مقاله جلوه های موسیقایی روایت های چندآوا در ادبیات داستانی و نمایشی ایران، نمونه های مطالعاتی بازی آخر بانو اثر بلقیس سلیمانی و نمایشنامه افرا نوشته بهرام بیضائی که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در بهار و تابستان ۱۳۹۳ در مطالعات تطبیقی هنر از صفحه ۱۵ تا ۲۸ منتشر شده است.
نام: جلوه های موسیقایی روایت های چندآوا در ادبیات داستانی و نمایشی ایران، نمونه های مطالعاتی بازی آخر بانو اثر بلقیس سلیمانی و نمایشنامه افرا نوشته بهرام بیضائی
این مقاله دارای ۱۴ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله چندآوایی
مقاله رمان
مقاله نمایشنامه
مقاله موسیقی
مقاله سلیمانی
مقاله بیضائی

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: احمدی پروانه
جناب آقای / سرکار خانم: یوسفیان کناری محمدجعفر

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
روایت های چندآوا به یک معنا ناظر بر متونی ادبی یا نمایشی هستند که در آن ها چند رشته سخن متفاوت و متنوع به گونه ای همزمان به طرح یک واقعه یا بازنمود روایی آن می پردازند. در این نوع از شیوه های بیان ادبی، راوی معمولا در نقش دو یا چند شخصیت ظاهر شده و همزمان از چند تراز روایی مختلف به طرح و گسترش رخداد مورد نظر خود اقدام می کند. از این رو، صدای راوی داستان نه تنها در موقعیتی حاکم یا مسلط بر فراز صداهای دیگر اشخاص حاضر در جهان ادبی یا نمایشی قرار نگرفته بلکه برعکس کاملا همجوار و همتراز با آن ها نیز شنیده می شود.
بنابر آنچه بیان شد، در این مقاله تلاش شده است تا با تکیه بر پاره ای از الگوهای نظری رایج در سازماندهی اصوات و تنظیم قطعات موسیقایی و به کارگیری روش پژوهش تطبیق مقایسه ای، به نحوه عملکرد کانون های روایی و نقش آن ها در پیشبرد داستان و نمایشنامه توجه شود.
مساله آن هم بر طرح شاخص ها و شواهدی مبتنی بر همترازی عملگرهای چندآوایی در جهان های داستانی و نمایشی ایران استوار است. نگارندگان در پژوهش حاضر برای طرح و توسعه ایده اصلی خود به مقایسه جلوه های چندآوا در رمان بازی آخر بانو از بلقیس سلیمانی (۱۳۸۸) و نمایشنامه افرا، یا روز می گذرد از بهرام بیضایی (۱۳۹۱) پرداخته و با مراجعه به مهم ترین آموزه های میخائیل باختین، قابلیت های چندآوایی در الگوی روایتگری دو نمونه یادشده رابررسی کرده اند. یافته های حاصل از سنجش کیفی مولفه های چندآوای این پژوهش بیانگر این است که حضور متکثر صداهای گروهی، گسست انحصار در ایفای نقش عاملیت های روایی، سیالیت و انعطاف پذیری سویه های روایتگری ادبی یا نمایشی و البته چگونگی توزیع اصوات میان اشخاص داستان و نویسندگان این آثار، گمان تطبیق تجربه ای چندآوا را در این نمونه های مطالعاتی تایید می کند.