دسامبر 08
دسامبر 01

برای نگارش بخش Conclusion می توان از ساختار ساده و روان زیر استفاده کرد. این بخش از یک پاراگراف تشکیل شده است که معمولا حاوی حدود ۵ جمله می باشد. جملات این بخش باید حتی المقدور کوتاه باشد ( تنهاجایی از مقاله که مجاز به کاربرد جملات طولانی هستیم بخش Discussions است)، و هریک از این جملات باید دقیقا در ساختاری که درزیر ارائه میکنم قابل تعریف باشد.

 

یک: جمله شروع کننده:

جمله اول می تواند به هدف کلی پژوهش اشاره کند ولی گاهی بسته به نوع مقاله مخصوصا اگر مقاله از نوع Case Report  و یا Review Article باشد ممکن است نگارش همین جمله متفاوت از زمانی باشد که مقاله شما یک مقاله Original بوده است.

این جمله در یک مقاله اوریجینال میتواند بصورت زیر شروع بشود:

 

The purpose of the current study was to determine ……

The aim of this project was to assess/ to evaluate/ to design/ to determine…..

 

ممکن است در بخش کانکلوژن یک مقاله مروری از استفاده از جمله فوق صرف نظر کنیم که این هم بستگی به نوع مقاله مروری دارد.

یکی دیگر از Version های اولین جمله می تواند بصورت اشاره به محتوای پژوهش باشد نه به هدف پژوهش. درچنین مواردی می توان جمله اول را با یکی از شروع کننده های زیر شروع کرد:

 

This article has argued that…

This paper has given an account of and the reasons for….

This paper has explained the…..

 

دو: جمله دوم:

جمله دوم در کانکلوژن ( که گاهی ممکن است درصورت حذف جمله فوق الذکر به جمله اول تبدیل شود) جمله ای است که در آن به چکیده ای از مجموعه نتیجه گیری های پژوهش می پردازید. این جمله معمولا با یکی از کلمات و اصطلاحات زیر شروع می شود:

 

Our findings suggest that…

This study showed that…

The main conclusion to be drawn from this study was….

 

درصورتی که همانطور که قبلا گفتم این جمله قرار باشد جمله اول بخش کانکلوژن ما باشد، میتوانیم این جمله را بصورت زیر شروع کنیم:

In sum,….

In summary,…

 

سه : جملات میانی:

درجملات میانی باید به خلاصه ای از یافته های مهم پژوهش اشاره شود. این بخش میتواند یک یا دو یا حد اکثر سه جمله کوتاه باشد. جملات این بخش میتواند بصورت زیر شروع شود:

 

The following conclusions can be drawn from the present study:….

The First major finding was that ……..

The second major finding was that ……..

The most obvious finding to emerge from this study was that ……

 

چهار: جمله ما قبل انتهایی:

در اینجا به Gap in Knowledge که پژوهشگر بعد از انجام این پژوهش متوجه حضور این Gap شده است اشاره می شود. توجه شود که در بخش Introduction از مقاله نیز ما بخشی از جملات را به Gap in Knowledge اختصاص می دهیم ولی آن گپ که در اینتروداکشن به آن اشاره می شود گپی است که پژوهشگر قبل از اینکه پژوهش خود را انجام دهد به آن اشاره می کند و اصلا به آن به این دلیل اشاره کرده است که آن را یک دلیل  منطقی برای انجام پژوهش خود قرار داده است. منتهی وقتی که پژوهش حال حاضر به انتها می رسد، پژوهشگر توانسته بخشی یا تمام آن گپ را که در علم وجود داشته است پر کند. دراینجا و بعد از انجام پژوهش جاری، بروز سه حالت محتمل است:

حالت اول این است که پژوهش فعلی توانسته است Gap  موجود در علم را که قبلا در بخش اینتروداکشن مقاله به آن اشاره کرده است کاملا Fill بکند. حالت دوم نیز این است که پژوهش فعلی فقط بخشی از Gap را توانسته است پر بکند. و حالت سوم نیز این است که پژوهش فعلی اصلا نتوانسته است گپ مربوطه را پر کند.

درصورتی که پژوهش فعلی توانسته باشد گپ موجود در علم را پر نماید، پژوهشگر به احتمال زیاد حالا به نقطه ای بالاتر رسیده است و از آنجا قادر است یک سری گپ های جدید را که قبلا با علم موجود قابل دید نبود مشاهده نماید چراکه حالا دیدگاه بالاتری نسبت به موضوع پیدا کرده است. در اینجا پژوهشگر اقدام به اعلام این گپ جدید در علم می کند.

درصورتی که نتوانسته است تمام گپ قبلی را پر کند و یا اصلا هیچ بخشی از گپ را پر نکرده باشد، دراینصورت پژوهشگر باید اینجا اشاره بکند که درست است که فلان نتیجه را بدست آوردیم ولی هنوزفلان سوال بی پاسخ مانده است و یا اصلا ما از این روش به پاسخ سوال خود نرسیدیم.

توجه شود این گپ در نحوه نگارش بخش انتهایی کانکلوژن که درادامه خواهم گفت نقش دارد.

 

پنج: بخش انتهایی کانکلوژن:

حاصل بخش چهارم از کانکلوژن این است که پژوهشگر یک Gap in Knowledge را در ذهن خود دارد. این گپ می تواند یک گپ جدیدا درک شده باشد ( حالت اول از سه حالت ذکر شده در بخش چهار) و یا بخشی یا تمام گپ های اشاره شده در بخش اینتروداکشن همین پژوهش جاری باشد ( حالت دوم و سوم از سه حالت ذکر شده در بخش چهار). نتیجه هر چه باشد، بخش انتهایی کانکلوژن یکی است. یعنی اینکه ماحصل بخش چهارم این است که بالاخره پژوهشگر یک Gap در علم را در ذهن خود دارد.

