جولای 20

با صحبت هایی که با بسیاری از دوستان انجام داده ام متوجه نکته ای مبتلاء به شدم و آن سردرگم بودن همه ما در هنگام جستجوی علمی است.

اینکه نمی دانیم باید از کجا شروع کنیم؟!

چطور باید به مساله هجوم ببریم؟!

و آن را در نهایت حل کنیم…

بگذارید طور دیگر به این مقوله نگاه کنیم.

اینکه در شیوه های تحقیق موفق عمل نکردیم، همه ی اشکال متوجه ما نیست.

شیوه های آموزشی قطعا بی تاثیر نیست. دانش و تجربه استاد مربوطه نیز در آن موضوع بی تاثیر نیست. اما بخشی از این سردرگمی را قطعا خود ما دامن می زنیم.

اینکه نتوانسته ایم به شیوه های درست تحقیق دست یابیم و اینکه پروژه های علمی بسیاری را به نام خود ثبت ننموده ایم و ید طولایی در این باره به رخ نکشیده ایم، همه ی اشکالاتش متوجه محیط بیرونی نیست.

و این سیکل غیر حرفه ای، مدام تکرار می شود و چرخه حیات علم، به شیوه ناقص کنونی از ما به نسل دیگری سرایت میکند.

و هر از چندگاهی هم ممکن هست جهشی کند یا نکند، ولی تا به کی باید به انتظار فرآیند های تصادفی امیدوار بود؟

کمی به مساله توجه کنیم.

مساله این است، و شاید سوال بسیاری از دوستانمان باشد که چرا محقق خوبی نیستیم؟ و یا چطور محقق خوبی بشویم؟

در مواجهه با مساله علمی، افراد چند دسته می باشند.

دسته اول،

افراد محققی که در مواجهه با مساله در همان آن، شروع به پرسیدن از این و آن می کنند، بدون اینکه مطلب را حتی یک صفحه مطالعه کرده باشند.

عنوان مساله را بر پرچمی می نگارند و آن را بر می افراشند و به زمین و زمان ایمیل می زنند، از دوستان خود سوال میکنند.

از اتاق اساتید خارج نمی شوند و دائم در حال سوال هستند.

این عده در نهایت به جواب می رسند، اما عده زیادی را درگیر کرده اند.

دسته دوم،

این عده خوب بلدند به اصطلاح، گلیم خود را از آب در آورند.

مانند یک ماشین جنگنده و غول آسا مساله را در می نوردند.

مساله را مقابل خود گذاشته و مطالب مرتبط با مساله را از کوچکترین جنبنده مرتبطی که در آن است تا ستاره های کهکشان پیدا و دانلود می کنند،

و سپس مورد بررسی قرار می دهند.

مثلا ماه اول، جمع اوری اطلاعات.

ماه دوم، فکر می کنند اطلاعات جمع آوری شده کم است.

و همینطور، تا چند ماه مشغول جمع آوری و سپس مشغول خواندن و استخراج محتوی.

تجربه نشان داده این افراد نیز مساله را حل می کنند.

دسته سوم،

با شانسی که می آورند، یک دوست و یا استاد مسلط به موضوع پیدا می کنند.

و از ماه دوم، شروع به نگاشتن فصول پایان نامه می کنند!!

اینها نیز خیلی زودتر مساله را بر حسب اتفاق و شانس حل می کنند.

اما به راستی کدام شیوه درست تر است؟ شما اگر تجربه ای دارید در این وبلاگ بیان کنید تا ما و دیگران نیز استفاده کنیم.

برای اینکه آنسوی علم را ببینیم چه شیوه ای را بایستی برگزید؟

آیا برای در نوردیدن مرزهای دانش، بایستی چندین هارد اکسترنال پر از کتاب و مقاله داشت؟

یا بایستی شیوه ها و روش ها و نقشه راه ها را درست دید و پیاده نمود.

تجربه نشان می دهد پژوهشگاه های برتر جهان، عمدتا بر اساس نقشه راه پیش می روند و همین امر اگر چه خیلی منظم می باشد و تحمل این همه نظم گاها سخت و با اصول و قواعد انسان بلند پرواز و دوستدار سرک کشیدن به همه جا کمی مغایر و محدود کننده به نظر می رسد، اما در نهایت منجر به محصول و دانشی می شود که تا مدتها شکستن رکورد آن کار ساده ای نخواهد بود.

به نظر می آید بایستی از همین پروپوزال های ساده دانشجویی شروع کنیم،

و نقشه راههای مناسب را با تجربه هایی که از همین پروپوزال ها بدست می آید تدوین کنیم.

جالب است اگر تا چندی پیش، داشتن یک پروپوزال خوب و یا ایده برای یک دانشجوی دکتری ارزش می بود، امروز این تبدیل شده به اینکه برای آینده چه پیش بینی می کنی و یا به عبارتی، نقشه راهی که در پیش داری چیست؟

به نظر من، بهترین راهکار این است…

در لحظه اول مواجهه با یک مساله علمی، بلافاصله به دنبال جواب نگردید. چون اینگونه، ناخواسته سردرگم می شوید…

به دنبال یافتن دهها مقاله ی مرتبط می روید، از هر دوست و استادی که می شناسید سوال می کنید و بدون اینکه دقیقا بدانید به دنبال چه می گردید، دور خود می چرخید و می چرخید…

حقیقت این است که من هم مثل خیلی از دوستان بودم.

اما اکنون به راه حلی رسیدم که بهتر دیدم با شما نیز در میان بگذارم. تا قبل از ورود به این سردرگمی، از راه درست به هدف خود برسید.

شاید بهتر آن باشد که در وهله اول (قبل از ورود به هر یک از سه دسته)، نقشه راه خود را ترسیم کنیم.

تنها یک قلم و کاغذ نیاز است.

ابتدا باید هدف خود را در سطر اول مشخص نماییم.

و سپس با کوچک کردن و خرد کردن این هدف این هدف بزرگ به اهداف کوچک تر و تلاش برای دستیابی به این اهداف، و در نهایت به هدف اصلی مان دست یابیم.

کار سختی نیست.

یک بسم الله می گویم و با توکل به او شروع می کنیم.

اول، مساله و یا عنوان پایان نامه و پروپزال تان را در بالای صفحه یادداشت کنید.

سپس چند دقیقه ای به خود فرصت دهید و راجع به مساله خوب فکر کنید.

حالا هدف تان را به اهداف کوچک تری تبدیل کنید همچون:

۱- ببینم که مفهوم دقیق این مساله چیست و از من چه می خواهد؟

۲- کلمات کلیدی مرتبط با مساله ام چیست؟

۳- به دنبال مقالاتی که حاوی بیشتر این کلمات کلیدی هستند، بگردم.

۴- شروع به خواندن همان چند مقاله کنم.

۵- قطعا تمام متن مقاله را متوجه نمی شوم، چون تازه با این مساله مواجه شده ام و در آن تخصص کامل ندارم.

۶- در مقالات اولیه، مقدمه و بدنه اصلی مقالات بیشترین کمک را در فهمیدن مساله به من می کنند. نتایج این مقاله، در این لحظه به درد من نمی خورند. چون من هنوز در مرحله ای هستم که دارم با مفهوم مساله آشنا می شوم.

۷- الان به درک بهتری از مساله رسیده ام، اما هنوز نقطه های مبهمی در ذهنم نقش بسته اند.

۸- به پیش استاد راهنمایم که مساله را برایم تعریف کرده بروم، و بعد از توضیح آنچه خودم از مساله فهمیده ام، از ایشان در مورد نکاتی که متوجه نشده ام، راهنمایی بخواهم.

وقتی استادم ببیند که من در ابتدا مساله را پردازش کرده ام و چند مقاله مرتبط خوانده ام و بعد سوالاتی در ذهنم ایجاد شده، با انگیزه بیشتری به سوالاتم جواب خواهد داد.

۹- الان از دوستانی که در این زمینه کار کرده اند نیز می توانم کمک بگیرم. چون فردی نیستم که فقط یک صورت مساله، در دست داشته باشم. اکنون اطلاعات زیادی نیز در این زمینه دارم و وقتی دوستم نکته ای را می گوید، حرفش را بهتر می فهمم و کمک بزرگ تری در پیشبرد هدفم است.

۱۰- حالا باید دوباره شروع به تحقیق و جستجوی مقالات بیشتری کنم. چون الان، کلمات کلیدی بیشتری را مرتبط با مساله ام پیدا کرده ام.

۱۱- مراجع مقالاتم را نباید فراموش کنم. بهترین کار این است که وقتی مقاله ای را می خوانم و در آن می بینم که نویسنده به مرجعی اشاره کرده، به دنبال یافتن آن مقاله باشم تا مفهوم کامل مطلب در مقاله اولم را بهتر دریابم.

۱۲- اکنون اطلاعات زیادی در زمینه مساله ام دارم و دقیقا می دانم که چه می خواهم و باید چه کار کنم.

۱۳- شروع به نوشتن آنچه در جواب مساله می خواهم میکنم (هنوز جواب دقیق را پیدا نکرده ام) .

۱۴- به قول خودمان “اهداف، ایده ها و کارهایی را که در پیش رو داریم” را تیتروار می نویسم.

