و متشکل از چیزی حدود پنج تا ده جمله باشد. این مقاله درصورتی می تواند شانس خوبی را برای انتشار در یک مجله تاپ داشته باشد که اولا به موضوع مهمی از مقالات قبلا منتشر شده درهمان مجله اشاره کرده باشد و یا به موضوع مهم روز اشاره کرده باشد و دوما اینکه نویسنده مقاله به هنرمندی تمام توانسته باشد تسلط خود را بر موضوع نشان داده و در یک پاراگراف کوتاه و تعداد محدودی از جملات نه تنها به موضوع مهم ورود کرده باشد و بلکه تکلیف خواننده را هم با ارائه یک نتیجه کاربردی ارزشمند و ترجیحا ارائه هایپوتزهای ارزشمندی که قابلیت آزموده شدن در پژوهش های اوریجینال بعدی هستند روشن کرده باشد. نگارش و انتشار مقالاتی از نوع نامه به سردبیر و مقالاتی از نوع کیس ریپورت در مجلات تاپ، ازجمله سخت ترین کارهایی است که یک پژوهشگر ممکن است برای خودش تصور کند و بارها سخت تر از نگارش و انتشار یک مقاله اوریجینال در یک مجله تاپ خواهد بود.

چهار. مقاله از نوع Original Article:

این مقالات شایعترین نوع مقالات آکادمیک هستند. مقالات اوریجینال معمولا از بیشترین شانس برای انتشار درمجلات تاپ برخوردار هستند. شاید یک پژوهشگر برجسته در طی عمر علمی خودش بتواند یک تا سه مقاله اوریجینال تاپ در مجلات تاپ منتشر کند ولی نتوانسته باشد مقاله ای از نوع کیس ریپورت یا نامه به سردبیر در مجلات تاپ منتشر کند. با اینحال یک مقاله اوریجینال برای اینکه شایستگی انتشار درمجلات تاپ راداشته باشد باید شامل همه ویژگی های زیر باشد:

۱٫ برخلاف مقاله مروری، نویسنده مقاله اوریجنالی که می خواهد مقاله اش را به یک مجله خیلی معتبر بفرستد لازم نیست که حتما یک فرد مشهور باشد. ممکن است این مقاله اولین مقاله وی باشد ( هرچند که احتمال آن اندک است ).

۲٫ مقاله اوریجینال استخراج شده از پایان نامه دکترای تخصصی یا پی اچ دی می تواند شانس پذیرش در مجلات تاپ را داشته باشد، به شرطی که از ویژگی هایی که در ادامه معرفی می کنم برخوردار باشد.

۳٫ موضوع باید نو و جدید باشد و چیزی به علم اضافه کند. بعبارتی دیگر هایپوتزهای پژوهش باید آنچنان مهم و جدید باشد که وقتی سردبیر مجله چشمش به هایپوتز ها ( من نوشتم هایپوتزها ولی شما بخوانید Specific Objective ها ) در یک مقاله بیفتد نگرش مثبتی نسبت به آنچه قرار است از درون بخش های بعدی مقاله مطالعه کند در ذهنش ایجاد بشود. خلاصه کلام اینکه مقاله ای که به هایپوتز ها یا اسپسیفیک ابجکتیوهای مهمی اشاره نکرده باشد هیچ انگیزه ای در یک سردبیر مجله ایجاد نمی کند که ادامه بخش های مقاله را با اشتها بخواند.

۴٫ ساختار مقاله باید کاملا استاندارد و قابل قبول باشد. منظورم این است که بدون توجه به اینکه نوع پژوهش چه بوده است باید هر بخش از مقاله شامل نکاتی که لازم است باشد.

۵٫ بخش اینتروداکشن مقاله حاوی تمام جملات ضروری باشد، خوب شروع شده باشد و خوب Statement of Problem را مطرح کرده باشد و در مطرح کردن پرابلم به آمار و ارقام قابل توجهی اشاره کرده باشد و در انتهای این بخش نیز اسپسیفیک ابجکتیوها را بروش خوبی بصورت استاندارد نگارش کرده باشد.

۶٫ در بخش متدلوژی نیز باید به تمام آن چیزهایی که از یک متدلوژی انتظار می رود اشاره کرده باشد. باید Research design را خوب ارائه کرده باشد و جامعه مورد مطالعه و روش نمونه برداری و روش محاسبه حجم نمونه را خوب بیان کرده باشد و متدهای بکار رفته در پژوهش را بصورت منظم و درحد اقل تعداد جملات معرفی کرده باشد. خیلی به جزییات در بخش متدلوژی نپرداخته باشد ولی همه آن چیزی را که خواننده از این بخش انتظار دارد را نگارش کرده باشد.

۷٫ یک مقاله تاپ مقاله ای است که متدلوژی پژوهشی که مبنای آن بوده است نه تنها فاقد اشکال و عیب و ایراد باشد، بلکه یک متدلوژی جالب باشد. مثلا پژوهشگر آمده باشد و یک ابزار سنجش جدید را برای اندازه گیری متغیرهای مورد مطالعه بکار برده باشد و یا اینکه نوع Research Sedign بجای آنکه مثلا از نوع Cross sectional باشد از نوع Case Control و یا Cohort و یا مطالعات Experimental and Interventional باشد.