در بخش انتهایی کانکلوژن، پژوهشگر می تواند اقدام به ارائه Hypothesis یا هایپوتز های جدید بکند و با این کار مسیر آینده پژوهش در این علم را معرفی نماید. این مسیر آینده پژوهش میتواند مسیری برای پر کردن گپ جدیدی باشد که ماحصل پژوهش فعلی است و یا مسیری جدید برای حل مسائلی باشد که این پژوهش نتوانسته است پاسخ آنها را بیابد. دراین بخش حتی پژوهشگر می تواند به Research Design پژوهش های آتی نیز اشاره بکند. بخش آخر کانکلوژن معمولا یک یا دو جمله است. بکاربردن یک جمله طولانی دراین بخش بلامانع است. دراین بخش پژوهشگر میتواند مثلا بگوید که انجام یک مطالعه Cohort یا Experimental بر روی فلان جامعه از سابجکت ها با فلان مشخصات می تواند مسیر خوبی از پژوهش های آتی باشد.

توجه بشود که در اعلام هایپوتزهای جدید و اعلام مسیر جدید پژوهش در این فیلد باید مراقب Conflict of Interest هایی که متعاقب آن ممکن است ایجاد بشود بود. اگر هایپوتزهای جدیدخیلی مهم است و ممکن است رقبا زودتر از ما به تست کردن آن هایپوتزها بپردازند بهتر است این بخش از کانکلوژن با سیاست مناسبی نگارش بشود که همه جوانب را درنظر داشته باشد. بعبارتی جمله نهایی بخش کانکلوژن یک شمشیر دو لبه است. از یک طرف بسیار به اهمیت پژوهش فعلی و به اعتبار آن می افزاید چرا که به خواننده ( و قبل از آن به سردبیر مجله و داوران مجله ای که قرار است این مقاله را پذیرش و منتشر بکنند) تفهیم می نماید که این پژوهش یک پژوهش خیلی مهم بوده و یافته های آن هم خیلی مهم بوده که حتی توانسته مسیر آتی پژوهش دراین فیلد را فراروی سایر پژوهشگران قرار دهد و به عبارت دیگر منتهی به تولید و توسعله یا Develop کردن هایپوتز های جدید و مهمی بشود. و از طرف دیگر، احتمال اینکه سردبیر، داوران مجله و یا خوانندگان مقاله زودتر از نویسنده مقاله اقدام به انجام پژوهشهای تکمیلی بکنند و این مسیر حاوی نگرانی هایی بابت Conflict of Interest باشد نیز وجود خواهد داشت. هرچند که طبق استانداردها و قوانین کمیته هایی نظیر COPE  و WAME که ازاستاندارد سازهای Publication Ethics  هستند داوران و دبیران مجلات ملزم به امانتداری مقالات قبل از انتشار آنها هستند ولی احتمال بروز خطا همیشه وجود دارد.

جملات این بخش از کانکلوژن میتواند به یکی از روش های زیر شروع بشود:

 

Further work needs to be done to establish whether ……

Further experimental investigations are needed to estimate ……

More broadly, research is also needed to determine …..

It is suggested that the association of these factors is investigated in future studies.

Further research might explore/investigate ……

Further research in this field/regarding the role of X would be of great help in …….

Further investigation and experimentation into X is strongly recommended.

 

توجه:

اخیرا مشاهده کرده ام که بعضی از اساتید در تهیه برنامه های کارگاه های روش تحقیق و مقاله نویسی و انتشار که برای دانشجویان و اساتید دیگر برگزار می کنند از متن و یا عینا از تیترهای مطالبی که انحصارا اینجانب منتشر در وب سایتم منتشر کرده ام و درجایی دیگر دراینترنت قابل جستجو نیست استفاده می کنند. آخرین نمونه آن یک کارگاه آموزشی در کشور مالزی بود که از ذکر دقیق مورد پرهیز می کنم.

دوستان عزیز و اساتید گرانمایه ای که خود به برگزاری کارگاه اخلاق پژوهش و اخلاق انتشار و مقاله نویسی اقدام می کنند شایسته است که خود نیز به آن پایبند بوده و درصورتی که از محتوای مطالب اینجانب در تهیه عناوین و محتوای کارگاه های آموزشی خود استفاده می نمایند حتما به رفرنس آن بصورت ( وب سایت رسمی دکتر مهرداد جلالیان ) و بازذکر دقیق آدرس وب سایت اینجانب اشاره نمایند.

دسامبر 01

هزینه انتشار،‌هزینه مولف، هزینه رسیدگی، هزینه چاپ، هزینه داوری، هزینه هیئت تحریریه، مجلات پولی و …. همه اینها موضوعاتی است که امروزه مورد سوال بسیاری از پژوهشگران است. امروز تصمیم گرفتم بصورت مفصل به این موضوع بپردازم.