۱۵- حالا باید به دنبال آزمایش، برنامه نویسی و یا آن روشی باشم که من هم بتوانم نتایج خود را از کارم بگیرم.

۱۶- سعی می کنم اول، نتایج مقالات کلیدی مرتبط با مساله ام را خودم نیز بدست آورم تا از صحت کارهایم مطمئن شوم. به عبارتی ابتدا آن را انجام دهیم که دیگران انجام داده اند. به عبارتی “دست گرمی” آزمایشی کار دیگران را تکرار میکنیم تا خوب به موضوع مسلط شویم

۱۷- جواب ها نزدیک هم هستند!!

۱۸- حالا ایده های خودم را انجام می دهم. اگر همه چیز مرتب باشد اکنون آماده نوشتن یک مقاله کامل و ناب هستم. چون هم به صحت کارم اطمینان دارم و ایده های جدیدی را نیز صحت سنجی کرده ام و خودم می توانم یک مقاله عالی بنویسم.

۱۹- اکنون من آماده ام که از جواب مساله ام دفاع کنم.

همین الان یک کاغذ و قلم بردارید و شروع به نوشتن ره نگاشت (نقشه راه) خود کنیدنکات کلیدی و مهم برای نحوه جستجوی منابع علمی

جولای 20

متداول‌ترین وسیله بررسی تجربی در جامعه‌شناسی و بسیاری از رشته‌های مجاور دیگر و همچنین در بخش‌های کاربردی، روش مصاحبه است. زیرا گرچه با این وسیله، رفتار اجتماعی افراد فقط به طور غیر مستقیم، بر مبنای عکس‌العمل آنها به سوالات سنجیده می‌شود و به نظر می رسد با تکنیک‌هایی چون مشاهده و یا آزمایش ممکن است بتوان رفتار اجتماعی افراد را در گروههای کوچک به طور مستقیم و واقعی‌تر بررسی کرد، اما در گروه‌های بزرگتر، هنگامی که مقایسه نسبتاً دقیق رفتار گروه ها با یکدیگر مطرح می شود باید مقیاس‌های دقیق، قابل اطمینان و یک‌شکلی برای مقایسه و سنجش افراد با یکدیگر یافت که در مجموع “مصاحبه” در بیشتر موارد به این هدف ایده‌آل نزدیک‌تر است.
انجام مصاحبه عبارتست از هنر پرسیدن پرسش‌های درست و به دقت گوش‌دادن به آنچه که مصاحبه‌شونده می‌گوید و هم‌چنین چیزهایی که مصاحبه‌شونده نمی‌گوید.
مصاحبه ارتباطی طراحی شده، هدف‌دار، رودررو و نیازمند به تصمیم‌گیری است که دو طرف در آن حضور دارند و دست‌کم یکی از طرفین با برنامه‌ریزی قبلی در آن شرکت می کند. به عبارتی محقق طی برنامه ای معین به وسیله سوالات مشخص در پی سنجش هدف‌هایی مشخص است. با همین توضیح چنین بر می آید که:
۱٫ در آغاز باید هدف‌های کل (هدف تحقق و بررسی) و هدف‌های جزء (هدف از طرح هر سوال) مشخص شده باشند
۲٫ وسیله بررسی و سنجش در این روش، سوال و یا وسیله های شبیه آن (نظیر گویه) است.
۳٫ این وسایل نسبت به موضوع و افراد و شرایط مکانی و زمانی مورد مطالعه باید هر بار با برنامه‌ای دقیق و قابل کنترل، پیاده شوند تا امکان مقایسه و نتیجه‌گیری قابل اطمینان وجود داشته باشد.
انواع مصاحبه
برای مصاحبه، انواع مختلفی قائل شده اند که در شکل گسترده و تفصیلی آن می توان از مصاحبه شفاهی، کتبی، گسترده (درسطح)، عمقی، مصاحبه هدایت‌شده، مصاحبه آزاد، مصاحبه تفسیری، مصاحبه خبری، مصاحبه باز، مصاحبه بسته، مصاحبه مطبوعاتی، مصاحبه رادیویی و تلویزیونی یاد کرد. این مجموعه از مصاحبه‌ها را می‌توان در سه طیف (مصاحبه خبری، مصاحبه فردی و مصاحبه گروهی) جمع بندی کرد.
مصاحبه شفاهی همچنان که از نامش پیداست، مصاحبه ای است که توسط مصاحبه‌گر به صورت طرح سؤال مستقیم از مصاحبه شونده و گرفتن پاسخ‌های مستقیم از او و به صورت شفاهی انجام می گیرد. مصاحبه شفاهی معمولاً زنده تر، داغ تر و به‌روزتر از مصاحبه کتبی است و غالب مصاحبه‌های خبرساز به شکل مصاحبه زنده صورت می گیرد. در مصاحبه کتبی، مصاحبه شونده ناگزیر است به پرسش‌نامه ای که به او داده می شود به صورت کتبی پاسخ دهد و یا این که ابتدا لیست سؤالات را به صورت کتبی از مصاحبه گر می گیرد و پس از مدت زمانی (که غالباً کم و زیادش دست خود اوست) به سؤالات (آن هم سؤالاتی که خودش می خواهد) پاسخ می دهد. در اکثر موارد این پاسخ ها ناقض و نارسا هستند. در مصاحبه‌های شفاهی، هم سؤالات جدید بر حسب مورد قابل طرح است و هم پاسخ ها مستقیم‌تر اند و مصاحبه شونده نمی تواند از پاسخگویی شانه خالی کند، اما در مصاحبه‌های کتبی، اختیار کار بیشتر در دست مصاحبه شونده است.
مصاحبه گسترده نیز (همچنان که از نامش پیداست) بیشتر “به صورت سطحی” به مسائل مختلف می پردازد و گرچه ممکن است سؤالات متعددی نیز در آن مطرح شود اما هدف، ریشه‌یابی و بررسی علت و معلول موضوع مورد مصاحبه نیست. در مصاحبه عمقی با وضعیتی برعکس روبرو هتسم. در این نوع از مصاحبه، ریشه یابی ها و کشف زوایای ناشناخته و پنهان یک موضوع، مدنظر است.
در مصاحبه هدایت شده معمولاً هم سؤال و هم جواب معطوف به زمینه و موضوع خاصی است و سؤالات در جهتی از پیش تعیین‌شده پرسیده می‌شود و بالطبع پاسخ ها هم به همین ترتیب در این جهت پیش می رود. اما در مصاحبه آزاد، پرسشگر می تواند درباره مسائل و موضوعات مختلف، سؤالات متعددی را مطرح کند و پاسخ های لازم را بگیرد. معمول است که در این نوع مصاحبه‌ها، از قبل بین مصاحبه گر و مصاحبه شونده معین می شود که آیا باید فقط در زمینه مسئله خاصی سؤال شود یا می توان مجموعه‌ای از سؤالات را از مسائل مختلفی (که مصاحبه شونده درباره آن اطلاعاتی دارد) مطرح کرد. این به خواست مصاحبه کننده، اجابت مصاحبه شونده و اقتضای خود موضوع بر می گردد که چگونه مصاحبه انجام شود، اما غالب مصاحبه شونده ها، مصاحبه‌ هدایت شده را ترجیح می دهند، زیرا می توانند از پیش خود را برای آن آماده کنند و حدود سؤالات را حدس بزنند. در مصاحبه آزاد چنین امکانی کمتر وجود دارد. نوع دیگری از مصاحبه هم هست که مصاحبه بسته خوانده می شود. مصاحبه بسته، مصاحبه ای است که پاسخ سؤالاتش فقط “آری یا نه” است و مصاحبه شونده حق و امکان توضیح بیشتر را ندارد و اصلاً چیزی بیشتر از این از او خواسته نمی شود. اما در مصاحبه باز مصاحبه شونده مختار است که به سؤالات مطرح شده به هر شکل که می خواهد پاسخ دهد.
مصاحبه فردی
در مصاحبه فردی هدف، بیشتر کسب آگاهی و شناساندن افراد (خبرساز یا عادی و غیر معروف)، عقاید، افکار و نظرهای آنان در زمینه های سیاسی، فرهنگی، مذهبی، اجتماعی، علمی و … است. تفاوت این نوع مصاحبه با نوشتن بیوگرافی در این است که بیوگرافی در مورد شخص “نوشته می شود” در حالی که در مصاحبه فردی، شخص در مورد خودش “سخن می گوید”.
در تهیه مصاحبه فردی باید به این نکات توجه کرد:
۱٫ برخلاف مصاحبه خبری که توصیف محیط مصاحبه و حرکات مصاحبه شونده ضروری نیست، در تنظیم مصاحبه فردی چه با افراد معروف و چه افراد عادی این کار ضروری است.
۲٫ ذکر تکیه کلام مصاحبه شونده یا عبارت هایی که او در مصاحبه زیاد تکرار می کند، در مصاحبه خبری ضروری نیست؛ در حالی که در مصاحبه فردی در اکثر مواقع لازم است، زیرا این گونه مطالب ویژگی های فردی شخص را نمایان می کند؛ اما باید توجه داشت که بیان این‌گونه مطالب نباید موضوع اصلی مصاحبه را تحت‌الشعاع قرار دهد.
۳٫ به طور کلی در مصاحبه، اشتباه های مصاحبه شونده از لحاظ دستور زبان باید تصحیح شود. فراموش نشود که در مصاحبه فردی، هدف اصلی شناساندن طرز فکر، عقیده و نظر مصاحبه شونده است و در مصاحبه خبری ارائه اطلاعات جدید در مورد یک رویداد.
مصاحبه گروهی
در مصاحبه گروهی، آگاهی از عقاید، افکار و نظر تعداد زیادی از افراد جامعه مورد توجه و نظر است و خبرنگار اطلاعات خود را از چندین نفر به دست می آورد. معمولاً موضوع مصاحبه گروهی مطالبی در رابطه با وقایع جاری است که مستقیماً به مردم مربوط می شود. تفاوت مصاحبه گروهی با مصاحبه خبری در این است که مصاحبه شونده شخص مسئولی نیست، بلکه فردی است که صرفاً نظر خود را بیان می کند.
در تهیه مصاحبه گروهی باید به نکات زیر توجه داشت:
۱٫ گرچه یافتن افراد برای مصاحبه گروهی کار مشکلی نیست، ولی باید توجه داشت که انتخاب افراد باید با موضوع مصاحبه منطبق باشد، مثلاً اگر موضوع مصاحبه در زمینه مسایل کارگری است، مصاحبه شونده را باید از میان کارگران کارخانه ها انتخاب کرد و نه مردم کوچه و بازار.
