نقل از منابع ثانویه

از میان نقل قول های منابع ثانویه انتخاب کنید. مخصوصاً از به کار بردن بیش از حد قسمت های مقاله علمی در مقاله ی خودتان اجتناب کنید. تمام پارگراف های مجلات و دایره المعارف ها را کپی برداری نکنید، مگر اینکه این مطالب برای مبحث شما ضروری و مهم باشند. استفاده بیش از حد از نقل قول مستقیم از مرجع های ثانویه نشان می دهد که شما تمرکز واضحی ندارید و تنها به کپی بردای کلمه به کلمه هر چیزی مرتبط با موضوع پرداخته اید یا اینکه شواهد کافی ندارید. نقل قول از منابع ثانویه به سه دلیل مشخص انجام می گیرد:

۱- برای نشان دادن و بیان مزیت ایده ها با این مرجع

۲- برای روشن کردن مطالب پیچیده

۳- برای تنظیم کردن گفته های خودتان نقل قول های منابع ثانویه را با استفاده از یک عبارت یا یک جمله کوتاه کنید. یک عبارت نقل کنید و به عنوان یک بخش دستوری به جمله تان اضافه کنید.

(تغییرات جغرافیایی در روسیه نیازمند «تحلیل شدید سیاسی» است (ژرمن ۶۱۱) آنها درها را به سمت اصلاحات و دموکراسی در حجم زیاد باز کردند.(وات ۵۶)) اگر یک جمله را نقل قول می کنید. آن را نقل قول مستقیم کنید، نقل قول می گوید که مؤلف چه می گوید. یک نکته انتقادی، مثل: «این دولت آمریکا باید احتیاط لازم را درنظر بگیرد و تحلیل شدید سیاسی را رهبری کند» (ژرمن ۶۱۱)

اگر بیش از ۴ خط نقل قول می کنید، مطالب را به عنوان یک کادر داخلی تنظیم کنید. نکته زیر شامل یک نقل قول از مرجع ثانویه است. جدول : نکات ساده از نقل قول منبع ثانویه

پست من ۴۰-۳۹ تلویزیون به عنوان ادبیات، منظور ما این نیست که تلویزیون را به عنوان وسیله ای که معادل ادبیات است پیشنهاد کنیم بلکه منظورمان بعضی از برنامه های

تلویزیونی است که زبان را به کار میبرند و در عکس العملهایشان به تقلید از شکلهای ادبی قدیمی می پردازند. پستمن ۴۱ تلویزیون قبل از ادبیات، به ذکر کیفیت تلویزیون با گفتن این مطلب که « در بهترین شکل آن، ادبیات صادقانه و هنری است ودر بدترین شکل آن ادبیات جزئی و بی فرم است» می پردازد.

اینجا مثالی است از اینکه چگونه یک محقق با این دو جمله ی نقل قول شده در مقاله اش کار می کند. توجه کنید که به جای روی هم کردن این جملات به عنوان یک نقل قول طولانی داخلی، او این نقل قول ها را جداگانه در یک پارگراف با محتوا وارد می کند که با روش و فرمت MLAمناسب می باشد.

هنرهای دیداری، مکمل هنرهای زبانی، هنرهای عملکردی و مفادادبیات هستند.

«نیل پستمن» یک فصل کامل را به این مسأله اختصاص داده است. در مورد ادبیات تلویزیون، او از این نظر دفاع می کند که این رسانه وسیله ای ابتدایی برای زبان ادبی بچه ها است و بر این نکته تأکید دارد که منظورمان این نیست که تلویزیون معادل حروف ادبیات است؛ اما بعضی از انواع برنامه های تلویزیون از زبان و روشهایی استفاده می کنند که فرم های ادبی قدیمی را کپی برداری می کنند. (۴۰-۳۹)

خارج از ادبیات تلویزیونی، مطمئناً بچه ها نه تنها شکلهای ادبی را متوجه می شوند، بلکه زبان را به بهترین و بدترین شکل آن ارائه می دهند! پستمن دکر می کند که « در بهترین حالت، این ادبیات صادقانه و هنری است و بدترین آن، جزیی و بی شکل است (۴۱)