سال انتشار: ۱۳۹۱

محل انتشار: سومین همایش ملی بزرگداشت سهروردی با موضوع اخلاق کاربردی

تعداد صفحات: ۲

نویسنده(ها):

حسین اترک – استادیار دانشگاه زنجان

چکیده:

برخی، ریشه بحران محیط زیست در جهان معاصر را دین می دانند. به اعتقاد ایشان،اغلب ادیان مانند مسیحیت و اسلام، خاصیت انسان مداری دارند که انسان را اشرف مخلوقات معرفی کرده و خلقت کائنات را برای او بیان می کند. این گونه ادیان نه تنهادوگانگی را میان انسان و طبیعت بنیان نهاده اند، بلکه بر این مطلب نیز اصرار می ورزند که خدا اراده کرده آدمی طبیعت را به مقتضای غایات خاص خود استثمارکند. این مقاله در صدد پاسخ به این اشکال از منظر قرآنی است . گرچه بر اساس جاثیه/ ۱۳ ) یا )« و سخَّرَ لکم ما فی السماوات وما فی الارضِ جمیعاً » : برخی آیات مانندبقره/ ۲۹ ) طبیعت برای انسان خلق شده ) « هو الذی خَلَقَ لَکم ما فی الارضِ جمیعاً » و به تسخیر او در آمده است ولی معنای آنها استفاده آزاد و دلبخواهی، به هر صورت ممکن نیست؛ بر اساس آیات دیگر قرآنی، انسان نسبت به محیط زیست و طبیعتمسخّر تحت امر خویش، وظایفی دارد که مهم ترین آنها عدم تخریب آن است. آیات متعددی در قرآن کریم، از افساد در زمین نهی می کنند گرچه مفسران بر اساس سیاق کلام، برخی از این دسته آیات را به فساد اعتقادی و فساد اخلاقی در قبال دیگر انسان ها مانند: قتل، جنایت، غارت و … حمل کرده اند ولی با توجه به اطلاق برخی دیگر از این دسته آیات، به نظر می رسد معنای آیه نهی از مطلق فساد در زمین است که تخریب محیط زیست مصداق بارزی از آن می باشد. با دقت در آیات قرآنی (مانند : بقره / ۱۶۴ ) روشن می شود آنچه خداوند برای انسان تجویز کرده است، صرفاً حق انتفاع از طبیعت استنه مالکیت بر آن. بر اساس مبانی حقوقی، کسی که حق انتفاع از چیزی به او اعطا شده است، حق تخریب و اتلاف عمدی عین مورد انتفاع را ندارد و در صورت اتلاف آن به خاطر قصور یا عمد، ضامن عین مورد انتفاع است و مورد سئوال واقع می شود.