در گذشته ها نویسندگان هر مقاله ای که به مجله ارسال می کردند بصورت رایگان منتشر می شد. از مدتها قبل فرایند این کار به این سمت رفته است که حتی مجلاتی که وابستگی سازمانی و بودجه ای به یک مرکز دانشگاهی یا صنعتی یا علمی داشته اند هم به این سمت میروند که خودکفا بشوند و برای خودکفاشدن هم علاوه بر فروش نسخه های فول تکست مقالات خود به پژوهشگران و مراکز علمی از مسیر اخذ هزینه های رسیدگی به مقاله و انتشار آن از نویسنده هم اقدام می کنند. برخی از مجلات هم این داستان را به سمتی سوق داده اند که نویسنده درصورتی که بخواهد مقاله ایشان بصورت فول تکست در وبسایت مجله قابل رویت و دانلود رایگان باشد لازم است که هزینه ا نتشار را ( که معمولا چندصد دلار یا چند هزاردلار آمریکا می باشد ) به مجله بپردازد وگرنه مجله درصورتی که این هزینه را ازنویسنده دریافت نکند مجبور خواهد بود مقاله را بصورت غیر رایگان در وبسایت برای دانلود پولی قرار بدهد. هزینه هایی که مجلات بابت انتشار مقالات از نویسندگان دریافت می کنند معمولا به انواع زیر است:

 

یک. هزینه رسیدگی به مقاله یا Processinmg Fee

که به این هزینه معمولا Submission fee هم گفته می شود و هزینه ای است که صرفا مربوط به هزینه رسیدگی و داوری مقاله در مجله مربوط می شود و هزینه زیادی نیست. این مبلغ معمولا پنجاه یا صد دلار و یا درهمین حدود است. این مبلغ معمولا بیش از هر مجله ای توسط مجلاتی دریافت می شود که روزانه دهها مقاله به آنها Submit می شود و واقعا فرصت رسیدگی به اینهمه مقاله را درشرایط معمولی ندارند و برای اینکه هر کسی به خاطر شهرت آن مجله هوس نکند که مقاله اش را به آنجا بفرستد تا ببیند آنچا چه می کنند و چه نظرات داوری روی مقاله ایشان می دهند، آمده اند و این مبلغ را ابتدا دریافت میکنند. نمونه چنین مجلاتی را میتوانم مجله Blood نام ببرم.

 

دو. هزینه داوری سریع:

برخی از مجلات هم آمده اند و قدری قدرت تخیل خود را بکار گرفته و ابتکار دیگری کرده و اعلام کرده اند که فرایند رسیدگی معمول به یک مقاله دراین مجله مثلا چیزی حدود سه تا شش ماه است و اگر نویسنده ای می خواهد که مقاله ایشان سریعتر در مجله تحت داوری قرار بگیرد لازم است که مبلغی را که برابر با چندصد دلار می باشد به مجله بپردازد تا مثلا مقاله ایشان در ا سرع وقت و در طی دو تا سه هفته تحت داوری قرار بگیرد. نمونه چنین مجلاتی را می توانم مجله Journal of Internet Medical research نام ببرم که معتبر ترین مجله مرتبط با E Health در دنیا است و از آنجایی که تابحال چندین مقاله را برای این مجله داوری کرده (‌ و مردود کرده ام Tongue out ) با داستان این مجله دراین مورد کاملا آشنا هستم.

لازم به توضیح است که دو مجله ای که در بالا با ذکر نام اشاره کردم ( مجله Blood و مجله JIMR ) هردو از معتبرترین مجلات دنیا در حیطه علمی خود می باشند.

توضیح اینکه پرداخت هزینه سابمیشن فی و یا پرداخت هزینه داوری سریع به این معنی نیست که مقاله حتما پذیرش خواهد شد.

 

 

سه. هزینه دسترسی رایگان:

 

این هزینه را بعنوان هزینه Open Access می شناسیم و توضیح آن را در ابتدای این مطلب نگارش کرده ام. درصورتی که نویسنده انتخاب کند که مقاله ایشان بصورت اوپن اکسس قابلیت دانلود فول تکست از وبسایت مجله داشته باشد لازم است که هزینه آن را نویسنده به مجله بپردازد ( بعبارتی دیگر ، هزینه ای را که قرار بوده است خوانندگان مجله به مجله بپردازند تا بتوانند مقاله فول تکست را دانلود و مطالعه نمایند را نویسنده پیشاپیش به مجله می پردازد و مقاله خودش را بصورت فول تکست قابل دانلود درمجله می کند ) . این گزینه به نویسنده این امکان را می دهد که مقاله ایشان بیشتر خوانده شود و بیشتر مطالعه شود و احتمال آنکه نویسندگان دیگر در مقالاتشان به این مقاله ارجاع بدهند هم بیشتر خواهد شد.

 

چهار. هزینه انتشار یا هزینه مولف:

برخی از مجلات آمده اند و بدون درنظر گرفتن اینکه قبلا و بهنگام Manuscript Submission از نویسنده تقاضای پرداخت Submission fee را کرده باشند و یا نکرده باشند، بعد از آنکه مقاله توسط مجله پذیرش بشود وقبل از انتشار مقاله، یک Invoice به نویسنده مسئول ارسال میکنند که حاوی اعلام هزینه انتشار است که معمولا چندصد دلار و دربرخی موارد چندین هزاردلار آمریکا می باشد. این مبلغ را معمولا تحت عنوان هزینه انتشار یا Publication Fee از نویسنده دریافت میکنند و یا تحت عنوان Page Charge و یا تحت عنوان Author Fee و یا تحت عنوان Coloured Page Charge از نویسنده دریافت می کنند.

این هزینه را کلا می توان بصورت عمومی تحت عنوان Publication Fee درنظر گرفت که معمولا یک رقم ثابت است مثلا پانصد دلار یا هزار و پانصد دلار یا دو هزا یورو و غیره. ولی گاهی اوقات مجلات آمده اند و گفته اند اگر مثلا مقاله ای حاوی سه نویسنده باشد لازم است که مبلغ سیصد یورو بپردازد و به ازای هر یک نفر نویسنده اضافه در لیست نویسندگان لازم است که نویسنده مسئول مبلغی اضافی برابر با یکصد یورو و یا غیره بابت هر یک نفر اضافه به مجله بپردازد. این مبلغ را می توان بصورت تخصصی تر تحت عنوان Author Fee نامگزاری کرد و البته برخی مجلات آمده اند و گفته اند که نویسندگانی که از کشورهای با درآمد کم هستند می توانند هزینه کمتری را بپردازند.

