مقاله کیفیت زندگی، درد و پذیرندگی درمان در زنان مبتلا به سرطان پستان در مراحل ۲ و ۱ در استان چهارمحال و بختیاری که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در زمستان ۱۳۹۲ در بیماریهای پستان ایران از صفحه ۵۲ تا ۵۹ منتشر شده است.
نام: کیفیت زندگی، درد و پذیرندگی درمان در زنان مبتلا به سرطان پستان در مراحل ۲ و ۱ در استان چهارمحال و بختیاری
این مقاله دارای ۸ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله پذیرندگی درمان
مقاله درد
مقاله سرطان پستان
مقاله کیفیت زندگی

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: حسینی سیده محبوبه
جناب آقای / سرکار خانم: خالدی فر برزو

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
مقدمه: سرطان پستان به عنوان شایع ترین نوع سرطان و دومین علت مرگ و میر ناشی از سرطان در بین زنان است. بنابراین این پژوهش با هدف بررسی کیفیت زندگی، درد (درد پستان و زیر بغل و دست در سمت مبتلا) و پذیرش درمان در زنان مبتلا به سرطان پستان (در مراحل ۲ و ۱ ابتلا به بیماری) انجام شده است.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی بر روی ۲۹ نفر از زنان مبتلا به سرطان پستان (که در مراحل ۲ و ۱ بیماری بوده اند، سابقه انجام ماستکتومی داشتند و در حال حاضر در حال دریافت شیمی درمانی بوده اند بطوری که حداقل ۲۰ جلسه از شیمی درمانی آنها باقی مانده بود) که به بیمارستان کاشانی شهرکرد در سال های ۹۱-۸۹ مراجعه کرده بودند، از طریق نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند انجام شده است. داده ها توسط پرسشنامه کیفیت زندگی فرنس و پاورز، چک لیست سنجش میزان پذیرندگی درمان، پرسشنامه دموگرافیک و مقیاس بصری سنجش درد جمع آوری و با استفاده از نرم افزار SPSS 16 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که از نظر کیفیت زندگی ۳۴٫۵% افراد مورد بررسی ضعیف، ۴۱٫۴% متوسط و ۲۴٫۱% در سطح خوب بودند. به عبارت دیگر فقط تعداد کمی از افراد کیفیت زندگی خوبی داشتند. همچنین ۴۸٫۳% بیماران به طور متوسط و ۲۷٫۶% در حد قابل قبولی درمان های خود را پیگیری می کردند، که این خود به کاهش کیفیت زندگی کمک می نماید. ۶۹% بیماران درد خود را در حد زیاد، ۲۰٫۷% در حد متوسط و ۱۰٫۳% درد کمی را گزارش کردند.
نتیجه گیری: با توجه به یافته های این مطالعه، اکثریت افراد مورد مطالعه ۷۶% کیفیت زندگی متوسط رو به پایین داشتند و اکثرا درمان های خود را به طور منظمی پیگیری نمی کردند. درد موضعی اغلب این بیماران در حد زیادی گزارش شده است. از آنجایی که این مقاله از دل یک مطالعه مداخله ای بیرون آمده است، به این نتیجه رسیده ایم که علاوه بر درمان های دارویی، از درمان های غیردارویی (درمان های شناختی، اجتماع محور و روان درمانی) نیز به طور گسترده ای در افزایش رفتارهای پذیرندگی درمان و ارتقاء کیفیت زندگی استفاده می شود. بطوری که حمایت اجتماعی، تیم درمانی، افزایش ارتباطات و آگاهی نیز در این امر موثر واقع می شوند.