پیشینه عدم تمرکز در نظام آموزشی و برنامه ریزی درسی

عدم تمرکز به ظاهر مفهومی آسان به نظر می رسد و برای خیلی ها بسیار خوشایندتر از تمرکز در انجام کارهاست. دلیل عمده آن مسایل و مشکلات فراوان ناشی از تمرکز است که پیش روی افراد یا گروهها قرار میگیرد. بارتون و همیلتون۱۹۹۸ نقل از آنونیموس (۱۹۹۵ معتقدند:

تمرکززدایی عبارت است از: انتقال قدرت مقامات بالایی دولت به حکومتهای محلی. بدین ترتیب که کارکنان محلی بتوانند درباره کارهای روزانه خود تصمیمگیری کنند، به نحوی که این امر آنها را به جستجوی بیشتر نیازهای جامعه محلی و راه های رفع نیازها ترغیب کند.

لاگول(۱۹۹۰نقل از همان) در توصیف پیامد تمرکز زدایی مینویسد: این فرایند عدم تمرکز، استقلال صاحبان حرف محلی در تصمیم گیری ها را افزایش میدهد.

در کشورهایی که تاریخ برنامه ریزی متمرکز آنها طولانی است، عدم تمرکز به معنای تفویض بعضی از اختیارات مرکزی به تصمیم گیران منطقهای و محلی در ارتباط با کارهای اجرایی و یا انجام بعضی پروژههای حاضر است . در مواردی نیز عدم تمرکز هنگامی کامل انگاشته می شود که مسایل مالی و بودجه ای به صورت غیر متمرکز توزیع شود. واضح است که بنا بر هر یک از انواع تصمیمات ، شیوه اجرایی عدم تمرکز با یکدیگر تفاوت پیدا می کند. بررسی های پیشینهای نشان میدهد که در موارد تفویض اختیار به استانها و مناطق، اگر چه سطح تصمیمگیری بنا بر منطقه یا محله متعدد می شود، اما در سطح مردم و استفادهکنندگان یا بهرهگیران از برنامهها ، شیوه کار به همان صورت متمرکز پایدار میماند (باردهان۱،.(۱۹۹۶