علاوه بر آن ممکن است مجله اعلام کند که انتشار مقالات رایگان است ولی درصورتی که یک مقاله حاوی یک تصویر رنگی با کیفیت بالا باشد و بخواهد آن تصویر رنگی منتشر بشود لازم است که به ازای هر صفحه رنگی یا هر تصویر رنگی مبلغی معادل چند ده یا چند صد دلار به مجله پرداخت بشود. گاهی نیز مجلات به ازای هر جدول یا Tabgle و هر تصویر یا Figure سیاه و سفید و یارنگی یک نرخ خاصی را مشخص کرده اند که از نویسنده دریافت می کنند و یا می گویند که اگر مقاله کمتر از سه هزار کلمه باشد رایگان است ولی اگر بیش از آن باشد به ازای هر هزار کلمه لازم است که مثلا یکصد یا دویست دلار به مجله پرداخت بشود.

بنابراین ما در موضوع پرداختهای نویسندگان مقالات به مجلات آکادمیک تنوع زیادی از انواع پرداخت را مشاهده می کنیم که همه این تنوع ها بستگی به سیاستهای هر مجله دارد و بستگی به نوع انتشار کاغذی یا الکترونیک و سایر موارد درحیطه تصمیم گیری دبیران اجرایی مجله دارد.

دسامبر 01

این مطلب در نوبت بروز رسانی و تکمیل خبر قرار دارد. بعدا از این صفحه دیدن فرمایید.

تا آن زمان پژوهشگرانی که تمایل دارند برای مقاله ایشان مجله ای متناسب با آن معرفی نمایم می توانند صرفا ازطریق ایمیل زیر با من مکاتبه کنند:

ایمیل:

[email protected]

لطفا در ایمیل خود به سوالات زیر به تفکیک و به دقت پاسخ بدهید و اطلاعات مرتبط با سوالات زیر را دراختیارم قرار بدهید. اطلاعات دقیق و پاسخ دقیق شما به سوالات زیر نقش مهمی در انتخاب مجله مناسب برای مقاله شما دارد:

یک. درصورت صلاحدید مقاله تان را به ایمیل ضمیمه نمایید.

دو. آیا برای مجله مورد نظر سطح خاصی از نمایه سازی یا Index مورد نظر است؟ مثلا ISI یا PubMed/Medline یا Scopus یا سایر نمایه های بین المللی؟

سه. تازمانی که مقاله شما پذیرش بشود چقدر فرصت دراختیار دارید؟

چهار. درصورتی که مقاله شما محصول یک کار پژوهشی کارشناسی ارشد یا پی اچ دی است اعلام بفرمایید.

پنج. این مقاله را با چه هدفی می خواهید منتشر کنید؟ آیا برای کسب امتیاز مشخصی از دانشگاه به آن نیاز دارید یا برای غنی کردن رزومه علمی تان در پذیرش دانشگاه های خارج از کشور به قصد ادامه تحصیل است و یا غیره؟

شش. اگر این مقاله را میخواهید از امتیازش در مرجع خاصی ( مثلا یک دانشگاه داخل یا خارج از کشور ) استفاده کنید،‌ درصورتی که آن دانشگاه لیستی از مجلات ممنوعه یا Black List دراختیار شما قرار داده است آن لیست را هم به من  اعلام کنید که اطمینان حاصل کنم که مجله ای که به شما معرفی می کنم در آن لیست حاضر نباشد.

 

صرفا فقط از طریق ایمیل با من تماس بگیرید و از درج درخواست خود بعنوان یادداشت درانتهای این صفحه خودداری نمایید.

 

برگرفته از سایت دکتر مهرداد

دسامبر 01

مقدمه:

این یک سوال و یا یک موضوع خیلی خیلی شایع در بین پژوهشگران ماست. این سوال راپایه ای قرار دادم بر آنکه بعد از دو سال یک مطلب Basic را درزمینه آموزش اخلاق پژوهش و اخلاق انتشار به مطالب قبلی مرتبط با اخلاق پژوهش دروبسایتم اضافه کنم و درادامه این متن ضمن ارائه داستانها و کیس های واقعی و آموزشی و پرسش و پاسخهای متعدد، سعی خواهم کرد که به این موضوع بسیار مهم و فراوان فراموش شده و یا آموزش داده نشده در موضوع تولید و انتشار نتایج پژوهش بپردازم تا انشاء‌الله هیچ نکته مبهمی دراین مورد درذهن پژوهشگران محترم باقی نماند.

 یک داستان:

یک روز یادم میاد که در یک کارگاه مقاله نویسی و انتشار،‌ داشتم توضیح می دادم که کار خوبی نیست که یافته های بخشهای مختلف یک پژوهش رو در قالب مقالات مجزا منتشر کنیم و به این کار Salami Publication و یا Salami Slicing گفته میشه که کاری پسندیده از نظر اخلاق انتشار یا Publication Ethics نیست. بعد از این گفتار، یکی از اساتید محترم اشاره کرد که:

ما اصلا کارمون همین بوده و این یکی از شگردهای موفقیت ماست و همه اینکار رو انجام می دادیم ولی نمیدونستیم این کار اسمش سلامی پابلیکیشنه و این واژه یا اصطلاح رو برای اولین باره که می شنویم.

