مقاله ارزیابی سیتوژنتیکی گل محمدی (.Rosa damascena Mill) مناطق مختلف کشور که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در ۱۳۹۲ در پژوهش های سلولی و مولکولی (زیست شناسی ایران) از صفحه ۲۰۸ تا ۲۲۰ منتشر شده است.
نام: ارزیابی سیتوژنتیکی گل محمدی (.Rosa damascena Mill) مناطق مختلف کشور
این مقاله دارای ۱۳ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله گل محمدی (.Rosa damascena Mill)
مقاله سیتوژنتیک
مقاله کاریوتیپ
مقاله تجزیه خوشه ای و تجزیه به مولفه های اصلی

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: قلی پور شهربانو
جناب آقای / سرکار خانم: طبایی عقدایی سیدرضا
جناب آقای / سرکار خانم: حسام زاده حجازی سیدمحسن

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
گل محمدی یکی از گونه های ارزشمند گیاهی است که در بسیاری از کشورها از جمله ایران سابقه کشت زیادی دارد. به منظور بررسی تنوع سیتوژنتیکی بین جمعیتهای مختلف گل محمدی موجود در موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور، تعداد ۱۴ جمعیت (اکسشن) انتخاب شد و از قلمه ریشه دار شده آنها مریستم انتهایی ریشه تهیه گردید. برای مطالعات کاریوتیپی این جمعیتها از سیستم آنالیز تصویری و برای اندازه گیری پارامترهای سیتوژنتیکی از نرم افزار Micromeasure استفاده شد. داده ها پس از جمع آوری در قالب یک طرح کاملا تصادفی با ۳ تکرار مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که بین جمعیتها از لحاظ پارامترهای سیتوژنتیکی طول بازوی کوتاه، طول بازوی بلند، نسبت بازوی بلند به بازوی کوتاه، شاخص عدم تقارن درون کروموزومی، درصد شکل کلی کاریوتیپ، درصد بازوی بلند و درصد بازوی کوتاه اختلاف معنی داری در سطح ۱ درصد و برای صفت طول کل کروموزوم بین جمعیتها اختلاف معنی داری در سطح ۵ درصد وجود داشت. در تجزیه به مولفه های اصلی، سه مولفه اول بیش از ۹۸ درصد از کل واریانس بین جمعیتها را توجیه نمودند. در مولفه اول با سهم ۵۱درصد از کل واریانس، صفات طول بازوی کوتاه، نسبت بازوی بلند به بازوی کوتاه، شاخص عدم تقارن درون کروموزومی و درصد شکل کلی به عنوان مهم ترین صفات در گروه بندی جمعیتها شناخته شدند. در مولفه دوم با سهم ۲۴ درصد از کل واریانس، صفات درصد بازوی بلند و درصد بازوی کوتاه دارای اهمیت بیشتری در ایجاد تنوع بودند. همچنین در مولفه سوم با سهم ۲۲ درصد از کل واریانس، صفات طول بازوی بلند و طول کل کروموزوم نقش بیشتری در ایجاد تنوع بین جمعیتها داشتند. برای گروه بندی جمعیتها بر اساس صفات کاریوتیپی، تجزیه خوشه ای به روش Ward انجام شد که با برش دندروگرام در فاصله اقلیدسی ۴٫۳۵، جمعیتها در ۴ کلاس مختلف قرار گرفتند. در این بررسی بیشترین فاصله بین دو جمعیت اصفهان ۹) و ایلام ۱) و کمترین فاصله بین دوجمعیت گیلان ۱) و اصفهان ۷) مشاهده شد. دیاگرام حاصل از پراکنش جمعیتها بر اساس سه مولفه اصلی، جمعیتهای مورد بررسی را در ۴ گروه قرار می دهد که این امر موید نتایج حاصل از خوشه بندی است.