آیا تلویزیون نقشی در گسترش یادگیری کودک دارد؟

بر اساس اینکه چه کسی این آمار را جمع آوری کرده و چگونه آنها را فهرست و تفسیر کرده است، نتیجه گیری که مورد بحث واقع نشده، این است که کودکان ساعات بسیاری را به تماشای تلویزیون می نشینید که به طور حتم بر روی آنها تأثیر خوب یا بدی می گذارد.

هدف از این تحقیق، بررسی تأثیرات منفی و مثبت تماشای تلویزیون بر پیشرفت زبانی کودکان است. متن این موضوع به دو بخش تقسیم شده است.

– موقعیت های منفی:

برای تنی چند از منتقدین، تأثیرات تلویزیون بر پیشرفت زبانی کودک، اگر هم ارزشمند باشند این ارزش بسیار ناچیز است. کیت مودی در کتابش به سال ۱۹۸۰ پرورش یافتن بر پایه تلویزیون: تاثیر تلویزیون: عملکرد تحلیلی، تخیلی مطالعه را با «نقش منفعل» تماشای تلویزیون مقایسه می کند (۶۸) بر طبق نظرات مودی، زیان دیگر تلویزیون این است که در هنگام تماشای آن، کودک نمی تواند تأثیر نپذیرد و «آنچه می بینید را در خود شبیه سازی می کند» و سپس به مرحله بعد وارد می شود؛ همان کاری که شخص می تواند به هنگام مطالعه انجام دهد. وی اضافه می کند: «داستانی خوب در یک کتاب با هر بار بازخوانی، معنی جدیدی پیدا می کند… (۶۵) «جان پاولی» پرفسور ارتباطات در دانشگاه ایلی نویز شمالی، بر این باور است که تلویزیون به منظور خوشامد و جذب بیشترین تعداد ممکن بینندگان، به زبانی متغیر، ساده و سطحی صحبت می کند. ترس وی از این جهت است که کودکان توانایی بیان زبانی افکار و احساسات عمیقشان را از دست بدهند. او اضافه می کند بعضی از پسر بچه ها ممکن است با دیدن برخی الگوهای حرفه ای در صفحه ی تلویزیون، آنقدر احساس ترس کنند که حتی برای امتحان کردن آن صحنه ها تلاش نکنند. زیرا «شخصاً تصور اینکه کسی بتواند به همان خوبی و یا حتی بهتر از پس آن کار برآید راهم مشکل می یابند» (۴۱-۴۲). خواهر رز مری و نیکل جان در سال ۱۹۸۱ یک پروژه محدود تحقیقاتی را سرپرستی می کرد که فقط شامل هشت بچه در مهد کودکی به نام گراند فورکس ایر فورس بیسی اسکولی می شد. او همه ی انها را از نظر پیشرفت زبانی ازمایش کرد. سپس چهار نفر که توانایی زبانی ضعیفی داشتند را از چهار نفر دیگر که دارای توانایی پیشرفته تری بودند جدا کرد. بعد از آن با والدین آنها راجع به میزان] تماشای تلویزیون صحبت کرد. نتیجه ی تحقیق وی چنین بود: «تلویزیون عامل تأثیر گزاربر توسعه ی زبانی کودکان نبود.» وی متوجه شد کودکانی که دارای توانایی زبانی پیشرفته تری بودند، در خانه بامجلات و کتاب های بیشتری سروکارداشتند.

– موقعیت های مثبت:

مطالعه ای که در سال ۱۹۸۷ انجام شد، رایس و وودز ملی، کودکانی از گروهای سنی ۳ و۵ ساله را از لحاظ توانایی یادگیری لغات تازه و «غریب» مختلفی بر اساس مدت زمان کوتاهی که در مقابل تلویزیون قرار داشتند، مورد برسی قرار دادند. هر دو گروه لغات تازه – ی مشکلی را نظیر «گرامافون» «مغذی» و «موسیقی ویولا» یاد گرفتند. این نتایج موید این نظریه هستند که کودکان «در هنگام تماشای تلویزیون، اگر برنامه های مناسبی ببینند، لغات جدیدی یاد می گیرند» (۴۲۵). دو مقاله که در سال ۱۹۸۷ منتشر شدند نقش تلویزیون را تایید کردند. دیوید کانسید این رسانه های تصویری را به عنوان یک عامل حیاتی در تحصیلات نسل های جدید معرفی می کند و معتقد است آموزگاران باید «این فن آوری را با گسترش سواد تصویری، به کلاس های خود اضافه کنند» (۴۰-۶۳۹). رابرت آبلمن از تلویزیون به عنوان «وسیله ای دارای قدرت و استفاده های بالقوه » برای آموزگاران در کلاس جانبداری می کند. آوردن «سوادتلویزیونی» در دورههای تحصیلی، تفکر انتقادی و پاسخگویی خلاقانه را مخصوصاً در کودکان با استعداد ترویج می دهد(۱۶۶). یکی از پیشگامان در این زمینه نیل پستمن است که کتاب وی، تلویزیون و آموزش زبان انگلیسی از طریق تلویزیون را به خاطر ارزشهای اموزشی اش تایید می کند. فصل سوم این کتاب، «تلویزیون و تأثیرات آن» به بررسی این موضوع می پردازد که تماشای تلویزیون، کودکان را تشویق به مطالعه می کند و برای آنها «منبعی مملو از اطلاعات گفتاری تصویری» فراهم می آورد وذخیره یا «گنجینهٔ لغات» آنها را افزایش می دهد(۳۸۳۰) فصل چهارم کتاب، «ادبیات تلویزیون» تلویزیون را به دلیل ارائه زبان و ادبیات لاتین به کودکان تایید میکند. هال بلیث و چارلی سوئیت، از دانشگاه کنتاکی شرقی، معتقدند که کودکان تلویزیون تماشا می کنند؛ بنابراین آموزگاران باید در مقابل انقلاب الکترونیکی پاسخگو باشند. آنها بر ابن باورند که تلویزیون یک وسیله است اما تنها زمانی مفید خواهد بود که آموزگاران یک «هوشیاری تلویزیونی» را در بین کودکان گسترش دهند و از این رسانه به عنوان مکملی برای دیگر روش های خود در کلاس بهره مند شوند. (۲۴-۲۲). تمامی منتقدان در همه ی مباحث و مناظراتشان، جنبه های مثبت و منفی تماشای تلویزیون نند. راجر فرانسکی این دوگانگی را در نوشتجات خود] منعکس می کند. او اظهار می کند: «تلویزیون، مهم، همگانی و تاثیرگذار است» (۷۱۷). با وجود این، او بر این عقیده است که تلویزیون برای کودکان مثل تنقلات است مگر آنکه معلمان، دانش آموزان خود را فعالانه در جهت تحقیق و تفکر منتقدانه درباره ی آنچه که در این جعبه جادویی می بینند، بکار گیرند. همانند هر وسیله ی آموزشی دیگر، معلمان و والدین نقشی اساسی در انتخاب برنامه ی تلویزیونی و استفاده منطقی از آن و در مواقع لزوم، خاموش کردن آن ایفا می کنند.

منابع و مأخذ

ابلمن، رابرت. «سواد تلویزیونی برای کودکان با استعداد.» نقد روپر، ۹ (۱۹۸۷): ۶۹۱۶۶. بلیت، هالی و چارلی سوئیت. « استفاده از رسانه برای آموزش زبان انگلیسی» نوآور آموزشی، ۲۸ (۱۹۸۳): ۲۴-۲۲. کانسید این، دیوید. م « سواد تصویری و دوره ی تحصیلی: فراتر از آنچه که چشمان که می بینند.» هنر های زبانی، ۶۴(۱۹۸۷): ۴۰-۶۳۴

فرانسکی، راجر، ب، « دور نما: کودکان، تلویزیون و یادگیری زبان. » ھنر ھائی زبانی۔ ۵۸ (۱۹۸۱): ۷۱۳-۲۰. مودی، کیت. پرورش یافتن بر پایه ی تلویزیون: تأثیر تلویزیون. نیویورک: انتشارات کتاب تایمز، ۱۹۸۰. پستمن، نیل، تلویزیون و آموزش زبان انگلیسی. نیویورک: اپلتون، ۱۹۶۱. پاول، جان، ت«آنچه راجع به تاثیر تلویزیون نمی دانیم «فن آوری آموزشی (۱۹۸۶)۴۳۸۰۲۶-۴۱ رایس، مایل،ل و لینداوودز ملی، «درسهایی از تلویزیون: یادگیری لغت توسط کودکان در هنگام تماشای تلویزیون.» رشد کودک. ۵۹(۱۹۸۸):۲۹۴۲۰. شایون، رابرت. تلویزیون و کودکان ما. نیویورک: انتشارات لانگ منز، ۱۹۵۱. و نیکل جان، خواهد رزمری، « سؤالات: نقش تلویزیون در برنامه ی هنر های زبانی چیست؟» هنرهای زبانی. ۵۸ (۱۹۸۱): ۰۲ – . ۱۰.