یک تعریف:

Salami publication و یا Salami Slicing به پدیده ای گفته می شود که دو یا چند مقاله ازدرون یک پژوهش منتشر شود که جامعه مورد مطالعه، متدلوژی و سوالات پژوهش یکسان و یا تشابه زیادی داشته باشد. بسیاری از مجلات مدتهاست که ضوابطی را برای اسکرینینگ مقالات وارده ازنظر سلامی پابلیکیشن طراحی کرده اند که از انتشار این مقالات جلو گیری شود هرچند که بسیاری از مجلات هم با این گونه از مقالات مشکلی ندارند. البته تشخیص مقالاتی که ازدرون یک پژوهش یکسان بصورت مجزا برش خورده باشند همیشه کار ساده ای نیست و حتی از آن که بگذریم و بالاتر برویم، اصلا یک موضوع دیگر هم هست و آن هم این است که برخی مواقع ما مجبور هستیم که نتایج یک پژوهش ( مثلا یک پژوهش اپدیمیولوژیک بزرگ با نتایج گسترده و دسته بندی شده کاملا متنوع ) را در بیش از یک مقاله منتشر کنیم و انتشارهمه نتایج در یک مقاله غیر ممکن خواهد بود. بنابراین امیدوارم مطلبی که دراینجا نگارش می کنم بتواند ایده مناسبی به پژوهشگران بدهد که بتوانند تشخیص بدهند که چه زمانی باید از چه کاری پرهیز کنند.

یک سوال. آیا سلامی پابلیکیشن همان Duplicate Publication است؟

پاسخ این سوال خیلی مفصل است. دوپلیکیت پابلیکیشن یا Redundant Publication یک موضوع کاملا غیر اخلاقی در پژوهش و انتشار نتایج پژوهش است که قویا باید از آن پرهیز شود و موضوعی کاملا متفاوت ( و البته مشکل در تشخیص افتراقی ) با سلامی پابلیکیشن است. به این موضوع در مطالبی که در آینده منتشر خواهم کرد خواهم پرداخت.

سوالی دیگر. بالاخره اینکار را بکنیم یا نکنیم؟

پاسخ این سوال ممکن است قدری پیچیده باشد. ممکن است من بخشی از این پاسخ را بصورت تئوریک و آموزشی و آنچیزی که باید باشد ارائه بدهم و بخشی از پاسخ من ممکن است محتوی روشی باشد که بدون توجه به باید ها ، امروزه عملا در برخی مراکز اجرا می شود،‌ شایع است، و اصلا شاید نهادینه شده باشد!

بطور خیلی خلاصه، اگر خیلی ساده بخواهم بگویم ، پاسخ به این سوال دراکثر موارد خیر است مگردرمواردی که مشابه توضیح قبلی با پژوهشهای بزرگ سروکار داریم که یافته های کاملا گسترده ای را تولید کرده باشند و پرهیز از این کار عملا مقدور نباشد. ولی اگر در یک دانشگاه یا یک سازمان علمی که ممکن است به این قوانین هنوز ورود نکرده باشد یک پژوهشگر بدنبال امتیازات زودگذر باشد ممکن است در عمل به گونه ای دیگر نسبت به این موضوع نگریسته شود و آنچیزی که درعمل انجام می شود ممکن است متفاوت از آنچه باید باشد و رفتاری متفاوت با پاسخ ثابت من به این سوال مشاهده شود.

یک سوال خیلی مهم: آیا اگر قوانین جاری به ما اجازه انتشار چند مقاله از یک پژوهش را بدهد و مارا ازاینکار منع نکند، ارتکاب به Salami Publication به نفع یا به ضرر پژوهشگر است؟

ممکن است خواننده بگوید:‌خوب این چه سوالی است؟ دانشکده ما که هیچ، رییس دانشگاه ما و از اون بالاتر هم اصلا این واژه سلامی پابلیکیشن را به گوششان هم نخورده است. حالا ما چرابیاییم به چیزی که حتی ازنظر قانونی کاری خلاف قوانین جاری نیست و حتی اهمیت موضوع آن شناخته نشده است توجه کنیم و درجایی که می توانیم از یک پژوهش چهار تا مقاله منتشر کنیم و رتبه استادیاری خودمان را به دانشیاری تبدیل کنیم ، چرا که نه؟

ولی پاسخ من این است که ارتکاب عمل سلامی پابلیکیشن به ضرر پژوهشگر است حتی اگر منع قانونی هم وجود نداشته باشد. دلیل آن را در مثالی که درادامه خواهد آمد تحلیل خواهم کرد.

یک مثال عینی از سلامی پابلیکیشن:

فرض کنیم یک دانشجوی دکتری در پاکستان براساس راهنمایی استادش می رود و بر روی جامعه دختران فراری در شهر لاهور پاکستان پژوهشی انجام می دهد تا اختلالات رفتاری این جامعه را بررسی و ارائه کند. فرض کنیم که ایشان بعد از جمع آوری داده ها از روی چهارصد نفر از جامعه مورد مطالعه، پیدا می کند که یکی از اختلالات رفتاری شایع در این گروه از دختران، اعتیاد به مواد مخدر است و احتمالا یکی دیگر از اختلالات رفتاری احتمالا شایع در این جامعه، ارتکاب دزدی و اختلال دیگر هم که شاید شایع باشد تن فروشی است. حالا ایشان می تواند یک مقاله ای بنویسد که عنوان آن چنین باشد:

بررسی اختلالات رفتاری شایع در دختران فراری در شهر لاهور پاکستان در سال ۲۰۱۲

ولی ممکن است ایشان به قول خودش زرنگی بکند و برود و بجای تولید یک مقاله، نتایج را در سه مقاله مجزا منتشر کند به شرح زیر،  و اولی را در یک مجله مرتبط با اعتیاد، دومی را در یک مجله مرتبط با علوم اجتماعی، و سومی را در یک مجله مرتبط با روانشناسی منتشر کند:

یک. بررسی شیوع اعتیاد در دختران فراری در شهر لاهور پاکستان …….

دو. بررسی شیوع دزدی در …………

سه. بررسی شیوع تن فروشی در …….