۲٫ تعداد مصاحبه شوندگان اندازه معینی ندارد، در اکثر موارد تعداد بین ۱۰ تا ۲۰ نفر کافی است ولی باید توجه داشت که این گونه مصاحبه‌ها را هیچ گاه نمی توان به عنوان تحقیق علمی تلقی کرد مگر اینکه تعداد و روش انتخاب افراد با اصول آمار و روش های سنجش افکار منطبق باشد. در مصاحبه گروهی نباید اطلاعات جمع آوری شده را به کل جامعه و حتی گروه خاص تعمیم داد.
۳٫ در این گونه مصاحبه‌ها برای اینکه پاسخ ها را بتوان با یکدیگر ترکیب کرد، برای همه مصاحبه شوندگان باید سوال یکسان باشد. اگر در زمینه یک موضوع سوال ها به گونه های مختلف طرح شود، ترکیب یا تجزیه و تحلیل پاسخ ها امکان پذیر نخواهد بود.
۴٫ پرسش باید ساده و روشن طرح شود تا مصاحبه شونده بتواند مفهوم مطلب را به سرعت دریابد. بنابراین نباید پرسش های طولانی و پیچیده را در مصاحبه گروهی مطرح کرد. همچنین پرسش ها نباید جهت دار باشند؛ زیرا در چنین مواردی پاسخ ها حاوی تاثیر مصاحبه کننده بر روی مصاحبه شونده خواهد بود.
مصاحبه خبری
مصاحبه خبری گزارش و حاصلی است از فراگرد ارتباط میان دو سوی ارتباط، به منظور دستیابی به واقعیتی که دارای یک یا چند ارزش خبری است. این گزارش ضمن آنکه تحت تاثیر ویژگی های دو سوی این فراگرد ارتباطی است، احتمالاً از عوامل درون سازمانی و برون سازمانی نیز تاثیر می پذیرد.
بخش قابل توجهی از اخبار رسانه ها را مصاحبه خبری تشکیل می دهد و مطالب تازه دیدنی و شنیدنی در خلال آنها به مخاطبان ارائه می شود. از این رو خبرنگاران همیشه به دنبال تهیه مصاحبه‌های جذاب و پرطرفدار و دارای بار و ارزش خبری هستند و از این رهگذر به بخشی از نیازهای مخاطبان رسانه پاسخ می گویند.
اهمیت مصاحبه خبری
در این نوع مصاحبه:
* مطالب ناگفته که تا قبل از مصاحبه انتشار نیافته، به مخاطبان ارائه می شود.
* مخاطب مطالب را به طور مستقیم از منبع مسئول دریافت می کند.
* مخاطبان با منابع خبری آشنا و به توانایی های آنان آگاه می شوند.
* مخاطب با گرفتن اطلاعات مصاحبه شونده به ارزیابی روند امور می پردازد.
مصاحبه در صورتی موثر است که در آن از مجریان مجرب و مصاحبه‌شوندگان توانا استفاده شود و موضوع نیز بااهمیت و مهم باشد. تعیین موضوع و هدف در مصاحبه خبری بسیار مهم است؛ تعیین اینکه در مصاحبه چه اهدافی پیگیری می شود؛ چنین شرایطی مخاطب را در فهم مطالب بسیار یاری می‌دهد و جذابیت مصاحبه را افزایش می دهد.
طبقه‌بندی مصاحبه‌های رسانه‌ای:
مصاحبه با هدف گردآورنده اطلاعات: مقصود اصلی از این نوع مصاحبه به دست آوردن واقعیت‌ها یا روشنگری درباره موضوعی است و می توان آن را به صورت مستقیم یا ضبط شده پخش کرد و شامل مصاحبه با متخصصان، سخنگویان رسمی یا شاهدان عینی است. باید اطمینان حاصل کنید که با مطلع ترین فرد در دسترس گفتگو می کنید و باید وقت کافی صرف کنید برای اینکه به تمام سوالاتی که احتمالاً قرار است بپرسید، برسید تا مطمئن شوید که تمام مبحث را به روالی روشن و منطقی پوشش داده اید.
مصاحبه های بیانگر عقیده یا تشریح کننده: همین که مطالب در دسترس قرار گیرد به فردی نیاز دارید که آنها را برای شما و مخاطبان تعبیر و تفسیر کند. بنابراین مجدداً با متخصص آشنایتان درباره این موضوع، یا سخنگوی رسمی از سازمانی برای واکنش به آنها تماس می گیرید. ممکن است تصویری فوری از عقیده عموم نیز بخواهید؛ این قسمت از مصاحبه معمولاً در قالب صدای توده یا تلفنی است.
مصاحبه های پاسخگومحور: هدف از این نوع مصاحبه آن است که از فردی که در قبال اتخاذ تصمیم و ارائه طرحی مسئول بوده بخواهد که دلایل خود را برای مبادرت ورزیدن به رشته ای از اقدامات اظهار و توجیه کند. ممکن است شما در مقام مصاحبه‌گر درباره این اقدامات به جدل بپردازید، یا نظر مصاحبه شونده دیگری را بخواهید که با این اقدامات مخالفت می کند یا دست کم موافق نیست.
مصاحبه‌های عاطفی یا احساسی: این نوع مصاحبه برای بسیاری از خبرنگارها مشکل ترین نوع است. سوال رایج که معمولاً می پرسند این است: “درباره … چه احساسی دارید؟” این قالب قابل درک است چون خبرنگاران می کوشند وضع درونی مصاحبه شونده را کشف کنند. موضوع هر چه باشد، مصاحبه‌هایی که پاسخ هیجانی تولید کنند به پرسش هایی با احساس و غیرمداخله‌جویانه نیاز دارند. در مقدمه چینی برای ورود به چنین مصاحبه‌هایی باید دقت مضاعف داشت. توصیه می شود:
الف) تا از مصاحبه شونده مدنظر اجازه دریافت نکرده اید،
ب) و در وضعی که به نظر می رسد فرد در حالت ضربه روحی است،
مصاحبه را اجرا نکنید. این مصاحبه باید آنچه را که روی داده توصیف کند یا توضیح دهد، یا حاوی اطلاعاتی باشد که دیگران را از حوادث مشابه در آینده بر حذر دارد.
عواملی وجود دارند که یک مصاحبه معمولی را به مصاحبه به یاد ماندنی تبدیل می کنند این عوامل عبارتند از:
ارتباط زنده میان مصاحبه گر و مصاحبه شونده
افشای غیرمنتظره قضیه ای از سوی مصاحبه شونده
نگاه افشاگرانه به یک موقعیت یا شخصیت
عرضه اطلاعات تازه.
اصول مصاحبه:
اولین مرحله در فرایند مصاحبه ایجاد انگیزه در پاسخگو برای مصاحبه و ارائه اطلاعات است. در بر انگیختن پاسخ دهنده به همکاری سه عامل زیر کمک می کند:
– پاسخگویان باید احساس کنند که گفتگو با مصاحبه گر موفقیت آمیز و رضایت بخش خواهد بود. مصاحبه گران باید خود را همدل و هم‌صحبت نشان دهند.
– مصاحبه شونده باید احساس کند که مصاحبه ارزشمند است. نه تنها باید احساس کند که این مصاحبه برای او مفید است، بلکه باید بداند که با موضوع مهمی سروکار دارد و مشارکت وی بسیار حائز اهمیت است. مصاحبه کننده باید با ذکر اهمیت مطالعه، پاسخگویان را به مشارکت در این امر علاقه‌مند کند.
– باید بر موانع ذهنی پاسخ گویان فائق آمد. مصاحبه کنندگان باید سوءبرداشتها را اصلاح کنند. بعضی از پاسخ گویان ممکن است با تردید به مصاحبه‌گران بنگرند و آنان را فروشندگان یا نمایندگان دولت بدانند. مصاحبه گران باید اهمیت مطالعه، شیوه انتخاب پاسخگویان و ماهیت محرمانه بودن مصاحبه را دوستانه توضیح دهند.
موسسه پژوهش های اجتماعی دانشگاه میشیگان در مورد اینکه چگونه مصاحبه کننده باید خود را به پاسخگو معرفی کند، نکات زیر را عنوان کرده است:
خود را به پاسخگو معرفی کنید و بگویید از طرف چه کسی آمده اید.
به پاسخگو به شیوه ای که برای او ایجاد انگیزه کند بگویید چه کاری انجام می دهید.
به پاسخگو شیوه انتخاب او را بگویید.
راهکار خود را با موقعیت تطبیق دهید.
سعی کنید رابطه ای اطمینان بخش و حاکی از تفاهم بین خود و پاسخگو به وجود آورید.
پس از این مقدمات مصاحبه کننده برای شروع مصاحبه آماده است. فنون ویژه ای که مصاحبه گر می تواند در این فرایند استفاده کند، عبارتند از:
پرسشها باید مطابق با پرسشنامه پرسیده شود، اما می توان به صورت غیر رسمی سوال کرد.
مصاحبه باید در فضایی غیررسمی و آرام انجام شود و مصاحبه کننده باید از ایجاد این ذهنیت که آنچه انجام می شود یک امتحان است، خودداری کند.
هر سوال را به آرامی و با تامل بخوانید. مطالعات نشان داده اند که سرعت روخوانی ایده آل باید دو کلمه در ثانیه باشد. سرعت کند و آرام به مصاحبه کنندگان این امکان را می دهد که منظورشان را واضح تر کنند و به پاسخ دهندگان نیز این فرصت را می دهد که سوال را درک کنند و جواب خود را آماده کنند.
پرسشها باید به همان ترتیب پرسشنامه پرسیده شود. پژوهشگر ترتیب پرسش‌ها را به نحوی پیوسته طراحی کرده که این اطمینان را به وجود آورد پاسخهای پاسخگویان تحت تاثیر پاسخشان به سوالهای دیگر قرار نگیرد. علاوه بر آن برای استاندارد کردن مصاحبه، هر مصاحبه‌گر باید از همان ترتیبی تبعیت کند که پژوهشگر معین کرده است.
هر سوال را که در پرسشنامه آورده شده است مطرح کنید. بعضی اوقات پاسخ دهندگان پیش از آنکه از آنان سوال شود جواب‌ها را می دهند. هنگامی که چنین امری رخ می دهد، مصاحبه‌کننده باید کماکان به موقع سوال مزبور را مطرح کند اما پاسخ قبلی پاسخ دهنده را نیز تایید کند، به عنوان مثال بگوید: می دانم که قبلاً به این سوال پاسخ داده اید اما …
