سال انتشار: ۱۳۸۹

محل انتشار: نخستین همایش ملی ادبیات فارسی و پژوهشهای میان رشته ای

تعداد صفحات: ۲

نویسنده(ها):

محمدامین ناصح – گروه زبان انگلیسی دانشگاه بیرجند

چکیده:

زبان ابزاری برای بیان خواسته ها، نیازها و عواطف انسانی در بافت اجتماعی است . خصلت اجتماعی زبان، آن را با بسیاری از پدیده ها، رویدادها و عوامل اجتماعیفرهنگی پیوند می دهد و این همبستگی یا پیوستگی به حدی است که مردم شناسان، زبان و به ویژه واژگان آن را آینه ای دانسته اند که پدیده ها و دگرگونی های مختلف اجتماعیفرهنگی جامعه را به نوعی در خود منعکس میکند بی گمان، تأثیر عوامل اجتماعی در کنارعوامل جغرافیایی در ایجاد تنوعات زبانی و گویشی انکارناپذیر است . درست همانطور که بشر برای بقای فیزیکی به تنوعات زیستی وابسته است، برای بقای فرهنگی نیز به تنوعات زبانی نیازمند است . از بینرفتن تنوعات زبانی به منزله کاسته شدن از تنوعات فکری در میان جوامع بشری است؛ زیرا هر زبان، ابزاری منحصر به فرد برای اندیشیدن و تجزیه و تحلیل جهان پیرامون محسوب می شود. زبانشناسان و مردم شناسان در بیاناهمیت حفظ زبان ها و گویش های اقلیت، عمدتاً به مسائلی چون لزوم وجود تنوعات زبانی در سطح جهان، نقش زبان در حفظ و انتقال فرهنگ ها و اهمیت زبان به عنوان نماد هویت قومی و نژادی اشاره می کنند. نابودی یک زبان به منزله نابودی یک هویت ریشه دار است . طبعاً حذف زبان به همراه حذف فرهنگ می تواند موجب کاهش حس اعتماد به نفس، کاهش تواناییهای بالقوه افراد و نیز پیچیده تر ساختن همکاریها و روابطبین انسان ها برای حل مشکلات مختلف گردد . چندوجهی بودن این موضوع، موجب شده است که مطالعه گویش ها در ایران در زمره علایق رشته های زبان شناسی، آموزش زبان فارسی، آموزش زبان انگلیسی، زبان و ادبیات فارسی و مردم شناسی قرار گیرد و جایگاه خود را به عنوان یکی از علوم میان رشته ای تثبیت کند . این مقاله سعی دارد تا با توجه به ملاحظات نظری فوق، به تبیین رویکردهای مختلف گو یش شناسی و ارتباط تنگاتنگ آن با مطالعه فرهنگ ها پرداخته و از این رهگذر موقعیت این حوزه را در طیف علوم میان رشته ای مرتبط مشخص نماید.