سال انتشار: ۱۳۸۹

محل انتشار: نخستین همایش ملی ادبیات فارسی و پژوهشهای میان رشته ای

تعداد صفحات: ۱۸

نویسنده(ها):

میر جلیل اکرمی – دانشیار دانشگاه یزد
ابوذر پرون – دانشجوی کارشناسی ارشد

چکیده:

اسطورهها روایات مقدسی هستند که انسانهای جوامع ابتدایی به آنها ایمان داشتند و آن را شرح امور حقیقی میپنداشتند که در ازل رخ داده است؛ این روایات شامل مسائلی از قبیل خلق هستی، خدایان، انسان و فرجام انسان و هستی میباشند. در واقع اساطیر توجیه کنندهی ساختارهای اجتماعی آیینها و الگوهای رفتاری و اخلاقی هر جامعه ی ابتدایی است که همراه با توسعهی جامعه مورد تجدید نظر قرار میگیرند و دوباره تفسیرمیشوند. اساطیر به مجرد آنکه ارتباطشان با کیش و آیین قطع شود رنگ ادبی به خود میگیرند به همین خاطر است که برخی از کارکردهای اسطوره ازجمله ارائه ی دیدی تخیلی به مخاطب را در ادبیات میبینم. بنابرین لازم است برای شناخت بهتر آن دسته از آثار ادبی که در برگیرنده ی مضامین اساطیری هستند به روشی متوسل شویم که بتوان با آن اساطیر را هم مورد تحلیل قرار داد. هرمنوتیک به معنای تاویل، ترجمه و قابل فهم ساختن متون است. این علم نخست کار خود را با تأویل متون مقدس آغاز کرد و سپس توسط اندیشمندانی چون شلایر ماخر ویلهلم دیلتای وارد علوم انسانی شد هدف این جنبش در آغاز پی بردن به نیت مؤلف درمتون ادبی بود ولی بعدها با پیریزی نهضت ضد ذهنیهای دیگر مسئلهی فهم از کند وکاو در ذهن مؤلف جدا شد و قطعیت معنای متن رد شد و هدف از تأویل آشکار ساختن پیش فهمی شد که ما از پیش در هستن خود داریم. با توجه به مطالب فوق برای شناخت آن دسته از آثار ادبی که در برگیرندهی مضامین اساطیری هستند روش هرمنوتیکی پیشنهاد میشود. درمقاله حاضر ضمن بیان چند تأویل از اسطورهی ضحاک، دلایل تأویلپذیری این اسطوره را به عنوان یک نمونه از اساطیر ایرانی ارائه میکنیم.