مقاله نقش سلولهای بنیادی سرطانی در افزایش ریسک ابتلاء به متاستاز و کاهش میزان بقای افراد مبتلا به سرطان پستان که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در ۱۳۹۲ در پژوهش های سلولی و مولکولی (زیست شناسی ایران) از صفحه ۳۶۵ تا ۳۷۷ منتشر شده است.
نام: نقش سلولهای بنیادی سرطانی در افزایش ریسک ابتلاء به متاستاز و کاهش میزان بقای افراد مبتلا به سرطان پستان
این مقاله دارای ۱۳ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله سلولهای بنیادی سرطانی
مقاله کلاژناز فیبروبلاستی
مقاله میزان بقاء
مقاله متاستاز
مقاله سرطان پستان

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: متولی باشی مجید
جناب آقای / سرکار خانم: کوه کن فاطمه
جناب آقای / سرکار خانم: حجتی زهره

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
امروزه سلولهای بنیادی سرطانی به عنوان یکی از عوامل اصلی و منشاء متاستاز مطرح می باشند. سلولهای بنیادی سرطانی مواد متعددی از جمله آنزیمهای پروتئازی را از خود ترشح می کنند. آنزیم کلاژناز بینابینی یا کلاژناز فیبروبلاستی عضوی از خانواده بزرگ آنزیمهای پروتئازی مذکور می باشد که با تخریب غشای پایه و ماتریکس خارج سلولی نه تنها گسترش سلولهای سرطانی را تسهیل می نماید بلکه با رهایش فاکتورهای رشد و فاکتورهای رگزایی در بقا و تغذیه سلولهای سرطانی نیز نقش کلیدی ایفا می کند. دخول یک باز گوانین در موقعیت ۱۶۰۷- پروموتور ژن کلاژناز فیبروبلاستی یک جایگاه اتصال برای اعضای خانواده ETS از فاکتورهای رونویسی ایجاد می کند. جذب عوامل الگوبرداری در اثر این پلی مورفیسم تک نوکلئوتیدی (۲G) بیان ژن کلاژناز فیبروبلاستی را به طور محسوسی افزایش می دهد که این شرایط می تواند گسترش سلولهای توموری و تهاجم آنها را آسان تر سازد. هدف از این مطالعه ارزیابی اثر پلی مورفیسم مذکور بر گسترش و متاستاز سرطان پستان و میزان بقای کل، بقای ویژه سرطان و بقای عاری از بیماری افراد مبتلا به سرطان پستان است. بدین منظور، نمونه خون ۲۰۰ خانم مبتلا به سرطان پستان و ۱۰۰ نمونه کنترل به نسبت مساوی از دو شهر تهران و اصفهان جمع آوری گردید و با روش PCR-RFLP تعیین ژنوتیپ گردید. محاسبات آماری نشان دادند که فراوانی ژنوتیپ ۲G/2G در بین افراد بیمار نسبت به افراد کنترل بیشتر است (۲۹٫۵ درصد در برابر ۲۳ درصد). بیماران در دو دسته متاستازی (+M) و غیر متاستازی (M) طبقه بندی شدند. توزیع ژنوتیپی ۲G/2G در گروه متاستازی نسبت به گروه کنترل تفاوت آماری معنی داری نشان داد (۱٫۰۵-۳٫۹۴=CI%95 و ۲٫۰۳=OR). در مرحله بعد بیماران غیر متاستازی به مدت میانگین ۳۲ ماه تحت نظارت و پیگیری قرار گرفتند. آنالیز بقای کلی ۳ ساله در افراد بیمار واجد ژنوتیپ ۲G/2G در مقایسه با افراد واجد ژنوتیپهای دیگراز لحاظ آماری معنی دار نبود (تست لاگ-رانک: ۰٫۱۲=P، X2=2.34). اما میزان بقای ویژه سرطان و بقای عاری از بیماری در بین دو گروه مذکور تفاوت آماری معنی داری نشان داد (بقای ویژه سرطان، تست لاگ-رانک: ۰٫۰۱=P، X2=5.45، بقای عاری از سرطان، تست لاگ-رانک: ۰٫۰۰۲=P، X2=8.99). در مجموع، مطالعه اپیدمیولوژی حاضر برای اولین بار نشان داد که ژنوتیپ ۲G/2G به عنوان یک فاکتور تسهیل کننده، با گسترش و متاستاز سرطان پستان مرتبط بوده و سبب افزایش ریسک ابتلاء به متاستاز و کاهش میزان بقا در افراد واجد ژنوتیپ ۲G/2G می شود.