سال انتشار: ۱۳۸۹

محل انتشار: نخستین همایش ملی ادبیات فارسی و پژوهشهای میان رشته ای

تعداد صفحات: ۲

نویسنده(ها):

عباسعلی برهان –
حسین پیرنجم الدین – عضو هیأت علمی دانشگاه اصفهان

چکیده:

در سالهای اخیر جامعه ادبی ایران شاهد پیدایش پدیده ی نوظهوری به نام ادبیات پسا مدرن (پسانوگرا) بوده است. تأثیرگذاری این میهمان ناخوانده به عنوان یک جریان فرهنگی بر ادبیات داستانی معاصر ایران امری غیر قابل انکار است. ترجمه ی آثار متفکرانی چون ژاک دریدا، میشل فوکو و فرانسوا لیوتار و یا آثار نویسندگانی همچون خورخه لوییس بورخس، جان بارت و کورت ونه گات زمینه ی انتقال اندیشه های مطرح در این حوزه را به ادبیات فارسی فراهم نموده است. ورود نابهنگام و بدون مقدمه نظریات پسانوگرایانه پیامدهای متفاوتی را در پی داشته است. از جمله، می توان به ظهور داستانهای تقلیدی اشاره کرد که درخوشبینانه ترین حالت توانسته اند در رقابت با اصل خارجی خود محصولی شبه پسا مدرن ارائه دهند. در این عرصه نویسندگان معدودی نیز وجود دارند که توانسته اند با بهره گیری از دانش خود در حوزه ادبیات غرب دست به خلق آثاری بزنند که در آنها عمدتاً رگه های اصیلی از هنر پست مدرن دیده می شود. رضا براهنی، بهرام صادقی، یعقوب یاد علی و هوشنگ گلشیری را می توان از این دست نویسندگان به شمار آورد. آن چه در این پژوهش مورد نقد و بررسی قرار می گیرد اثر آینه های در دار نوشته ی هوشنگ گلشیری است. وی که یکی از نویسندگان بنام ادبیات داستانی معاصر ایران است در این اثر سعی کرده با بهره گیری از مؤلفه هایی همچون نفی روایت خطی، تردید در فراروایتها، رد مرزبندی میان انواع ژانرها و همچنین میان واقعیت و تخیل، انعکاس پذیری فراداستانی، تأکید بر پرسپکتیویسم و نسبیت گرایی، توجه به کثرت گرایی، رویکرد به زبان به عنوان شکل دهنده جهان واقعیات، توجه به واقعیتگرایی چند بعدی و چندآوایی اثری پسا مدرن بیافریند. اگرچه موفقیت نویسنده در خلق اثری پسا مدرن حائز اهمیت می باشد اما نباید از توجه به این مهم غافل ماند که معرفی آن به عنوان گامی در جهت اعتلای ادب پارسی مؤید تصور باطلی است که به موجب آن نویسنده خود را ملزم به طی نمودن مسیری بداند که ادبیات غرب از آن عبور کرده است.