پرسش‌هایی را که به اشتباه تفسیر یا درک می شوند باید تکرار و روشن کرد. در بیشتر مواقع پاسخگویان هیچ مشکلی در تفسیر یا درک ندارند. حداکثر، بعضی از افراد پیش از پاسخ به یک پرسش به خصوص به زمان بیشتری نیاز دارند. کاهش اوقات پاسخگویانی که مشکل شنوایی یا گویایی دارند، در درک پرسش مشکل ایجاد می کند؛ بنابراین مصاحبه گر باید آن پرسش را تکرار کند. به ندرت پیش می آید که مصاحبه گر پرسش را با عبارت دیگری بیان کند و تنها زمانی که متقاعد شد پاسخگو پرسش را اشتباه تفسیر کرده، باید به این کار مبادرت ورزد.
اهداف مصاحبه‎ها
مصاحبه‎ها اهداف گوناگونی دارند. ممکن است انجام مصاحبه به ‎منظور جمع‎آوری اطلاعات، ارزیابی طرف مقابل، اقناع و تغییر عقیده شخص، راهنمایی و توضیح برخی مسائل و یا جهت استخدام باشد. بدین ترتیب برای دستیابی به هر یک از اهداف ذکر شده، برنامه‎ریزی متفاوتی جهت انجام مصاحبه مورد نیاز خواهد بود.
الف- مصاحبه برای جمع‎آوری اطلاعات
هدف از چنین مصاحبه‎ای، جمع‎آوری اطلاعات، اخبار یا عقاید در مورد یک موضوع یا شخص است. تنظیم سؤالات در این نوع مصاحبه باید به نحوی باشد که اهداف مصاحبه‎گر را تأمین کند و به اطلاعات او در مورد موضوع بیفزاید. سؤالات باید به نحوی طراحی و مطرح شوند که نظرات، ادراکات، موضع و برداشت‎های مصاحبه‌شونده در مورد موضوع خاص دریافت شود. در این نوع مصاحبه‎ها معمولاً از اشخاصی سؤال می‎شود که دارای تخصص، صلاحیت و موقعیت شغلی متناسب با موضوع مصاحبه باشند.
ب- مصاحبه جهت ارزشیابی
در این‎گونه مصاحبه، معمولاً شخصی که دارای موقعیت شغلی بالاتری است برای مقام پایین‎تر از خود سؤالاتی را مطرح می‎کند تا از پاسخ‎های دریافت‌شده به موارد مرتبط بکار پی‎ببرد. اطلاعاتی نظیر، چگونگی انجام کار، کیفیت و شرایط فعلی، امکان انجام بهتر کار و اینکه شخص مصاحبه شونده چه کاری را بهتر می‎تواند انجام دهد. در طی چنین مصاحبه‎هایی، روحیات و انتظارات شخص بهتر ارزیابی می‎شود و مصاحبه‎گر از نقطه‎نظرات دیگران نسبت به کارشان و نسبت به خودشان آگاهی می‎یابد.
ج- مصاحبه اقناعی
در این نوع مصاحبه، مصاحبه‎گر قصد دارد، نظر، عقیده، رفتار و یا برخورد مصاحبه‎شونده را نسبت به موضوعی تغییر دهد. همراه پیشر‎فت مراحل مصاحبه این انتظار وجود دارد که مصاحبه‎شونده به هدف یا اهداف مصاحبه‎گر نزدیک‎تر شود و عکس‎العمل متناسب نشان دهد. این‎گونه مصاحبه‎ها معمولاً در موارد بازرگانی و فروش محصولات میان خریدار و فروشنده انجام می‎شود.
د- مصاحبه جهت راهنمایی و مشاوره
در چنین مصاحبه‎هایی، معمولاً مصاحبه‎گر از نظر روان‎شناختی، شخص آگاهی است و قصد دارد با ارائه سؤالات و دریافت واکنش‎ها، شخص مصاحبه‌شونده را راهنمایی کند و به هدف خاصی برساند. در این‎گونه مصاحبه‎ها، مصاحبه‎شونده برای حل مشکلات و مقابله با مسائل، کار مثمرثمر، برخورد مناسب با دیگران، کسب توانایی در ایجاد ارتباط با سایرین و در کل برای برقراری ارتباط صحیح و موفقیت‎آمیز در زندگی روزمره راهنمایی می‎شود.
ه- مصاحبه تودیعی
این مصاحبه معمولاً زمانی انجام می‎شود که کارمندی قصد خروج از سازمانی را دارد. در این مصاحبه سعی می‎شود علت‎های مختلف عدم مطابقت و علل اختلاف میان کارمند و کارفرما که موجب خروج کارمند شده است، کشف شود. اطلاعاتی که از این نوع مصاحبه به‎دست می‎آید در مورد اشخاص دیگر و کسانی که قصد استخدام دارند به کار گرفته می‎شود. بدین‎وسیله موارد اختلاف کمتری در روابط شغلی ایجاد می‎شود. در نتیجه، انجام کارها با رضایت بیشتر طرفین و برخورد کمتر صورت می‎گیرد.
ر- مصاحبه استخدامی
مصاحبه جهت استخدام یا پذیرش، کاربردترین و معمول‎ترین نوع مصاحبه است که هر شخصی به احتمال زیاد در طول زندگی در آن شرکت می‎کند. نتیجۀ چنین مصاحبه‎ای این است که شخص برای انجام کاری یا پذیرش مسئولیتی مناسب یا غیرقابل قبول معرفی می‎شود. در چنین مصاحبه‎ای باید ارتباطی مفهوم‎دار میان مصاحبه‎گر و مصاحبه‎شونده ایجاد شود. ماحصل کار تعیین می‎کند که آیا امکان به‎وجود آمدن همکاری متقابل و سازنده وجود خواهد داشت یا خیر. در مصاحبۀ استخدامی، مصاحبه‎گر این امکان را به‎وجود می‎آورد تا مصاحبه‎شونده نیز سؤالاتی را در مورد شغل آینده مطرح و پاسخ‎هایی دریافت کند. بنابراین در این مصاحبه پرسش و پاسخ، دوطرفه خواهد بود.
فرایند مصاحبه:
مصاحبه تنها یکی از مراحل تحقیق است و خود یک فرایند کامل نیست. اکثر مصاحبه‎های موفق از نظم خاصی پیروی می‎کنند. به‎طور خلاصه هر مصاحبه‎ای دارای یک مقدمه، یک بخش اصلی و یک انتهاست.
الف) مقدمه یا گشایش مصاحبه در حقیقت راهگشای ورود به مرحلۀ اصلی است.
ب) بخش اصلی مصاحبه در برگیرندۀ بیشترین بحث انجام شده و شامل گفت‎وگوهای دو جانبۀ طرفین است.
ج) در انتها نیز ضمن یک نتیجه‎گیری کلی از خلاصۀ گفت‎وگو، مصاحبه به پایان می‎رسد.
در شروع مصاحبه، یک معارفۀ صمیمانه می‎تواند احساس اعتماد و دوستی را بین طرفین حاکم سازد و شرایطی را ایجاد کند که هر دو طرف قادر به برقراری ارتباط صحیح با یکدیگر باشند. در این مرحله احساس ترس از طرف مقابل از بین می‎رود و به جای آن احساس اطمینان و حس همکاری جایگزین می‎شود. برقراری چنین حالتی به منزلۀ کلیدی برای ورود به بحث اصلی مصاحبه است. معمولاً گفت‎وگو از آب و هوا، وضعیت خیابان‎ها، اخبار روز و مسائلی از این دست باعث می‎شود که مصاحبه‎شونده، ترس از مصاحبه‎گر را از خود دور می‎سازد و آرامش بیشتری بیابد.
کانل و کان (Cannell & Kahn)، کل فرایند مصاحبه را به مراحل چند گانه زیر تقسیم کرده اند:
– تنظیم یا انتخاب برنامه مصاحبه (مجموع پرسش ها، اظهارات، تصاویر، یا دیگر محرک‌هایی که موجب بیان پاسخ می شوند) و یک مجموعه قواعد یا رویدادهای خاص برای استفاده از برنامه.
– اجرای مصاحبه (سعی در دریافت پاسخ ها یا بروز وقایعی که می بایست طبقه بندی شوند)
– ثبت پاسخ ها (توسط یادداشت برداری، تجهیزات الکترونیکی یا وسایل دیگر)
– تهیه رمزهای عددی (مقیاس یا دیگر نظام های عددی که پاسخ های ثبت شده به آنها تبدیل شوند و نیز مجموعه قواعد تبدیل آنها)
– رمزگردانی پاسخ های مصاحبه.
انواع سوالات مصاحبه:
سوالات به دو دسته کلی و جزئی تقسیم بندی می شوند:
– سوالات کلی: که پاسخهای کلی را به دنبال دارند؛ پاسخ کلی موجب طولانی شدن مدت مصاحبه می شود و باعث می شود که کنترل مصاحبه در دست مصاحبه شونده باشد و طرح سوالات کلی محیط مصاحبه را گرم و صمیمی می کند.
– سوالات جزئی: در آن مصاحبه شونده مجبور می شود که با سوال به صورت مستقیم مواجه شود؛ مدت مصاحبه کوتاه می شود و کنترل مصاحبه در دست مصاحبه کننده خواهد بود.
مسایل زبانی:
اولین نکته ای را که در هنگام طرح سوال باید بدان توجه داشت، مسایل زبانی است. بدین معنی که هسته اساسی روش مصاحبه را “زبان” تشکیل می دهد و از آنجا که واژه ها و قواعد زبانها نسبت به فرهنگ‌ها و ارزش های حاکم بر آنها با یکدیگر متفاوتند، نمی توان سوالی را که در جامعه مطرح می شود، همیشه به همان صورت در جوامع دیگر نیز به کار برد. این تفاوتها فقط در بین دو جامعه وجود ندارد، بلکه در داخل یک جامعه نیز هر یک از گروه های اجتماعی دارای هنجارها، ارزش ها و معیارهای گوناگونی هستند که در زبان خاص آن گروه متجلی می شود.
مسایل روانی:
با مطرح ساختن اصل تفهیم صحیح و سریع و امکان تغییر قواعد دستوری یک سوال در واقع ما از مسایل زبانی فراتر رفته و مسایل روانی را نیز پیش کشیده ایم. عوامل روانی بر روی آمادگی و تمایل پاسخگو به واقعیت گوئی عموماً به دو گونه تاثیر می گذارند:
هنگامی که پاسخگو هیچ‌گونه جبهه گیری خاصی در مقابل سوالات و مطالب ندارد، اما محقق و پرسشگر، آگاهانه (مثلاً مغرضانه) و یا ناآگاهانه (در اثر اشتباه) موانعی در راه ارائه پاسخ‌ها ایجاد کرده، به افکار پاسخگو جهت داده و موجب جبهه گیری او می شوند.
وقتی که پاسخگو تمایلی به پاسخ دادن و گفتن مطالب و واقعیت ها ندارد و در ذهن او موانعی برای گفتن واقعیت ها وجود دارد.
در هنگام طرح سوال باید کوشش شود که این عوامل را خنثی کرد.
مسائل موجود در طرح یک مطالعه مبتنی بر مصاحبه
ویچ و بنزمن (Vich and Benzman)، انواع خطاهای با اهمیت و منابع اطلاعات گمراه کننده در یک مصاحبه را مشخص کردند. فهرست آنها شامل موارد زیر بود:
– خطاهایی که ناشی از قصد عمدی پاسخ گو در فریب دادن یا گمراه کردن هستند