۸٫ در بخش یافته های پژوهش باید بعد از ارائه برخی یافته های عمومی مرتبط با جامعه مورد مطالعه به یافته های اصلی پژوهش بپردازد. یک نکته بسیار مهم این است که استفاده از جداول متعدد و زیاد یکی از چیزهایی است که کیفیت مقاله را کم می کند. جداول هرچه کاملتر و تعداد آنها کمتر باشد بهتر است. معمولا می شود نتایج ده جدول را در سه تا چهار جدول جامع تر دسته بندی کرد. ساختار جداول و نحوه ارائه یافته های عددی داخل جدول نیز خیلی مهم است چون معمولا با نگاه به جداول می توان برآوردی مناسب از کل یافته های یک پژوهش را بدست آورد.

۹٫ بخش یافته های یک مقاله تاپ باید حاوی یافته هایی باشد که ترجیحا از درون یک آنالیز آماری سطح بالا و یا هرنوع روش تحلیلی سطح بالای دیگر تشکیل شده باشد. مثلا اگر پژوهش از نوع Quantitative است بهتر است که آنالیزهای آماری چند متغیره یا Multivariate statictics را بکار برده باشد. مثلا موارد زیر:

Factor Analysia

SEM

MLR

Logistic Regression

ANCOVA

و موارد مشابه.

مقاله ای که در بخش انالیز آماری آن از متدهای سطح پایین استفاده کرده باشد معمولا شایستگی مطرح شدن درمجلات تاپ راندارد. مثلا آنالیزهای آماری از نوع زیر همگی آنالیزهای آماری ای هستند که فقط در سطح پژوهش های کارشناسی ( مقطع لیسانس ) قابل قبول هستند و حتی برای پژوهش های مقطع کارشناسی ارشد قابل قبول نیست یا لا اقل به تنهایی قابل قبول نیست. مثلا روشهای سطح پایین زیر:

T- student

Chi Square

Spearman Rho

Pearson product Momentum Analysis

SLR

ANOVA

 و موارد مشابه.

مکررا ایمیلهایی دریافت می کنم که پژوهشگر یک مقاله برایم ارسال می کند و از من می خواهد که یک مجله ای به ایشان معرفی کنم که مقاله ایشان را سریع درعرض دو هفته پذیرش بدهد و آن مجله آی اس آی هم باشد و علاوه بر آی اس آی بودن دارای ایمپکت فاکتور بالا هم باشد و بعد به مقاله که نگاه می کنم می بینم کمپلکسی از همه اختلالات نگارشی، کمپلکسی از بی ساختاری در مقاله، کمپلکسی از تمام اشتباهات رایج در مقاله نویسی است و به آنالیز آماری آن هم نگاه می کنم و می بینم از آزمون تی استیودنت یا کای اسکوئر استفاده کرده است!

۱۰٫ بخش بعدی از یک مقاله اوریجینال بخش بحث یا Discussions است که این بخش دراصل قلب یک مقاله اوریجینال است. بخش دیسکاشن جایی است که پژوهشگر وارد معرکه شده و مهارت خود و تسلط خود به موضوع مورد پژوهش را به رخ خواننده می کشد. مکررا مشاهده کرده ام که در بخش دیسکاشن پژوهشگران محترم ما آمده اند و فقط به ارائه نتایج پژوهش های قبلی و آنهم بصورت فله و غیر دسته بندی شده و غیر هدفدار اقدام کرده اند. در بخش دیسکاشن یک مقاله اورجینال نویسنده باید حتما دلایل و اهمیت یافته های پژوهش را که قبلا در بخش Results ارائه کرده بود را بیان کند و باید به مقایسه نتایج خود با سایر پژوهشها بپردازد و تشابهات و تناقضات یافته های خودش با سایر پژوهشها را به بحث بکشاند و دلایل تشابهات و دلایل تناقضات را هم مطرح کند و مثلا بگوید که چرافلان پژوهشگر که در آمریکا همین پژوهش را انجام داده است نتیجه ای کاملا متفاوت با پژوهشی که ما مثلا در ایران یا روی یک جامعه مطالعاتی دیگر انجام داده ایم بدست آورده است. بحث کردن روی همین شباهتها و تناقضات چیزی است که عملا و مستقیما چراغ هایپوتزهای جدیدی را در ذهن خواننده مقاله روشن می کند. دربخش دیسکاشن علاوه بر همه اینها نویسنده باید به محدودیتهای پژوهش یا Limitation of study اشاره کند.

۱۱٫ در بخش کانکلوژن نویسنده باید بتواند چکیده ای از یافته های پژوهش و اهمیتهای کاربردی یا بیسیک آن یافته ها را بهمراه ارائه هایپوتز های جدید و روشن کردن مسیر آینده پژوهش را همه را با هم درقالب یک پاراگراف متشکل از سه تا پنج جمله کوتاه ارائه دهد. چکیده پژوهشی که فاقد این مشخصات باشید شایستگی انتشار درمجلات High Quality را نخواهد داشت.