مقاله نمود ایما (زبان ایما یکی از شاخص های برجسته مقالات شمس) که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در پاییز و زمستان ۱۳۹۰ در ادب فارسی (دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه تهران) از صفحه ۸۹ تا ۱۲۰ منتشر شده است.
نام: نمود ایما (زبان ایما یکی از شاخص های برجسته مقالات شمس)
این مقاله دارای ۳۲ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله زبان بدن
مقاله زبان ایما
مقاله نمود حرکتی
مقاله مقالات شمس تبریزی

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: محمدی علی

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
وقتی سخن از زبان متن در میان باشد، نظر زبان شناسان و منتقدان ادبی، بیشتر به وجه نوشتاری معطوف است، وجهی که در تقابل خود، وجه گفتاری را به یاد می آورد. تقابلی که از زمان پدیدآمدن خط تاکنون، در نظر پژوهش گران زبانی بوده است. پس از توجه و اهمیتی که فردینان دوسوسور به نمود برجسته گفتار بخشید و نوشتار را شکل ناقص گفتار به شمار آورد، زبان شناسان هر جا از تقابل نمودهای زبانی سخن گفتند، بیش تر به همین زبان نوشتار و گفتار بسنده کردند؛ در حالی که نیک می دانستند، زبان نمودهای کم رنگ تری نیز دارد؛ البته زبان شناسان و جامعه شناسان و حتی روان شناسان در غرب، به برخی از وجوه نمودهای دیگر که بار انتقال پیام را به دوش دارد، اشاراتی کرده و مقالات و کتاب هایی نوشته اند؛ اما آن چه در این مقاله، با عنوان «نمود ایما» یا «زبان ایما» خوانده شده، نه از شمار آن اشارات و کنایاتی است که به عنوان «غیر کلامی»، مطرح است و نه آن که به عنوان «زبان بدن» از آن یاد می کنند؛ بل که نمود دیگری است که به نظر نگارنده تا کنون مورد توجه ویژه ی دانش مندان قرار نگرفته است. نمودی که به هر حال تاب و توان انتقال مبلغی از معانی و احساس را در خود دارد و در ارتباطات روزمره ی مردم و در همه ی زبان ها، نقش به سزایی را بازی می کند. آن چه در این مقاله مورد ارزیابی و تحلیل قرار گرفته، پس از بیان مقدمه ای لازم، اهتمام در برجسته ساختن همین نمود ایمایی زبان در متن مقالات شمس تبریزی بوده است. بدین لحاظ ما خود را موظف دیدیم تا حد نیاز فضای این نوشته، به پی جویی رد پای چنین نمودی در متون دیگر نیز بپردازیم؛ اما به سبب محدود بودن فرصتی که در اختیار این مقال است و نیز نبودن سابقه پژوهش در این خصوص، مبحث چون و چرایی فلسفی و روان شناختی دخالت برجسته این نمود در وجه نوشتاری، هم چنان ناتمام مانده است.