– مشکلاتی که به طور موقتی با پاسخ‌گو پیوند دارند
– خطاهایی که به موقعیت روانی پاسخ گو مربوط هستند
– خطاهای غیرعمدی پیرامون موارد بالا.
این دو محقق در مقاله خود بیان کرده‌اند که هر یک از عوامل زیر می تواند موجب کسب اطلاعات نادرست گردد:
– اطلاعات سودار یا تحریف شده که در نتیجه قصد پاسخ گو برای اثر گذاشتن بر نتیجه تحقیق ارائه می گردد. این سوداری ها را می توان از کارگزاران جامعه که مایلند تصویر خوبی را از شهرشان ارائه دهند، انتظار داشت.
– اطلاعات نمایشی که به منظور افزایش لطف و جاذبه اطلاع دهنده و اجتماع، طرح ریزی شده است.
– اطلاعات اغراق آمیز که توسط اصلاح طلبان و به قصد استفاده از تحقیق برای نمایش و اصلاح اجتماع ارائه می شود
– جلوگیری از کوشش‌هایی که به منظور کسب اطلاعات در مورد مسائل خاصی مانند پدیده جنسی، قدرت و طبقه اجتماعی به عمل می آید
– دلیل تراشی برای رفتارهایی که مورد پذیرش جامعه نیستند
– اطلاعاتی که به دلیل جاه طلبی های شخصی، خود بزرگ‌نمایی، حمایت از خود یا حل و فصل عداوت های شخصی تحریف می‌شوند
– از پیش آماده کردن پاسخ ها بر اساس شایعات و دیگر انواع ارتباط در مورد تحقیق که منجر به ارائه پاسخ هایی با سبک یکسان و کلیشه ای می‌شوند.
عوامل تعیین کننده کنش متقابل بین پرسشگر و پاسخگو
مصاحبه در واقع یک نوع کنش متقابل بین پرسشگر و پاسخگو است؛ اگرچه چارچوب آن – تا حد زیادی- به وسیله پرسشنامه تعیین می شود. اما عموماً پاسخگویان -حداقل در آغاز- به پرسشگر بیشتر از وسیله او (پرسشنامه) توجه دارند. از این رو موافقت یا مخالفت آنها با مصاحبه، در آغاز بیشتر تابع این مساله است که پرسشگر تا چه حد بتواند نظر آنها را جلب کند. به عبارت دیگر پرسشگر تا چه حد با ارزش‌های آنها مطابقت دارد. بنابراین در جریان یک مصاحبه عوامل تعیین کننده کنش متقابل بین پرسشگر و پاسخگو عموماً بدین ترتیب است:
– اولین قضاوت درباره پرسشگر با قیافه ظاهری او شروع می شود که نمی باید با انتظارات و ارزش های پاسخگو مغایرت داشته باشد. لذا ایجاب می کند که پرسشگران وضع ظاهری و لباس خود را با شرایط خاص جامعه مورد مطالعه وفق دهند. وضع ظاهری گاه معرف بعضی از عوامل و ارزش های دیگر – مانند ملیت و ارزش های وابسته آن- نیز می تواند باشد.
– عامل جنس نیز می تواند تعیین کننده باشد. در بیشتر موارد اگر پرسشگر و پاسخگو هم‌جنس باشند، مصاحبه راحت تر انجام می‌شود (خصوصاً وقتی سوالات مربوط به مسایل شخصی و خصوصی باشد).
– پس از قیافه ظاهری عامل تعیین کننده دیگر، زبان یا نحوه سخن گفتن پرسشگر است که باید با ارزش‌ها و انتظارات پاسخگو منطبق باشد. مثلاً پرسشگری که بخواهد درباره قشر بالای جامعه تحقیق کند اما الفاظ و لهجه ای دور از انتظارات پاسخگویان داشته باشد، ممکن است با مشکل برخورد کند.
زمان و مکان مصاحبه
مصاحبه باید در وقتی انجام شود که پاسخگو با طیب خاطر بتواند در مصاحبه شرکت کند. مثلاً تحقیقات در روستاها زمانی مناسب است که فعالیت‌های زراعی پایان یافته اند و یا در اوج خود نیستند.
محلی که برای مصاحبه در نظر گرفته می شود باید حتی الامکان طوری باشد که:
– پاسخگو بتواند خود را بر روی سوالات متمرکز کند و حواسش در پی کارهای ضروری دیگر نباشد.
– پرسشگر بتواند با پاسخگو تنها باشد تا شخص دیگری به طور مستقیم یا غیرمستقیم در مصاحبه شرکت نکند. زیرا برای پرسشگر یا محقق فقط نظر این پاسخگو را (که در نمونه آماری او انتخاب شده است) حائز اهمیت است (هر چند که اطلاعات او نسبت به دیگران کمتر و یا ناقص باشد).
مدت مصاحبه
در بسیاری از مواقع طولانی شدن زمان مصاحبه نه فقط موجب خستگی و بی حوصلگی پرسشگران و اشتباهات ناشی از آن می شود، بلکه علاوه بر آن تاثیر مشابهی بر روی پاسخگو خواهد داشت. لذا تا آنجا که به پرسشگران مربوط می شود، خصوصاً در تحقیقات طولانی و چندین روزه بهتر است که پرسشگران روزانه بیش از چهار ساعت (وقت خالص) مصاحبه نکنند و بین مصاحبه‌ها آنقدر فاصله بگذارند تا بتوانند مصاحبه‌های بعدی را با آمادگی، تمرکز و اشتیاق بیشتری انجام دهند و بقیه اوقات را به مسایل دیگر تحقیقی مانند اصلاح و تصحیح یادداشت های خود در پرسشنامه های پر شده، مشاهده محیط تحقیق و توصیف مسایل و عوامل جانبی و غیره بپردازند. در گذشته تصور بر این بود که مدت هر مصاحبه نباید از حدود ۳۰ تا ۳۵ دقیقه تجاوز کند اما تجربیاتی که در این مورد به وسیله پرسشگران مختلف کسب شده است، نشان می دهد که پاسخگویان می توانند حتی حدود یک ساعت تا یک ساعت و نیم نیز به طور فعال و مشتاقانه در مصاحبه شرکت کنند، مشروط بر اینکه موضوع مورد مطالعه و یا سوالات و محتوای پرسشنامه جالب و جاذب بوده و شرایط مصاحبه (زمان و مکان و عوامل دیگر) بر روی پاسخگو تاثیر منفی نداشته باشد.
انتقادهای وارد به مصاحبه
گرچه مصاحبه یکی از متداول‌ترین و قابل اعتمادترین تکنیک های تحقیق در علوم اجتماعی است اما این بدان معنی نیست که بتوان با آن به کلیه خصوصیات پاسخگویان پی برد و افکار و اندیشه ها، گرایش ها و انگیزه های آنها را در همه زمینه ها با دقت و اطمینان زیاد سنجید؛ بدین منظور به تکنیک های دیگری نیز نیاز است. از سوی دیگر کارایی، دقت و اطمینان این روش برای بررسی مفاهیم و مسایل ساده تری که در شعاع سنجش آن قرار می گیرد از طرف بسیاری از منتقدین مورد تردید است. این شک و تردید به دو گونه زیر عنوان می شود:
مصاحبه، خصوصاً به طور استانداردیزه، پرسشگر و پاسخگو را در شرایطی بسیار غیر طبیعی قرار می دهد. به طوری‌که طرح مسایل از سوی پاسخگو در چارچوبی که از سوی محقق تعیین شده است محدود می شود و لذا از تمایل او به صحبت کردن و شکافتن مطالب و بدین ترتیب از عمق مسایل مورد بررسی می کاهد. به همین دلیل نیز اولین دانشمندانی که روش پرس و جو را در مکتب نورنبرگ در آلمان به کار بردند، معتقد بودند که مصاحبه می بایست حتی الامکان همانند صحبت روزمره با حالتی کاملاً طبیعی انجام گیرد و سوالات در طول یک صحبت مطرح شوند. پرسشگر می باید نه سوالات را از روی پرسشنامه بخواند و نه جوابها را در مقابل پاسخگو یادداشت کند. به طور خلاصه ایده آل آن است که پاسخگو اصلاً متوجه نشود که سوالاتی از او به عمل آمده است.
انتقاد دیگر، در زمینه صحت گفته های پاسخگویان ابراز می شود. بدین معنی که از یک سو پاسخگویان درباره برخی از مسایل، آگاهانه اطلاعات صحیح و واقعی در اختیار پرسشگر نمی گذارند و از سوی دیگر وقتی عکس العملهای پاسخگویان را درباره مسایلی که در آینده پیش می آیند و هنوز برای او اتفاق نیفتاده است، جویا می شویم – هر چند که او مایل باشد تا حقیقت و واقعیت را بگوید- اما چون هنوز در آن وضعیت خاص، با تمام عواملی که بر روی او تاثیر خواهند گذاشت، قرار نگرفته است، نمی توان به گفته او در مورد عکس العمل آینده اش اطمینان کرد. مثلاً اگر او بگوید در آینده فلان اتومبیل را خواهد خرید یا به فلان حزب رای خواهد داد… نمی توان اطمینان داشت که او واقعاً این کار را انجام خواهد داد. لذا نمی توان به تکنیک ها و شیوه های سنجش گرایش ها و یا آنگونه تحقیقاتی که پیش گویی هایی درباره آینده می کنند اعتماد کرد و بر اساس آنها تصمیماتی گرفت.
منابع:
۱٫ بیمن، جیم (۱۳۸۳). مصاحبه رادیویی، ترجمه احمد ارژمند، تهران: تحقیق و توسعه رادیو
۲٫ فرانکفورد، چاوا؛ نچمیاس، دیوید (۱۳۸۱). روش های پژوهش در علوم اجتماعی، ترجمه دکتر فاضل لاریجانی و رضا فاضلی، تهران: انتشارات سروش
۳٫ رفیع پور، فرامرز (۱۳۸۱). کندو کاوها و پنداشته ها، تهران: شرکت سهامی انتشار
۴٫ محسنیان راد، مهدی (۱۳۸۲). روشهای مصاحبه خبری، تهران: مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه‌ها
۵٫ میشل و تری گوال گمبل (۱۳۷۲). مصاحبه: ارتباط رودررو و هدفدار، ترجمۀ محسن کریمی، رسانه، سال ۴، ش ۲
۶٫ دلاور، علی (۱۳۸۰). مبانی نظری و عملی پژوهش در علوم انسانی و اجتماعی، تهران، انتشارات رشد
۷٫ Gatto, R.P.( 2000). The Smart Manager’s F.A.Q. Guide: A Survival Handbook Today’s Workplace. San Francisco: Jossey-Bass

