) در دوران معاصر، جهتگیری سیاست کیفری غالب دولتها به سـمت اعمـال مجازاتهـای جایگزین، اقدامات پیشگیرانه و روشهای اصلاح و تربیت بزهکاران سوق یافته اسـت. بـر این مبنا، کیفر شلاق از سیستم کیفری اغلب کشـورها حـذف شـده اسـت. در حقیقـت، از اوایل قرن بیستم میلادی تاکنون، روند تحولات در نظـام هـای کیفـری، حـاکی از گـذر از مجازاتهای بدنی به سالب آزادی و در نهایـت، اعمـال تـدابیر اصـلاحی و جـایگزین هـای مناسب می باشد؛ در نتیجه، نمی توان از کیفرهـای جسـمانی سـنتی، در قـاموس جزایـیاکثر کشورهای جهان به جز ممـالکی کـه بـه تأسـی از ضـوابط دینـی عمـل مـی نماینـد، مشاهده نمود.

پیشینه شلاق در ایران

به حکایت مستندات تاریخی، کیفر شلاق یکی از کیفرهای رایج در ایران باستان محسوب میشده است. به روایت ویل دورانت: »در عصر هخامنشی بزههای کوچـک را از پـنج تـا دویست ضربه کیفر میدادند. هر کس سگ چوپانی را مسموم مـیکـرد، دویسـت ضـربه شلاق مجازات داشت و هر کس دیگری را به خطا میکشت، مجازاتش نود ضربه تازیانـه بود؛ در ضمن برای تأمین حقوق قضات، غالباً به جـای شـلاق زدن، جریمـه نقـدی مـی- گرفتند و هر ضربه شلاق را با مبلغی معادل شش روپیه مبادله میکردند(۲۲) .« شلاق زدن در این دوران، تنها مختص افرادی عادی نبود، بلکه افراد برجسته نیـز از ایـن مجازات بی بهره نبودند. به فرض؛ برادر کمبوجیه، یکی از مغها را به نام »سپنت دات« از جهت خطایی که مرتکب شده بود، امر به شلاق زدن نمود. حتی گفته مـیشـود کـوروش هخامنشی در ایام جوانی به کارهای پست به طور مکرر اشتغال میورزید و از این جهت به تناوب تازیانه میخورد. (۲۳)