سال انتشار: ۱۳۹۱

محل انتشار: همایش ملی شهرهای مرزی و امنیت، چالشها و رهیافتها

تعداد صفحات: ۱۴

نویسنده(ها):

دادخدا خدایار – استادیار فلسفه و حکمت اسلامی دانشگاه سیستان و بلوچستان

چکیده:

امنیت به معنای احساس ذهنی و عینی، مصونیت، اطمینان و آرامش در برابر خوف و خطر با شاخصهای ایجابی و سلبی، یکی از نیازها و حقوق اساسی و رکن رکین حیات بشری است. این اصل مهم خود تابع اوضاع و امکانات و تواناییهای فردی و اجتماعی است و صرفاً به امکانات و تجهیزات نظامی، با انداز ههای مادی و فیزیکی یا مقولات اقتصادی و … بستگی ندارد به همین دلیل در ادبیات و متون دینی امنیت مفهومی عمیق تر، ظریفتر و فراگیرتر داشته و به ابعاد روحی، فکری، فرهنگی، اخلاقی، معنوی، اعتقادی و ارزشهای الهی نیز اتکا و وابستگی کامل دارد. مقوله امنیت جدای از آنکه ابعاد مختلف دارد، در هر گستره جغرافیایی نیز اسباب و علل سلبی و ایجابی مربوط به خود را داراست، و به عبارت روشن تر اگرچه امنیت و عوامل و موانع آن بطور کلی در همه دنیا و یا در یک کشور، شاخص های عمومی و مشترکی دارد اما بسته به باورها و ارزشها، محی طهای مختلف جغرافیایی، تمدن های پیشین و پسین و … تفاوت و شدت و ضعف دارد که قابل تأمل و توجه می باشد، مسئله این است که آیا مسائل و مبانی فکری-فرهنگی حاکم بر افکار واخلاق و اعمال مردم شهرهای مرزی ارتباط و تأثیر معناداری با امنیت آن شهرها دارد؟ اگر چنین است در استان سیستان و بلوچستان علل اعتقادی- فرهنگی دخیل در امنیت مرزهای آن چیست؟ فرض بر این است که مسائل فرهنگی یعنی مجموعه باورها و ارزشهای، دینی، مذهبی، فرقه ای، قومی، عرفی، اخلاقی و … در امنیت سازی و امنیت سوزی نقش موثر و تعیین کننده ای دارند و این تأثیر بنیانی و بی بدیل در شهرهای مرزی این استان مضاعف و و حسا ستر می باشند. این موضوع هم پشتوانه عقلانی، هم تجربی و هم دینی دارد و قابل دفاع و اثبات می باشد.لذا ضرورت دارد نسبت به اعطای بینش و اصلاح نگرش مثبت و مفید و فرهنگ سازی مبتنی بر دین اسلام ناب در ابعاد مذکور مخصوصاً در مجموعه عوامل مؤثر مذهبی دخیل در امنیت شهرهای مرزی اهتمام جدی مبذول گردد.