جولای 20

383
نتیجه تلاش های علمی یک محقق در نهایت در قالب یک مقاله انتشار می یابد و اولین چالشی که محققین ما با آن مواجه خواهند شد موضوع انتشار مقاله میباشد.

یعنی علاوه بر اینکه برای مدتی همه تلاش خود را متوجه به نتیجه رساندن یک پروژه و یا به ثمر نشاندن یک ایده کرده اند باید برای چاپ مقاله نیز فرصت و انرژی جدیدی را صرف کنند و این موضوع باعث می شود گاها دانشجویان جوان به خاطر فشار کاری که در این باره متحمل می شوند از طی ادامه راه برای تکمیل سیکل و پروسه تلاش علمی شان که در نهایت به چاپ مقاله منجر می شود عاجز شوند.

چاپ مقاله در سطح بین المللی طوری که مرجع محققین از سراسر دنیا قرار گیرد ، بیشتر یک مهارت است و نیازمند داشتن اطلاعات کافی در مورد حوزه چاپ مقاله می باشد.

هنرمندی، تسلط به شیوه نگارش، صبر و حوصله از پارامتر های بسیار مهم می باشد که یک نویسنده و یا نویسدگان مقاله بایستی آنها را داشته باشند.

توجه: لازم نیست همه فاکتور های مهم را شما یکنفره داشته باشید.

شما به عنوان نویسنده اصلی مقاله، بایستی مقاله خود را مدیریت کنید، بخشهای آن را شناسایی و نیاز های آن را مرتفع کنید. در رفع نیاز میتوانید از کمک دوستان آشنایان و اساتید خود استفاده کنید.

توجه: افرادی را در لیست نویسندگان مقاله بنویسید که کارهای حیاتی مقاله را انجام داده اند و از آنهایی که بهر نحوی کمک کرده اند در قسمت تقدیر و قدردانی تشکر کنید. ( توضیحات بیشتر)

گاهی برای به تصویر کشیدن بخشی از تلاش خود در آزمایشگاه نیاز به گرفتن عکس از محیط کار می باشد. پر واضح است عکسی که با موبایل می گیرد و یا خود با دوربین عکاسی تهیه می کنید ممکن است خیلی زیبا جلوه نکند. در این مواقع بهتر است از افراد متبحر در عکاسی استفاده کنید و یا اینکه کمی وقت بگذارید و با حوصله عکس را تهیه کنید. چه اشکالی دارد برای یک عکس که قرار است سالها در مقاله ای لاتین کار و هنر شما را به تصویر بکشد پول خرج کنید؟

گاهی نیاز است برای رفع ایرادات گرامری مقاله از دوستی مسلط به موضوع کمک بگیرید. یا اینکه در ازای پرداخت هزینه متن مقاله خود را ویرایش نمایید. بسیاری از مترجمین عزیز برای همین موارد تخصص لازم را یافته اند و پرداخت هزینه در این موارد کاملا عقلانی به نظر می رسد.

