سال انتشار: ۱۳۹۰

محل انتشار: اولین همایش ملی علوم شناختی در تعلیم و تربیت

تعداد صفحات: ۸

نویسنده(ها):

محمدرضا تمنائی فر – دکترای روانشناسی، استادیار گروه روانشناسی دانشگاه کاشان
اعظم منصوری نیک – کارشناسی ارشد روانشناسی تربیتی دانشگاه کاشان

چکیده:

با توجه به تغییرات فیزیولوژیک مؤثر در چرخه ی شبانه روزی، افراد بر حسب زمان نقطه اوج فعالیتهای فیزیولوژیک خود تا حدی با هم متفاوت هستند و بر این اساس می توان افراد صبحگاهی را از افراد شاهگاهی تشخیص داد. نتایج برخی تحقیقات نشان دهنده ی ارتباط بین صبحگاهی و شامگاهی بودن و صفات شخصیتی می باشد. الگوی میلون (۱۹۹۴) صبحگاهی بودن را در ارتباط با حواس، شهود و همانند سازی تعریف کرده، در حالیکه شامگاهی بودن را نمایانگر ارتباط با احساسات، تعهد پذیری، تردید و تسلیم می داند. از دیگر متغییرهای متفاوت فردی سبکهای یادگیری و تفکر هستند که در یادگیری افراد مورد مطالعه قرار می گیرند. در واقع این سبکها توانایی نیستند بلکه به روشهایی که افراد برای پردازش اطلاعات ترجیح می دهند، اشاره می کنند. سبکهای یادگیری و تفکر به ترجیحات نیمکره ای افراد مرتبط می شوند. نیمکره ای بودن به این معناست که افراد برای پردازش اطلاعات، بیشتر به پردازهای مرتبط با یکی از نیمکره های مغزی نسبت به نیمکره دیگر تکیه می کنند. مفهوم نیمکره ای بودن امکان توصیف تفاوتهای فردی در سبکهای یادگیری و تفکر را فراهم می سازد. از این دیدگاه تفاوتهای فردی می تواند به شناخت واضح تر الگوهای تفکر با ترجیحات صبحگاهی و شامگاهی بودن بینجامد، بسیاری مطالعات نشان داده اند که سبکهای تفکری چپ- راست با ویژگیهای شخصیتی، عملکرد حل مسئله، خلق و خو و پیشرفت تحصیلی مرتبط است. از آنجا که دانش آموزان با سبکهای تفکر متفاوت، خواستها و ترجیحات متفاوتی برای رویکردهای آموزشی خاص دارند، یافته ها می تواند در رشد زمینه ی آموزشی افراد مؤثر باشد.