پر واضح است که پژوهشگر عزیز ما دراینجا به وضوح مرتکب Salami Publicationشده است.

چرا؟

زیرا جامعه مورد مطالعه، نمونه، سوال و یا ابجکتیو پژوهش و متدلوژی مطالعه یکی بوده است.

ممکن است پژوهشگر عزیز ما که در پاکستان آن سه مقاله فرضی را از نتایج آن پژوهش فرضی فوق الذکر منتشر کرده است خود راقانع کند که قوانین این اجازه را به ایشان داده است و مجلات هم از ایشان ایرادی نگرفته اند. بنابراین ایشان رفته است و کاری را که به نفع شخصی ایشان است انجام داده است.

یک مثل قدیمی هست که می گوید (چیزی شبیه این): دانشجوی دکترا راضی، استاد ایشان هم راضی، معاونت پژوهشی دانشگاه لاهور هم راضی، وزارت آموزش عالی پاکستان هم راضی، مجله هم راضی، قوانین جاری هم راضی، …. ، خدا ناراضی؟

ولی من دراینجا مثالی عینی را ارائه می کنم که قضاوت درمورد تصمیم گیری نهایی برای ارتکاب یا عدم ارتکاب به سلامی پابلیکیشن را به خواننده واگزار خواهد کرد:

فرض کنیم که من یک متخصص بیماری های داخلی شاغل در یکی از بیمارستانهای هندوستان هستم. یک بیمار با علایم متعددی از اختلالات دستگاه کلیه، اختلالات کبدی، اختلالات سیستم مغز و اعصاب،  و اختلالات قلبی مراجعه می کند که قابل انتساب به یک سندرم یا بیماری شناخته شده نیست و بعد از مطالعه کامل این بیمار و تشخیص نهایی، به این نتیجه می رسیم که ایشان مبتلا به یک بیماری بسیار نادر شده است که تابحال در دنیا کمتر از یکصد مورد از آن شنناسایی شده است و همه مواردی از این بیماری که تابحال گزارش شده اند متعلق به منطقه ای در شمال ژاپن بوده اند و تابحال سابقه نداشته که این بیماری در جایی دیگر از دنیا مشاهده بشود و ما اولین کیس این بیماری را مثلا در شهر بمبئی هندوستان کشف کرده ایم. برای انتشار نتایج این پژوهش می توانم یکی از دو سناریوی زیر را اجرا کنم:

سناریوی اول:  من می توانم با خودم محاسبه کنم و تصمیم بگیرم که اختلالات مشاهده شده در دستگاه مغز و اعصاب این بیمار را بعنوان یک مقاله کیس ریپورت به یک مجله و اختلالات کلیه و قلب و کبد را هم به مجلات دیگری بعنوان کیس ریپورتهای جداگانه ای ارسال و منتشر کنم.  همین کار را هم می کنم و این مقالات را به چهار مجله معتبر دنیا در زمینه مغز و اعصاب، بیماریهای کبد، بیماریهای کلیه، ‌و بیماریهای قلب ارسال می کنم. از آنجایی که آن مجلات برخلاف تصور قبلی من جزو مجلات عضو Committee on Publication Ethics یاCOPE هستند، بنابراین یکی از مواردی که حتما به آن توجه خواهند کرد ضوابط شناسایی و حذف مقالاتی است که احتمال دارد حاصل عملیات Slicing بر روی یافته های یک پژوهش یکتا باشند. بنابراین مجله مغز و اعصاب به من ایمیل می فرستد و باتوجه به آنکه آن کیس بیماری خاص همه می دانند که دارای نشانه هایی در دستگاه قلب و کلیه وکبد هم هست، از من سوال می کند که چرا من در مقاله کیس ریپورتم فقط به یافته های مغزی این بیمار اشاره کرده ام؟ پس کو بقیه یافته های کلیوی و کبدی و قلبی این بیمار؟ من هم می گویم که آنها را درمجله ای دیگر منتشر خواهم کرد. نتیجه کاملا مشخص است،‌ مقاله من مردود می شود.

از قضا هر سه مجله دیگر هم که از مجلات معتبر و پدر و مادر دار و حساب و کتاب دار در عالم مجلات پزشکی هستند هم همین کار را می کنند و چهار مقاله من عملا مردود می شود.

دراین مرحله قدری جستجو می کنم و می بینم که چهار مجله دیگر هستند که خیلی سختگیر نیستند و از قضا آی اس آی و یا پابمد هم هستند و یک هفته ای پذیرش مقاله را اعلام می کنند. من هم از خدا خواسته و چهار مجله را به یکی از این مجلات و یا اگر به قول خودم زرنگ باشم، هرکدام رابه یکی از این چهار مجله سهل گیر ارسال میکنم و بمدت کوتاهی هرچهار مقاله خودم را منتشر شده در قاب قرارداده و در دیوار اتاقم آویز می کنم. چرا که نه؟

چهار مقاله کیس ریپورت از یک بیماری بسیار نادر و اولین نمونه از گزارش یک بیماری در هندوستان توسط پژوهشگر برجسته ای که از امروز عنوان من خواهد بود منتشر شده است و احتمالا فردا روزنامه ها هم با من مصاحبه خواهند کرد، وبسایت دانشگاه هم این مقالات را در صفحه اول خود درمعرض دید همه قرار می دهد، دردانشگاه هم دانشجویان من را با انگشت به هم نشان میدهند و می گویند همینه که کاشف فلان بیماری نادر درهندوستانه! احتمالا نتایج این بیماری تازه مشاهده شده را در چهار کنفرانس جداگانه هم در دانشگاه های مختلف به عنوان سخنرانی ارائه می دهم و خلاصه اینکه با همین یک کیس ریپورت کوچولو چندین مقاله و کنفرانس و همایش و سمینار و …. را برای خودم ردیف میکنم و صد البته که چه کسی شایسته تر از من که از رتبه استادیاری به رتبه دانشیاری ارتقاء یابد؟