فراموش نکنید نویسنده اصلی مقاله کسی هست که مسئولیت داده ها و نتایج را بر عهده میگیرد و مقاله را ارسال می کند. این نفر لازم نیست حتما نفر اول مقاله نیز باشد و عموما امتیازی را در سیستم های فعلی ما برایش بهمراه ندارد. اما تجربیاتی را بهمراه دارد که واگذاری آن به بهانه سخت بودن پروسه ارسال مقاله کار عقلانی نیست. حتی سختترین پروسه های سابمیت مقاله بیش از یک ساعت، از آموزش تا ارسال کامل مقاله از شما زمان نخواهد برد. توجه نمایید در هنگامی که به مقاله ای ارجاع داده می شود همواره اسم نفر اول آن مقاله به عنوان انجام دهنده کار در ذهن متصور می شود.

از بده بستان و تجارت در مقاله بپرهیزید!

هیچگاه افرادی را در لیست نویسندگان مقاله خود وارد نکنید به امید اینکه در آینده آنها نیز شما را در لیست خود وارد نمایند. این کار اصلا کار علمی و جالبی نیست و طبق تجربه هایی که دیدیم معایبی دارد که در آینده به اعتبار علمی شما حتما لطمه می زند.

از ریجکت مقاله افسرده نشوید. تنها شما نیستید که کارتان ریجکت می شود. پس امیدوار باشید و کارتان را ارتقا دهید.

جولای 19

مقدمه

بطور کلی آنالیز تاکسونومی عددی یک روش عالی درجه بندی ، طبقه بندی و مقایسه فعالیت های مختلف با توجه به درجه بهره مندی و برخورداری آن فعالیت ها از شاخص های مورد بررسی می باشد. از توانایی های عمده این روش آن است که قادر است تا اینکه دو عمل را در کنار هم انجام دهد : یکی اینکه مجموعه مورد بررسی را بر اساس شاخص های ارائه شده به زیر مجموعه های همگن تقسیم کند و دیگر آنکه عناصر و اعضاء هر زیر مجموعه همگن را درجه بندی کند. این روش همچنین به عنوان مدلی شناخته شده در برنامه ریزی های منطقه ای مطرح بوده که دارای کاربردهای گسترده و متنوع می باشد.

محدودیت های روش تاکسونومی

از جمله محدودیت های روش آنالیز تاکسونومی عددی این است که در این روش نوع اطلاعاتی که بایستی تعیین گردند وابستگی بسیار زیادی به هدف انجام مطالعه دارند و ضمن اینکه تعداد این اطلاعات نیز تاثیر بسزایی بر کیفیت درجه بندی می گذارد، به گونه ای که هر چه تعداد این اطلاعات بیشتر باشد و یا اینکه هر چند موضوع این اطلاعات بیشتر توجیه کننده هدف باشد، درجه بندی دقیق تر و عادلانه تر خواهد بود.از طرفی دیگر روش تحلیل تاکسونومی عددی به تمامی شاخص ها با اهمیت یکسان می نگرد و فاقد وزن دهی به شاخص ها در درون مدل است که چنانچه تمایل داشته باشیم تا به برخی از شاخص ها وزن و اهمیت بیشتری داده شود درآن صورت داده های مربوط به آن شاخص را باید با وزن بیشتر و از ابتدای کار وارد مدل کنیم.
تاریخچه روش تاکسونومی

آنالیزتاکسونومی عددی برای نخستین بار توسط آدانسون[۱] در سال ۱۷۶۳ میلادی پیشنهاد گردید ، اما مدت ها به طول انجامید تا در اوایل دهه ۱۹۵۰ میلادی عده‌ای از ریاضی دانان لهستانی اهمیت این روش را دریافته و به بسط و گسترش این نظریه پرداختند.سپس در سال ۱۹۶۸ میلادی این روش توسط پروفسور زیگنانت هلویک از مدرسه عالی اقتصاد روکلا[۲] به عنوان وسیله ای برای طبقه بندی و تعیین درجه توسعه یافتگی بین ملل مختلف در یونسکو (سازمان علمی و فرهنگی ملل متحد) مطرح گردید که تاکنون به عنوان مدل شناخته شده ای مورد استفاده قرار گرفته است و اخیرا نیز آن را جهت تعیین اولویت ها و رتبه بندی سایر فعالیت های گسترده اقتصادی و در بخش های گوناگون نظیر صنعت و کشاورزی به کار می برند.
تکنیک اجرایی آنالیز تاکسونومی عددی

تکنیک مورد بحث دارای چندین مرحله عملیاتی است و ازآن جائیکه در عمل کمتر با فضای یک بعدی سر و کار داریم یعنی کمتر اتفاق می افتد که طبقه بندی را بر اساس یک شاخص و یا خصوصیت واحد انجام دهیم، به ارائه فضای تاکسونومیک چند بعدی می پردازیم.

در ابتدای کار فرض می کنیم قرار است که تعداد n فعالیت مختلف را بر اساس m شاخص مورد نظر و معرفی شده، طبقه بندی و درجه بندی کنیم:

مثلاً چهار شهر(مهاباد،خوی،پلدشت،اشنویه)را از نظر میزان برخورداری یا محرومیت از شاخص های آموزشی، بهداشتی، اقتصادی،… رتبه بندی می کنیم که کدام یک برخوردارتر و کدام یک محروم ترند؟

مرحله اول: تشکیل ماتریس داده ها

در این مرحله ماتریسی را برای هر کدام از فعالیت ها با توجه به شاخص های مورد بررسی طراحی نموده به گونه ای که ابعاد ماتریس n.m بوده یعنی این ماتریس به تعداد فعالیت های مورد بررسی سطر و به تعداد شاخص ها(m ) ، ستون داشته باشد. به عنوان نمونه عنصر Xn.m در این ماتریس بیانگر شاخص m ام از فعالیت n ام می باشد. بنابراین مشاهده می گردد که هر سطر این ماتریس مربوط به یک فعالیت مجزا و هر ستون نیز مربوط به یک شاخص خاص می باشد. از آن جا که هر کدام از این شاخص ها می توانند دارای واحدها و مقیاس های متفاوت از یکدیگر باشند ، لذا در راستای حذف دخالت مقیاس های متفاوت بر نتایج کار از داخل مدل ، وارد مرحله دوم روش تحلیل آنالیز تاکسونومی عددی می شویم.

مرحله دوم: تشکیل ماتریس استاندارد

با توجه به آن که شاخص ها با واحد های مختلف سنجیده می شوند، لذا جهت حذف اثر این واحد ها و جایگزینی مقیاس واحد و همین طور حذف اثر مبداء ، ابتدا میانگین و انحراف معیار ستون ها (شاخص ها) را به دست آورده و سپس کمیت استاندارد Zij را محاسبه می کنیم: در گام اول میانگین ستون ها را بدست می‌آوریم .

در گام بعدی انحراف معیار برای هر ستون از ماتریس Xij را بدست می آوریم .گام سوم آن است که عضو های استاندارد شده ماتریس Xij جهت همسان سازی اطلاعات ساخته شده ، در قالب ماتریس جدیدی به نام ماتریس استاندارد را تشکیل دهیم که از طریق فرمول زیر قابل محاسبه می باشد : ماتریس Z نیز دارای ابعاد n . m می باشد . و یک ماتریس استاندارد است .چون با تغییر متغیر، مقیاس های مختلف شاخص ها به مقیاس واحد تبدیل شده است.روشن است که از لحاظ آماری میانگین هر ستون ماتریس استاندارد شده Z برابر صفر و انحراف معیار آن مساوی یک است.

با داشتن ماتریس استاندارد Z ، قدم بعدی بدست آوردن میزان اختلاف و یا فاصله دو نقطه از نقطه دیگر ( ۱ و ۲ و ۳ و … و n ) برای هر کدام از m متغییر یا شاخص می باشد که حاصل آن تشکیل ماتریس فواصل می باشد . ( منظور از نقطه همان فعالیت مورد بررسی ، در مطالعه مورد نظر می باشد ) .

مرحله سوم: تشکیل ماتریس فواصل

در این مرحله با توجه به اعداد استاندارد شده در ماتریس استانداردZ ، فواصل مرکب را بین فعالیت های مختلف n گانه ، برای شاخص های m گانه به صورت زیر به دست می آوریم.

در صورتی که فاصله فعالیت ها را دو به دو به دست آوریم ،در آن صورت ماتریس فواصل مرکب به دست می آید.

چون ماتریس فواصل یک ماتریس قرینه می باشد ، می توان نتیجه گرفت این ماتریس متقارن بوده و قطر آن مساوی صفر است.ضمن اینکه ماتریسی مربع و با ابعاد n.n می باشد.عضوهای این ماتریس فاصله ترکیبی هر فعالیت را از فعالیت دیگر نشان می دهند و در هر سطر این ماتریس کمترین مقدار نشان دهنده کوتاه ترین فاصله بین آن فعالیت ، با سایر فعالیت ها و یا بیشترین نزدیکی می باشد.

