مقاله واقع گرایی و عینیت باوری در فلسفه سیاسی: راه برون رفت از بن بست پساساختارگرایی که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در تابستان ۱۳۹۰ در مطالعات سیاسی از صفحه ۴۵ تا ۹۱ منتشر شده است.
نام: واقع گرایی و عینیت باوری در فلسفه سیاسی: راه برون رفت از بن بست پساساختارگرایی
این مقاله دارای ۴۷ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله واقع گرائی
مقاله عینیت باوری
مقاله رئالیسم انتقادی
مقاله فلسفه سیاسی
مقاله پساساختارگرائی

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: عابدی مهدی
جناب آقای / سرکار خانم: شریفی افسانه

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
فلسفه در دهه های معاصر دچار چرخش ها و دگردیسی های بنیادینی گردیده است. یکی از این دگردیسی ها، ظهور پساساختارگرایی است. در پساساختارگرایی وجود ابژه های بیرونی و عینی شناسائی انکار می شود و کنش های اجتماعی و حقیقت بیرونی آنها به امور عصری، گفتمانی و زبانی ارجاع و احاله می گردد. چنین امری به عرصه فلسفه سیاسی و هویات اجتماعی نیز تسری یافته است و بدین سان، دفاع از آرمان های استعلائی سیاسی و نقد مثمرثمر ایدئولوژی امکان ناپذیر می گردد و گفتمان های نقادانه به گفتمان های ذوقی و بازیهای زبانی فرو کاست می یابند. در این مقاله واقع گرایی و عینیت باوری به مثابه برون شویی از بن بست نقدناپذیری در فلسفه های پساساختارگرایانه معرفی می گردند. این مقاله در گام نخست رویکرد رئالیسم انتقادی هیلاری پاتنام و روی باسکار را بررسی می کند. سپس می کوشد تا بر مبنای آموزه واقع گرایی انتقادی برگرفته از فلسفه علوم طبیعی از ابژه اجتماعی نیز دفاع کند. پذیرش کام یابی تجربی و عملی یک نظریه علمی، عمدتا به دو راه تفسیر گردیده است. رئالیست ها اعتقاد دارند که در پس کفایت تجربی هر نظریه، باوری هستی شناسانه مبتنی بر وجود جهان خارج و تطابق نظریه با آن وجود دارد و آنتی رئالیست ها، بر عکس معتقدند که باور به یک نظریه، تنها بر اساس کفایت تجربی صورت می گیرد. این مقاله با برگرفتن رویکرد نخست، عرصه هویات اجتماعی و فلسفه ساسی را نیز با الگوی واقع گرایانه مطابق تر می بیند. از این رو، در باور به ابژه اجتماعی، فلسفه سیاسی نیز می تواند از موضعی استوارتر به نقادی سیاسی و دفاع از آرمان های استعلایی سیاسی بپردازد.