مقاله عنوان فارسی: نسبت عرفان و سیاست (عنوان عربی: نسبه العرفان الی السیاسه) که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در زمستان ۱۳۹۲ در سیاست متعالیه از صفحه ۴۳ تا ۶۰ منتشر شده است.
نام: عنوان فارسی: نسبت عرفان و سیاست (عنوان عربی: نسبه العرفان الی السیاسه)
این مقاله دارای ۱۸ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله کلیدواژه فارسی: عرفان
مقاله سیاست
مقاله تصوف
مقاله دموکراسی
مقاله حکومت
مقاله فقاهت (کلیدواژه عربی: العرفان
مقاله السیاسه
مقاله التصوف
مقاله الدیموقراطیه
مقاله الحکومه
مقاله الفقاهه)

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: خدایار دادخدا
جناب آقای / سرکار خانم: رهدار احمد

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
چکیده فارسی:
دو مقوله عرفان و سیاست در زندگی فردی و اجتماعی انسان ها و جوامع مهم و موثرند و هرکدام از این دو طرفداران و مخالفان خاص خویش را دارد. با عنایت به اینکه در اذهان، عرفان بیشتر بعد معنوی و اخروی تلقی می شود و سیاست قدرت خواهی و دنیا طلبی را متبادر می سازد این سوال مطرح است که چه ارتباط و نسبتی بین عرفان به معنای روش شهودی برای وصول به حقیقت از طریق مجاهده و ریاضت و سیاست به معنای کسب قدرت برای اداره و تدبیر جامعه و حکومت وجود دارد؟ در پاسخ نظریات تباین، هم پوشانی وحدت عرفان و سیاست ارائه شده است. در این مقاله سعی شده تا با مطالعه و توصیف و تحلیل منابع مربوطه به بررسی و ارزیابی هر یک از دیدگاه های مذکور پرداخته و نظریه صحیح ارائه گردد. به نظر می رسد صاحبان نظریات تباین و هم پوشی دچار خلط بین تصوف فرقه ای و خانقاهی با عرفان ناب ثقلینی گشته و با چنین فرض های اشتباهی به بحث و نتیجه گیری آن پرداخته اند، درحالی که عرفان برآمده از جهان بینی خالص توحیدی منافاتی با شریعت و سیاست الهی نداشته همه آن ها تحت تکلیف بندگی برای وصول به حقیقت و کمال قابل جمع می باشد.