مرحله چهارم: تعیین کوتاه ترین فواصل

هر عنصر ماتریس C نشان دهنده فاصله بین هر دو فعالیت در شاخص مورد نظر است.در این ماتریس در هر سطر کوتاه ترین فاصله بین دو فعالیت را مشخص کرده و در ستون جداگانه ای (مثلا ستون d ) می نویسیم.سپس ، میانگین و انحراف معیار کوچکترین فواصل هر سطر یعنی همان ستون dرا محاسبه می کنیم. حال برای آنکه فعالیت های همگن را مشخص نمائیم، فواصل حد بالا (d +) و حد پائین (d -) را طبق رابطه، محاسبه می کنیم:

d(+) = d + 2Sd

در این مرحله فعالیت هایی که حداقل فواصل آن ها مابین دو حد بالا و پائین باشد ، همگن بوده و در یک گروه قرار می گیرند. چنانچه حداقل اختلاف بین دو فعالیت بیشتر از حد بالا و یا کمتر از حد پائین باشد، در این صورت فعالیت های فوق به دلیل غیر همگنی باید حذف گردند.

مرحله پنجم: رتبه بندی فعالیت های همگن از لحاظ معیارهای مورد بررسی

اگر در این مرحله تمام فعالیت ها در یک گروه همگن قرار نگیرند، در این صورت ماتریس داده ها را برای فعالیت های همگن تشکیل می دهیم ، سپس استاندارد نموده و در ماتریس شاخص های استاندارد شده، برای تک تک شاخص ها، مورد ایده آل را در نظر گرفته و پس ازیافتن مقادیر ایده آل برای تک تک فعالیت ها ، “برخورداری مطلوب” برای هر فعالیت را محاسبه می کنیم.انتخاب مقدار ایده آل بستگی به نوع شاخص های مورد بررسی دارد به نحوی که چنانچه جهت شاخص های انتخاب شده مثبت باشد یعنی اگر مقدار شاخص هر چه بیشتر باشد ، برخورداری بیشتر را نشان دهد ، بزرگترین عدد هر ستون را به عنوان ایده آل در نظر می گیریم و چنانچه جهت شاخص منفی باشد ، عدد بزرگتر نشانه عدم برخورداری است ، لذا کوچکترین مقدار را به عنوان مقدار ایده آل انتخاب می کنیم.

مرحله ششم: محاسبه درجه برخورداری فعالیت های همگن

در این مرحله شاخص تلفیقی به نام “درجه برخورداری” معرفی می گردد که دامنه محدودی داشته باشد و بین مقادیر صفر و یک قرار می گیرد. هرچقدر fi به صفر نزدیکتر باشد ، فعالیت مورد نظر برخوردارتر و هر قدربه یک نزدیکتر باشد، نشان دهنده عدم برخورداری فعالیت مربوطه می باشد.که با توجه به این درجه برخورداری می توان فعالیت ها را با توجه به شاخص های مورد بررسی رتبه بندی و اولویت بندی نمود.
منابع و مآخذ و منابع پیشنهادی جهت مطالعه بیشتر:

۱-آسایش،حسین(۱۳۷۵)؛اصول و روشهای برنامه ریزی ناحیه ای؛تهران:انتشارات پیام نور.

۲-بهشتی،محمد باقر و همکاران(۱۳۶۲)؛معرفی تاکسونومی عددی،روشی برای گروه بندی ،درجه بندی و تعیین درجه و اهداف توسعه؛تبریز:انتشارات سازمان برنامه و بودجه آذربایجان.

۳-بیدآباد، بیژن(۱۳۶۲)؛ آنالیز تاکسونومی و کاربرد آن؛تهران:انتشارات سازمان برنامه و بودجه.

۴-زیاری،کرامت اله(۱۳۷۸)؛اصول و روشهای برنامه ریزی منطقه ای؛یزد:انتشارات دانشگاه یزد.

معرفی چند مطالعه کاربردی انجام شده با روش آنالیز تاکسونومی عددی:

۱- آذری، لطفعلی(۱۳۸۳)؛ تحلیلی از ساختار صنعت و تعیین اولویت های توسعه صنعتی استان کرمان، پایان نامه کارشناسی ارشد، به راهنمایی دکتر محمود هوشمند، دانشگاه فردوسی مشهد.

۲-برنامه اقتصاد بدون اتکاء به درآمدهای حاصل از نفت خام،رتبه بندی صنایع کشور بر اساس روش تحلیل تاکسونومی عددی،دفتر اقتصاد کلان، سازمان برنامه و بودجه(۱۳۷۶).

۳-حکمتی فرید،صمد(۱۳۸۲)؛رتبه بندی شهرستان های استان آذربایجان شرقی از نظر توسعه؛سازمان مدیریت و برنامه ریزی آذربایجان شرقی.

۴-سازمان برنامه و بودجه،طبقه بندی استان های کشور،مدلی در جهت تعیین اولویت ها در کاهش تفاوت منطقه ای،تهران (۱۳۶۵).

۵-مشرفی،مهدی؛کوششی برای سنجش توسعه استان های کشور طی بیست ساله اخیر،سازمان برنامه و بودجه آذربایجان غربی(۱۳۷۵)

جولای 18

از آنجایی که راهنماهای موجود برای نحوه ی آرایش و چیدمان رفرنس ها و منابع هر چند سال یکبار به روز رسانی می شوند، دانشجویان در برخی از موارد با سوالات جدیدی مواجه می شوند که یافتن پاسخ آنها و مثال های کاربری برای آنها سخت است.

به عنوان مثال چنانچه بخواهیم از فیس بوک، تویتر و یا یوتیوب منابعی را ذکر کنیم، این کار چگونه باید انجام شود؟

در اینجا به معرفی چند پایگاه مرجع جهت یافتن پاسخ هایی برای این سوالات جدید می پردازیم.

۱- Twitter
APA
http://blog.apastyle.org/apastyle/2009/10/how-to-cite-twitter-and-facebook-part-ii.html

MLA
http://www.mla.org/style/handbook_faq/cite_a_tweet

Chicago
http://www.chicagomanualofstyle.org/qanda/data/faq/topics/Documentation/faq0164.html

۲- You Tube:
APA
http://blog.apastyle.org/apastyle/2011/10/how-to-create-a-reference-for-a-youtube-video.html

Chicago
http://www.chicagomanualofstyle.org/16/ch14/ch14_sec280.html

۳- Facebook
APA
http://blog.apastyle.org/apastyle/2009/10/how-to-cite-twitter-and-facebook-part-ii.html

Chicago
http://www.chicagomanualofstyle.org/16/ch14/ch14_sec245.html

جولای 18

در بسیاری از موارد دانشجویان این سوال را مطرح می کنند که ما حداقل باید چند منبع را در قسمت رفرنس های مقاله ی خود بیاوریم و جوابی که معمولا از دیگران می شنوند این هست که خوب، این سوال رو از استادتون بپرسین چون در آخر آنها هستند که به شما نمره خواهند داد.

به تجربه ثابت شده است تعداد مشخص شده ای برای این سوال وجود ندارد. بلکه نکته ی اصلی ای که باید به آن توجه شود این است که اصلا هدف ذکر منابع چیست؟ پاسخ مشخص این است که تعداد مقالات و منابعی که در بخش رفرنس ها آورده می شوند باید به اندازه ای باشند که هدف از ارائه ی بخش منابع در انتهای مقاله را برآورده سازد.

هدف از بخش منابع چیست؟

ما در مقالات منابعی را که از آنها استفاده کرده ایم لیست می کنیم تا در برابر سوال ها و ابهام های خواننده دربارهی ایده ها و فرض ها و نکات مهمی که در مقاله ی خود بیان کرده ایم، مقاله ی خود را پشتیبانی کنیم. در حقیقت ما می گوییم که همانطور که فلان دانشمندان نیز در تحقیق خود به فلان نتیجه رسیده اند…. یعنی ما داریم به خواننده می گوییم که این فرض یا جمله ای که بیان کردم در حقیقت از پشتوانه ی علمی برخوردار است.

لذا به عقیده ی من باید به تعدادی که نیاز است منابع را ذکر کنیم تا به اندازه ی لازم جملات مهم مقاله ی خود را به پشتوانه های علمی محکم کنیم.

یک راه بسیار خوب برای دانستن اینکه آیا با این مقالات و این تعداد رفرنس توانسته ایم پشتوانه ی لازم را ایجاد کنیم یا خیر این است که به سوالات زیر پاسخ دهید:

۱- آیا در متن علمی من، نکات و جملات مهمی هستند که بدون پشتوانه ی علمی رها شده باشند؟

۲- آیا بیش از حد به یک منبع تکیه نکرده ام؟ آیا برای تحکیم نکات اساسی تحقیقم از ۲ یا ۳ منبع استفاده کرده ام؟

۳- اگر جملات بدون پشتوانه علمی ای در متن وجود دارد، آیا از منابع موجود می توانم برای آنها نیز استفاده کنم؟

۴- اگر موضوع تحقیق من مسئله ای است که نظرات مخالفی درباره ی آن وجود دارد، آیا از هر دو جنبه ی موضوع منابعی را ذکر کرده ام؟

یکی از مهارت های تحقیق و مقاله نویسی این است که ما بتوانیم خلاء های اطلاعاتی را در کار تحقیقی خود شناسایی کنیم