سناریوی دوم: واما ممکن است سناریو را طوری دیگر طراحی و اجرا کنم. بعد از آنکه اولین مجله به من یادآوری می کند که این موضوع سلامی پابلیکیشن است و لازم است که کلیت کیس ریپورت درقالب یک مقاله واحد منتشر بشود، من از مجله و همچنین از سایر پژوهشگران و نویسندگانی که تجربه موثر داشته اند مشورت می گیرم و نهایتا به این نتیجه می رسم که بجای آنکه چهار مقاله آبکی یا نیمه آبکی را در چهار مجله آبکی یا نیمه آبکی منتشر کنم، بجای آنکه دیدی کاسبکارانه و عوامفریبانه ( و شاید بهتر بگویم، خواص فریبانه ) به موضوع داشته باشم، تنها به رشد علم فکر کنم و آن کاری را که لازم است انجام بدهم همانکار را بصورت استاندارد انجام بدهم.

نتیجه آن خواهد شد که احتمالا مجله ای با ایمپکت فاکتور هفتاد، مقاله واحد من را که از این کیس تهیه شده است را منتشر می کند. البته من اصلا به فکر سطح مجله نبوده ام و چیزی از آی اس آی و ایمپکت فاکتور و این چیزها اطلاعی هم نداشته ام ولی مسیر فکری که داشته ام من را بصورت اتوماتیک به این مسیر راهنمایی کرده است که نهایتا مقاله ام دریکی ازمعتبرترین مجلات دنیا منتشر بشود. تمام مزایایی که درحالت قبلی بدنبال آن بوده ام را بصورت اتوماتیک و پیش بینی نشده، از درون این مقاله کسب خواهم کرد و اتفاقا سه ماه بعد هم کنفرانس سالانه انجمن جهانی بیماری ایکس که معتبرترین کنفرانس سالانه مرتبط با همان بیماری خاص است نیز از من دعوت می کند که در کنفرانس سالانه آنها در ژاپن شرکت و سخنرانی کنم و بلیط رفت و برگشت و هزینه اقامت من را هم خواهند داد و از آن به بعد همیشه من یک پای ثابت از پژوهشگران شناخته شده بین المللی مرتبط با آن بیماری از کشور هندوستان خواهم بود.

درانتهای این داستان،‌من نمی خواهم پیش داوری کنم که کدامیک از دو اقدام و دو سناریوی فوق بهترین نتیجه را برای من یا هر پژوهشگر دیگری در پی خواهد داشت، ولی قضاوت را به خواننده واگزار می کنم.

ماموریت آخر، نمونه ای از انتشار اخلاقی و سالم دو مقاله ازدرون یک طرح پژوهشی:

درانتها یک مثال عینی از یک پژوهش را بیان می کنم که پژوهشگر می تواند (‌و گاهی چاره ای جز این هم ندارد) که ازیک پژوهش دو عدد مقاله اوریجینال تهیه کند.

فرض کنیم که ما یک پژوهشی را می خواهیم درحوزه روانشناسی یاعلوم اجتماعی یا علوم آموزشی انجام بدهیم. در این پژوهش هرچه گشته ایم نتوانسته ایم پرسشنامه مناسبی برای جمع آوری داده ها را که دیگران قبلا تهیه کرده باشند را پیدا کنیم و استفاده کنیم و یا به هردلیل دیگری لازم بوده است که خود پژوهشگر بیاید و یک پرسشنامه تخصصی مرتبط با سنجش متغیرهای مورد مطالعه را طراحی کند. دراین مسیر پژوهشگر می آید و درطی یک پژوهش مقدماتی نفس گیرو چند مرحله ای ‌،‌اقدام به طراحی پرسشنامه استاندارد و valid سازی آن می کند. و درمرحله نهایی از همین پرسنامه برای جمع آوری داده ها استفاده میکند. این پژوهشگر محترم ، از آنجایی که توانسته است یک Measurement Tool جدید را طراحی کند،‌ می تواند و البته کاری بسیارخوب خواهد بود که بیاید واین فرایند چند مرحله ای را که منجر به تولید این ابزار سنجش جدید (‌همان پرسشنامه مورد نظر ) شده است را در قالب یک مقاله اوریجینال منتشر کند و یافته های پژوهش اصلی را هم بعدا در قالب یک مقاله دیگر منتشر کند. فراموش نکنیم که طراحی یک ابزار سنجش Valid که تمام مشخصات یک ابزار سنجس معتبر را داشته باشد ( درمثال فوق، همان پرسشنامه )‌ اهمیتی دقیقا به اندازه کسی دارد که رفته است و وزنه را برای سنجش وزن و خطکش را برای سنجش سانتیمتر اختراع کرده است.

 

درانتها، امیدوارم که مطلبی که امروز به زبان محاوره ای و در ارتباط با Salami Publication منتشر کرده ام زمینه ساز ایده های مناسب و خوب در ذهن پژوهشگران محترم کشور ما در ارتباط با تولید و انتشار نتایج پژوهش ،‌اخلاق پژوهش و اخلاق انتشار باشد.

