سال انتشار: ۱۳۹۱

محل انتشار: سومین همایش علوم و فناوری مواد فعال سطحی و صنایع شوینده

تعداد صفحات: ۹

نویسنده(ها):

محبوبه سعیدی – پژوهشگاه صنعت نفت، پژوهشکده علوم و فناوریهای شیمیایی
حمیدرضا غفاریان – پژوهشگاه صنعت نفت
صادق فرجپور – شرکت SPEC

چکیده:

مواد فعال سطحی به دلیل ماهیت دوگانه در فصل مشترک دو فاز قرار گرفته یا جذب می شوند و عملکرد های گوناگونی از خود نشان می دهند. خواص گوناگون مواد فعال سطحی زمینه کاربرد گسترده آن ها را در صنایع مختلف از جمله صنایع نفت و پتروشیمی فراهم آورده است. به عنوان مثال این ترکیبات به عنوان بازدارنده خوردگی، امولسیون کننده، تر کنده، پایدار کننده سوسپانسیون و موارد دیگر بکار می روند. مواد فعال سطحی آنیونی نظیر سدیم الکیل بنزن سولفونات (ABS) با کاهش کشش سطحی، نیروی بین مولکولی آب را تضعیف کرده و در یک محدوده مناسب باعث پایداری تعلیق می گردند. در این مقاله کشش سطحی و بکارگیری آن به عنوان یک پارامتر فیزیکی تعیین کننده در پیش بینی غلظت مؤثر سدیم الکیل بنزن سولفونات بای پایداری فرآیند پلیمریزاسیون تعلیقی آستیرن- آب مورد بحث قرار گرفته است. غلظت بحرانی تشکیل میسل و خواص دیگر سدیم الکیل بنزن سولفونات به شدت تحت تأثیر زنجیره الکیل می باشند، طوریکه با افزایش یک گروه متیل، غلظت بحرانی تشکیل میسل نصف می شود. از اینرو تغییر کوچکی در غلظت ماده فعال سطحی می تواند انحراف بزرگی را در کش سطحی و فرآیند جذب سدیم الکیل بنزن سولفونات (ABS) در فصل مشترک و در نتیجه در پایداری سوسپانسیون استیرن- آب ایجاد نماید. این اطلاعات اهمیت شیوه محاسبه غلظت بهینه عامل متفرق کننده را نشان می دهد. لذا غلظت بهینه ABS از معادلات حاصل از داده های تجربی تغییرات کشش سطحی نسبت به غلظت ماده فعال سطحی در فاز آب محاسبه گردید. نتایج بیانگر آن است که غلظت محاسبه شده از دقت کافی برخوردار بوده و سوسپانسیون استیرن – آب در طی فرآیند پلیمریزاسیون پایدار باقی می ماند.