آیت االله همدانی نمایش عمومی مجازاتهای حدی را بسته به نظر حاکم می دانند و آیت االله مکارم شیرازی اعتقاد دارند: »در مواردی که جرم و جنایـت علنـی شـد و افکـار عمـومی جریحه دار می شود، سزاوار است که مجازات علنی باشد تا جبران گردد؛ ولی در مـوارد دیگر لزومی ندارد جز در مورد حد تازیانـه کـه لازم اسـت جمـاعتی هـر چنـد کـم آن را ببینند(۸۱).« اما سؤال دیگر، این است که آیا اصل بر این است که حدود در ملاء عام اجرا شود یـا بـه صورت مخفیانه؟ آیت االله گلپایگانی در این باره اذعان می دارند کـه در حـدود اصـل بـر جواز استودر تعزیرات هرجا که حکم به وجه اخفّ کافی باشد به وجـه اشّـد کیفیـت و کمیت جایز نیست.((۸۲

برخی چنین استدلال کرده اند که اجرای علنی منوط به احـراز دلیـل اسـت و از آنجـا کـه دلیل خاصی مبنی بر علنی بودن مجازات نداریم، از این رو چنین بـه نظـر مـی رسـد کـه قاعده اولی در آن، اجرای مخفیانه باشد. اما ممکن است قاعده مزبور چنین مورد مناقشه قرار گیرد که در بیان مذکور فرقی بین حق االله و حق الناس داده نشـده و بـه مـوازات آن تفکیکی بین انواع مجازاتها (حدود، قصاص و تعزیر) به عمل نیامـده اسـت، در حـالی کـه روشن شدن تفاوت حق االله و حق الناس می تواند ما را در تأسـیس اصـل یـاری کنـد. در یک بیان کوتاه می توان گفت: حق االله با جرائمی ارتباط دارد که صاحب حق خداوند و در بیشتر موارد، جامعه است؛ مانند زنا، شرابخواری و ارتداد. ولی حـق النـاس بـه جرائمـی مربوط است که طالب آن شخص خاصی می باشد؛ مانند قتل، جرح و غیره.((۸۳

از نظر قضایی، در حق الناس پس از ثبوت جرم، قاضی بـدون اجـازه صـاحب حـق نمـی تواند حکم مذکور را به اجرا درآورد، اما در حق االله پس از اینکه جرم گناهکار ثابت شـد، قاضی موظف به اجرای آن خواهد بود و آنچه در حق الناس با اهمیـت اسـت جلـب نظـر صاحب حق می باشد. ولی در حق االله کسی جز حاکم اسلامی آن هـم در شـرایط خـاص دارای چنین اختیاراتی نیست وحکم الهی حتماً باید اجرا شود. با این توضـیح، مـی تـوان چنین اظهار نمود که در حق الناس به همین دلیل که همیشـه رضـایت مـدعی و اذن او در اجرای حکم شرط است، ضرورتی ندارد مجازات مجرم حتمـاً در مـلاء عـام اجـرا شـود،

هرچند در این خصوص نیز مجازات علنی می تواند فوایدی را به همراه داشته باشد؛ امـا در حق االله از آنجا که مدعی، فرد خاصی نیست و اغلب این جامعه است کـه از ایـن قبیـل جرائم زیان می بیند، جرم مذکور حقی است که برای خدا ایجاد شده و همه مردم در آن، مدعی محسوب می شوند. پس این اصل چنین دلالت دارد که حکم مذکور باید به صورت آشکارا به اجرا گذاشته شود.((۸۴ بر خلاف نظر فوق، برخی از محققان درباره علنی بودن اجرای حد معتقدند: »آیـه ای کـه در قرآن، سند علنی بودن اجرای حد است،((۸۵

در مقام بیان جـواز علنـی بـودن نیسـت، بلکه قضیه این است که این کار اجرا شود و چند نفری هم شهادت دهند. بنـابراین، بحـث ملاء عام و عبرت و ارعاب انگیزی در کار نیست، بلکه مسئله شهادت است که در واقع از یک جهت به نفع متهم است؛ برای اینکه ادعا نشود حد بر او جاری نشده است و بار دیگر بر او حد بزنند. به عقیده یکـی دیگـر از صـاحبنظران، در کتـب فقهـی، حفـظ آبـروی یـک انسان، جایگاه مهمی دارد. قدر متیقن این است که اسلام هیچ وقت نمی خواهد اگر فـردی مرتکب خطایی شد، آبروی او در ملاء عام برای همیشه برود زیرا این امر با مـذاق شـرع سازگاری ندارد؛ آن هم شرعی که آبروی مسلمان را مثل خونش محترم می دانـد و مـی خواهد آنرا حفظ کند. لذا اجرای مجازات در ملاء عام مسلّم نیسـت.((۸۶