 

دسامبر 01

خبر: برگزاری سمینار و کارگاه مقاله نویسی انگلیسی و انتشار مقالات آی اس آی.
متن خبر: بدینوسیله آمادگی خود را برای همکاری مشترک درطرح های پژوهشی آکادمیک و سازمانی، تدریس در کارگاه های روش تحقیق، و برگزاری سمینار و کارگاه های مقاله نویسی بزبان انگلیسی و سمینارهای راهنمای تولید و انتشار مقالات در نیم سال اول هزار و سیصد و نود و یک اعلام می کنم.گروه هدف این برنامه های آموزشی میتواند هرکدام از گروههای زیر باشد:

 

اساتید محترم دانشگاه، دانشجویان دکترای تخصصی و فوق تخصصی، دانشجویان مقاطع پی اچ دی و کارشناسی ارشد درتمام رشته های آموزشی منجمله علوم انسانی،‌علوم پزشکی و بهداشت و علوم مهندسی.

مراکز هدف برگزار کننده:

تمامی مراکز دانشگاهی دولتی و خصوصی و شرکت ها و موسسات علمی آزاد.

متقاضیان می توانند درخواست خود را صرفا از طریق ایمیل با ایمیل زیر به اینجانب اعلام نمایند.

[email protected]

دانشجویان و اساتید محترم دانشگاه که نیاز به راهنمایی اختصاصی اینجانب در پروژه های مقاله نویسی خود دارند نیز کمافی السابق میتوانند از طریق ایمیل فوق با اینجانب درتماس باشند. علاوه بر آن ایشان میتوانند متن خبر منتشر در این صفحه را به اطلاع مسئولین آموزشی و پژوهشی دانشگاه خود رسانده و از طریق اداری اقدام به درخواست برگزاری این برنامه ها در مرکز دانشگاهی خود بنمایند.

نحوه درخواست برگزاری سمینار یا کارگاه مقاله نویسی،‌تولید و انتشار مقالات آی اس آی :

مسئولان دانشگاهی علاقمند به درخواست برگزاری این برنامه ها لطفا در ایمیل خود موارد زیر را به اطلاع اینجانب برسانند که براساس این اطلاعات امکان برنامه ریزی مقدماتی مقدور باشد:

یک: اعلام تاریخ تقریبی نیاز به برگزاری برنامه .

دو: زمانبندی مناسب اجرای برنامه ،‌که می تواند بصورت برنامه نصف روزه،‌یکروزه و یا چند روزه برگزار شود.

سه: تم برنامه ، که می تواند صرفا بصورت کارگاه نگارش مقالات انگلیسی باشد و یا صرفا بصورت سمینار و سخنرانی همراه با بحث و تبادل نظر دوطرفه بین سخنران و مستمعین و با تم سیاستهای تولید و انتشار مقالات در مجلات معتبر و یا بصورت ترکیبی از هر دو برنامه مقاله نویسی و انتشار مقالات باشد.

چهار: لطفا از ارسال درخواست برگزاری کارگاه نگارش مقالات فارسی خودداری بفرمایید. من در نگارش مقالات فارسی هیچ تخصصی ندارم و تجربه من صرفا تدریس و نگارش مقالات انگلیسی زبان می باشد.

پنج: زبان برگزاری سخنرانی یا کارگاه بسته به درخواست مرکز برگزار کننده برنامه می تواند کلا به فارسی و یا کلا به زبان انگلیسی باشد. درصورتی که نیاز به برگزاری سخنرانی اینجانب به زبان انگلیسی باشد،‌از آنجایی که برنامه ها عموما بصورت بحث و تبادل نظر دو جانبه بین سخنران و مستمعین برگزار می شود لازم است مستمعین برنامه از حد اقل توانایی مورد نیاز برای استفاده بهینه از برگزاری برنامه به زبان انگلیسی برخوردار باشند. درغیر اینصورت برگزاری برنامه صرفا به زبان فارسی گزینه مناسبتری است.

شش: درصورت امکان، درخواست اولیه خود در صورت امکان پیش نویس عناوین و سرفصلهای مورد نیاز تان بهمراه زمانبندی و تعداد روز مناسب برگزاری را به من اعلام بفرمایید که من براساس آن جدول برنامه را به شما تقدیم کنم. درصورتی هم که تمایل دارید این امکان هم هست که من خودم لیست حدول برنامه را براساس تجربیاتی که دربرگزاری این برنامه ها داشته ام به شما اعلام بکنم.

هفت: تاریخ احتمالی برنامه را نیز در یک محدوده تقریبی به من اعلام بفرمایید.

هشت: گروه هدف  مورد نظر شامل کدام یک از گروه های دانشجویی تحصیلات تکمیلی و یا اساتید و هیئت علمی دانشگاه است؟ و پیش بینی می شود که چه تعداد در این برنامه شرکت کنند؟ براساس تعداد شرکت کنندگان میتوان برنامه ریزی کرد که این برنامه بصورت کارگاه و یا بصورت سمینار و سخنرانی بهمراه بحث دو طرفه انجام بشود.

نه: شکل برگراری برنامه: در صورتی که نیاز به برگزاری برنامه به شکل کارگاه باشد بهترین تعداد شرکت کنندگان در این برنامه می تواند حدود بیست نفر باشد ولی بسته به محدودیتهای برگزار کنندگان قابلیت این هم هست که شرکت کنندگان را در گروههای پنج نفره و با حد اکثر تعداد نفرات تا چهل نفره برنامه ریزی کرد. درصورتی که تمایل به اجرای برنامه به صورت بحت و تبادل نظر دوطرفه مابین سخنران و مستمعین باشد امکان این وجود دارد که بصورت سمینار و سخنرانی برای گروه مستمعین باتعداد بالاتر از چهل نفر تا چندصد نفر برگزار بشود.

لطفا از ارسال درخواست برگزاری برنامه بصورت ثبت یادداشت در انتهای این پیام خودداری نموده و صرفا از طریق ایمیل فوق الذکر با اینجانب تماس گرفته بشود.

با احترام

دکتر مهرداد جلالیان

اول فروردین یکهزار و سیصد و نود و یک