سال انتشار: ۱۳۸۹

محل انتشار: دومین همایش علمی سراسری دانشجویی جغرافیا

تعداد صفحات: ۵

نویسنده(ها):

حمیدرضا دیوسالار – کارشناس ارشد رشته جغرافیا و برنامه ریزی روستایی، دانشگاه پیام نور گنب
مصطفی نائیجی – کارشناس ارشد رشته جغرافیا و برنامه ریزی روستایی، دانشگاه شهید بهشتی
داوود شاکری چناری – کارشناس ارشد رشته جغرافیا و برنامه ریزی روستایی، دانشگاه پیام نور گنب

چکیده:

نیل به خودکفایی در تولید محصولات کشاورزی از هدفهای مهم برای رسیدن به توسعهی روستایی است چرا که از گذشته های دور کشاورزی در ساختار روستا چون قلب در موجودات زنده به روستا حیات و هویت بخشیده است و روستا زمین ه ی حیات و فعالیت کشاورزی را در خود ایجاد نموده است. همچنین در سطح بالاتر (ملی) توسعه کشاورزی می تواند زمینه ساز توسعه اقتصادی و اجتماعی و ثبات سیاسی گردد. به این صورت که با صادرات محصولات کشاورزی چه به صورت خام و چه به صورت فرآوری شده باعث ارزآوری و بالا رفتن صادرات و افزایش درآمد غیرنفتی می شود و در نهایت به توسعه اقتصادی و اجتماعی منجر می گردد . در استان مازندران و کرانه های دریایی خزر با توجه به اوضاع اقلیمی ویژه و منحصر به فرد و مناسب برای کشاورزی و خاک حاصلخیز و منابع آب و نیروی کار فراوان می باید در راستای استفاده از توانمندیها و حداکثر بهره برداری از قابلیت ها همت گماشتهشود. برای این منظور در برخی شهرستان ها از جمله شهرستان بابل کشت کلزا به عنوان کشت دوم بعد از برنج مورد توجه دولت وکشاورزان قرار گرفته است که این امر با توجه به نیاز روزافزون کشور به روغن وارداتی و وجود پتانسیل بالای دانهی روغنی کلزا برای تهیه روغن صورت گرفته است که از سوی وزارت جهاد کشاورزی توجه خاص به کشت این گیاه معطوف شده است . نتایج حاصل از بررسی گردآورندگان که از طریق توصیفی و تحلیلی به دست آمده، نشان می دهد درحالی که انتخاب کشت کلزا به عنوان کشت دوم در منطقه مورد مطالعه، صحیح بوده و به افزایش درآمد و اشتغال و افزایش علاقه روستائیان به ادامه این روند منجر شده است، در مقابل اقدامات دولت برای توسعه کشت دوم (کلزا) کافی نبوده است