درک هدف تحقیق و نقش خود به عنوان نویسنده

زمانی که شروع به نوشتن می کنید دو سوال اساسی از خود بپرسید: چرا من این مقاله را می نویسم؟ هدف من از آن چیست؟ اگر در پاسخ به این دو سوال مردد شدید، اهداف تحقیقی را دوباره مرور کنید (۱ج). نوشته هایتان باید واقعی و انسانی باشند و بر اساس چهارچوب عقلانی (وقایع تحقیق) طرح ریزی شده باشند نه احساسات. شما باید مسأله را براساس شواهد بررسی کنید نه اینکه کاملا بی طرف، بی تفاوت یاخونسردباشید.

برای مثال نویسنده ممکن است از نظر عقلانی عمل سوء استفاده را محکوم کند اما از نظر احساسی نسبت به این افراد به عنوان یک قربانی نگاه کند. آیا باید یک روش عینی در پیش بگیرد که در آن هیچ احساسی دخیل نباشد و فقط موضوع را تحلیل کند، یا احساسات را نیز در آن دخیل کند؟ گاهی احساسات منفی خود را درباره موضوع بیان کند و گاهی احساسات مثبت و خوانندگان را قانع سازد و آنها را وارد این بحث کند؟

به عنوان یک نویسنده عینی، باید شواهد لازم را ارائه و تجزیه و تحلیل کنید و فاصله بین خودتان و موضوع را حفظ کنید. یک نویسنده احساسی مسائل را با توجه به احساسات بشری بررسی می کند.

نمی توان در نوشتن مقاله کاملابی طرف بود یا صرفا براساس نظرات شخصی نوشت. باید تعادل عقلانی و عاطفی خود را به منظور حفظ کنترل خود برروی مقاله حفظ کنید.

نوشتن مقاله، شما را به عنوان محقق و نویسنده تحت تاثیر قرار می دهد. در حقیقت اکثر مربیان مقاله نویسی را نوعی فرایند یادگیری قلمداد می کنند که شما نقش اصلی را در آن ایفا می کنید. یکی دیگر از مزایای آن این است که اگر خوانندگان درگیری عاطفی شما با اثر و تسلط علمی شما بر مقولات و منابع را حس کنند میتوانید آنها را نیز تحت تاثیر قرار دهید.

کیم ولز ۴۹-۲۳۷، قصد داشت در مورد والدین و معلمانی که ممکن است در تغییرات برنامه های تلویزیونی ، به ویژه کاربرد آن در رشد زبان کودکان، تاثیر گذار باشند مقاله ای بنویسد. از این رو با این بحث که معلمان و والدین باید (۱) معیاری برای قضاوت در مورد برنامه ها تعیین کنند، (۲) تلویزیون را وارد برنامه کلاسی کنند(۳) بیاموزند که از قدرت بالقوه تلویزیون در یک مسیر سودمند استفاده کنند از فرضیه خود دفاع کرد. او از هدف خودآگاه بود.