سال انتشار: ۱۳۹۳

محل انتشار: دومین کنفرانس بین المللی مدیریت چالشها و راهکارها

تعداد صفحات: ۱۸

نویسنده(ها):

سهیلا بورقانی –
مرتضی هاشمی آریان –

چکیده:

هدف اصلی این مقاله بررسی نقش KMدر نوآوری و این که سازما ن ها برای بقا و کسب مزیت رقابتی و … بایستی زیرساختهای مدل KM را پیاده سازی کرده باشند و تاکید کردم که فرآیندKMدر بخش اول فرآیند نوآوری رخ می دهد، برای این بحثم هواپیمای بدون سرنشینUAV سازمان صنایع هوایی را مثال زدم و تاکید کردم که برای KM سیستم هایی وجود دارد که شامل سیستم های مدیریت دانش سازمان گستر سیستم های کاردانشی و تکنیک های هوشمند می باشند ، در کل سازمانها از این سیستم ها برای تسهیل اجرای فرآیندKM استفاده می کنند . دارایی های فکری سازمان ها (به خصوص بخش دانش ضمنی افراد) را با کمک سیستم کار دانشی می توان بیرون کشید و به دانشی صریح تبدیل و درنهایت بین کارکنان به اشتراک گذاشت تا بتوانیم از طریق نوآوری ، فکر و اندیشه نو را به عملی کاربردی تبدیل کنیم. مدیریت دانش در بخش اول فرآیند نوآوری رخ می دهد. بنابراین ما از طریق مدیریت دانش، ایده و فکری جدید را به دانش و از طریق نوآوری، نیز دانش را به عملی کاربردی و سودمند که منجر به تجاری سازی محصول شود ، تبدیل می کنیم، ما در فرآیند نوآوری در بخش اول خلق ایده و فکر را داریم و در بخش دوم توسعه محصول و در بخش سوم تجاری سازی را مطرح کردم. یافته من این بود که مدیریت دانش زیربنای نوآوری بوده و را بطه ای که بین این دو وجود داشت یک رابطه مستقیم بود. به این معنی کهKMیک بخش از نوآوری شده و اگرKMنباشد نوآوری رخ نخواهد داد و متقابلاً اگر فرآیند نوآوری هم وجود نداشته باشد ، ما شاهد سود مندی و کاربردی بودن kmنخواهیم بود. چون که از کانال فرایند نوآوری است ، که دانش حاصل از مدیریت دانش ، برای توسعه محصول استفاده می شود تا سازمان ها بتوانند با تجاری سازی در پی کسب بازار های جهانی برآیند.در ضمن بیان کردم که زیر بنای پیاده سازی خود مدیریت دانش نیز استفاده از مدل زیر ساختی سه حلقه ای مدیریت دانش می باشد