مقاله عنوان فارسی: ساختار کلی علم کلام (عنوان عربی: الهیکلیه الکلیه لعلم الکلام) که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در تابستان ۱۳۹۰ در معارف عقلی از صفحه ۴۹ تا ۱۰۰ منتشر شده است.
نام: عنوان فارسی: ساختار کلی علم کلام (عنوان عربی: الهیکلیه الکلیه لعلم الکلام)
این مقاله دارای ۵۲ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله کلیدواژه فارسی: ساختار کلام
مقاله موضوع کلام
مقاله مبادی کلام
مقاله مسائل کلام
مقاله عقاید دینی
مقاله ذات خداوند
مقاله موجود
مقاله معلوم
مقاله نظر
مقاله امور عامه
مقاله جواهر و اعراض
مقاله علم النفس (کلیدواژه عربی: هیکلیه علم الکلام
مقاله موضوع علم الکلام
مقاله مبادئ علم الکلام
مقاله العقائد الدینیه
مقاله ذات الله
مقاله الموجود
مقاله المعلوم
مقاله النظریه
مقاله الأمور العامه
مقاله الجواهر والأعراض
مقاله علم النفس)

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: حجت خواه حسین

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
چکیده فارسی:
آشنایی با ساختار علوم می تواند ما را در تعیین دقیق مرزهای هر یک از علوم و نیز شناخت روابط منطقی اجزای یک علم یاری رساند و نقش مهمی در جنبش علمی و نهضت نرم افزاری ایفا کند. در این راستا لازم است درک درستی از موضوع، مسائل و مبادی علوم داشته باشیم، تا بتوانیم تعریف جامعی از هر یک از آنها به دست آوریم. علم کلام به عنوان شریف ترین علوم، که مقصد آن شناخت خداوند، صفات و افعال او، نبوت، امامت و معاد است، راه درست رسیدن به سعادت ابدی و قرب الهی را به انسان نشان می دهد. از این رو، آشنایی با ساختار کلی علم کلام و مباحث مطرح شده در آن، می تواند ما را در دست یابی به این مقصود یاری رساند. افزون بر این که هدف جنبش علمی و پیشرفت فرهنگی جامعه را نیز برآورده می کند.
شناخت ساختار کلی علم کلام، مبتنی بر شناخت موضوع، مسائل و مبادی آن است. گستره مسائل کلامی، مبتنی بر عام یا خاص بودن موضوع آن است که در این زمینه، دو دیدگاه کلی میان متکلمان وجود دارد.
این مقاله، ضمن بررسی پاره ای از دیدگاه های متکلمان در دوره های مختلف تاریخی، به ویژه متکلمان اشاعره و امامیه، درباره موضوع علم کلام و گستره مباحث آن، با تاکید بر خاص بودن موضوع این علم، مسائل آن را محدود به الهیات به معنی اخص و عقاید دینی، یعنی مباحث توحید، عدل و افعال الهی، نبوت، امامت و معاد می داند و مباحث منطقی، معرفت شناختی، طبیعی و فلسفی را که مقدمه ای برای اثبات مسائل کلامی هستند، فقط از مبادی علم کلام می داند، نه از مسائل آن.