سال انتشار: ۱۳۹۱

محل انتشار: سومین همایش ملی بزرگداشت سهروردی با موضوع اخلاق کاربردی

تعداد صفحات: ۲۳

نویسنده(ها):

مرتضی شجاری – دانشیار گروه فلسفه دانشگاه تبریز

چکیده:

از دیدگاه ملاصدرا اساس اخلاق در حیات آدمی، محبت است و محبت حقیقی، محبت به خداوند است که جلوهای از محبت خداوند به آدمی است. اگر کسی حقیقتاً به خداوند عشق ورزد، به مرتبه ای می رسد کهتمامی آدمیان که جلوه های مختلف خداوند هستند محبوب او واقع می شوند و آنگاه در اخلاقِ فردی، برخورد خواهد کرد. ملاصدرا با تقسیم « محبوب » تدبیر منزل و زندگی اجتماعی با خود و دیگران به مثابهمحبت آدمی به محبت نفسانی و محبت الهی بیان میکند که هر محبتی نوعی عبودیت است، از این رو اگر آدمی محبت نفسانی به چیزی داشته باشد خواه بتی که از سنگ و چوب تراشیده شده باشد و خواه اموالو اولاد و مقامهای دنیوی باشد شرک محسوب می شود؛ زیرا محبت نفسانی توجه به غیرِ خدا و عبادت نیز نامید، محبتی است که ملائم با « محبت معرفت و حکمت » اوست. اما محبت الهی که میتوان آن راشهوات نفسانی نیست و حقیقتاً به خداوند تعلّق میگیرد، گرچه در ظاهر، محبت به امور دنیوی باشد؛ زیرا مؤمنِ حقیقی همه چیز را جلوه خدا میداند. آنچه سبب محبت خداوند در دل آدمی می شود، معرفت بهخداوند زیباست و از آنجا که عالَم آیینه « إنّ اللّه جمیل یحب الجمال » کمال و زیبایی اوست و بنابر حدیثحق است، عالَم نیز در نهایت زیبایی است. آدمی با نظر در عالم و تفکر در آن محبتش به خدا افزون میشود؛ زیرا ویژگی زیبایی، ایجاد ابتهاج است و این نوع ابتهاج فقط برای کسی حاصل میشود که قلبِ او پیراسته ازنائل آمده است. این مقام در بینِ کائنات مختصِ آدمیان « مقام محبت » کدورتها باشد؛ چنین شخصی به است؛ زیرا آدمی دارای ویژگیهایی است که او را از موجودات دیگر متمایز میکند.