مقاله فلسفه به مثابه خلق مفاهیم که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در بهار و تابستان ۱۳۹۰ در شناخت (پژوهشنامه علوم انسانی) از صفحه ۹ تا ۲۹ منتشر شده است.
نام: فلسفه به مثابه خلق مفاهیم
این مقاله دارای ۲۱ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله فلسفه
مقاله خلق
مقاله مفهوم
مقاله کنش
مقاله بذرافشانی
مقاله تکرار خلاقانه

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: زارعی علی (پیمان)

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
ژیل دلوز و فلیکس گتاری در آخرین کتاب مشترک شان «فلسفه چیست؟»، فلسفه را خلق مفاهیم در گستره درون بودی یا درون ماندگاری می دانند. به گفته تئودور آدورنو، فلسفه بهتر است مسائل بزرگ و کلان را رها سازد. اما ترک مسائل بزرگ و مخالفت با نظام سازی به معنای پایان فلسفه نیست و فیلسوفان جدید شیوه ها و الگوهای جدیدی از اندیشیدن را عرضه کرده اند. فلسفه به مثابه خلق مفاهیم می کوشد با نگریستن به فعالیت فلسفی از چشم اندازی متفاوت، به فلسفه معنای جدیدی ببخشد. این مقاله می خواهد اجمالا نشان دهد که تعریف کارکردهایی جدید برای فلسفه چگونه از خلال فلسفه به مثابه خلق مفاهیم ممکن می شود. با مقایسه رویکرد دلوز و گتاری با مفهوم بذرافشانی نزد ژاک دریدا و همین طور اشاره آلن بدیو به خلاقانه بودن فعالیت فلسفی، نشان خواهیم داد که در اندیشه فیلسوفان متاخر فرانسوی، فلسفه چه جایگاهی دارد و چگونه می تواند در عرصه حیات و فرهنگ بشری در کنار علم و هنر ایفای نقش کند. در این پارادایم فکری مضامینی از قبیل خلاقیت و شدن، تحت تاثیر آموزه های نیچه، اهمیت می یابد و بر جنبه کنش گرایانه کردوکار فلسفی تاکید می شود.