مقاله زمان بقا، خطر نسبی مرگ و تعیین کننده های آن در مبتلایان به سرطان کولورکتال: یک مطالعه همگروهی آینده نگر که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در فروردین ۱۳۹۳ در مجله دانشگاه علوم پزشکی مازندران (نامه دانشگاه) از صفحه ۲ تا ۸ منتشر شده است.
نام: زمان بقا، خطر نسبی مرگ و تعیین کننده های آن در مبتلایان به سرطان کولورکتال: یک مطالعه همگروهی آینده نگر
این مقاله دارای ۷ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله سرطان کولورکتال
مقاله زمان بقا
مقاله میزان مرگ
مقاله خطر نسبی

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: احمدی علی
جناب آقای / سرکار خانم: مباشری محمود
جناب آقای / سرکار خانم: هاشمی نظری سیدسعید

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
زمینه و هدف: سرطان های کولون و رکتوم (کولورکتال) یکی از مهم ترین و شایع ترین معضلات سلامت در دنیا و ایران است. این مطالعه با هدف تعیین زمان بقا، خطر نسبی مرگ و عوامل موثر بر آن در بیماران مبتلا به سرطان کولورکتال انجام گردید.
مواد و روش ها: مطالعه حاضر از نوع کوهورت آینده نگر است. مدت پیگیری افراد از زمان تشخیص قطعی سرطان کولورکتال تا زمان مرگ یا سانسور شدن آن ها بود. در مجموع ۲۵۷۰ نفر- سال پیگیری برای ۱۱۲۷ نفر مبتلا به سرطان کولورکتال به صورت هر شش ماه یکبار انجام شد. تنها دو درصد از بیماران سانسور شده بودند. داده ها با تحلیل دو متغیره و چندمتغیره و رگرسیون کاکس و با استفاده از نرم افزار stata تحلیل شدند. مقادیر کم تر از ۰٫۰۵ معنی دار تلقی گردید.
یافته ها: میانگین و انحراف معیار سن بیماران در زمان تشخیص سرطان ۵۳٫۵±۱۴ سال بود. بیش تر بیماران (۶۹٫۷ درصد) سن بالاتر از ۴۵ سال داشتند. ۶۱٫۲ درصد آن ها مرد و بقیه زن بودند. سن تشخیص در زنان و مردان متفاوت و معنی دار بود (p<0.03). میزان بروز مرگ در مردان ۹۶٫۹ و در زنان ۸۳ در یک صد هزار نفر بود. ۷۵ درصد بیماران کم تر از ۲٫۷۲ سال، ۵۰ درصد آن ها ۵٫۸۳ سال و ۲۵ درصد از آن ها بیش تر از ۱۳ سال بعد از زمان تشخیص، بقا داشتند. متغیرهای قومیت، وضعیت تاهل، مرحله سرطان، سابقه خانوادگی سرطان و مصرف سیگار در مدل کاکس تعیین کننده بقا بیماران بودند.
استنتاج: میانه زمان بقا ۵٫۸۳ سال بود که روند بهتری را نسبت به مطالعات قبلی نشان می دهد. این مطالعه با گزارش بقا و خطر نسبی مرگ سرطان کولورکتال و عوامل موثر برآن، فرصتی را فراهم می کند تا در اجرای برنامه های مداخله ای، پیشگیری و کنترل سرطان، اولویت ها مدنظر قرار گیرد.