مقاله نقش فراشناخت و حل مساله در پیش بینی بهزیستی روان شناختی در دانش آموزان دختر و پسر شهر اصفهان که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در بهار و تابستان ۱۳۹۱ در رویکردهای نوین آموزشی از صفحه ۹۱ تا ۱۰۶ منتشر شده است.
نام: نقش فراشناخت و حل مساله در پیش بینی بهزیستی روان شناختی در دانش آموزان دختر و پسر شهر اصفهان
این مقاله دارای ۱۶ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله حالات فراشناختی
مقاله حل مساله
مقاله بهزیستی روانی
مقاله دانش آموزان

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: کاظمی حمید
جناب آقای / سرکار خانم: کشاورزیان فهیمه

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
در تعلیم و تربیت فراشناخت به معنی آگاهی فرد از فرایندهای شناختی اش و ارزیابی و نظارت بر تفکر خویش به هنگام حل مساله است. فراشناخت به عنوان راهبردهای برنامه ریزی و تغییر شناخت رابطه نزدیکی با حل مساله دارد (نپتریچ و دیگروت، ۱۹۹۰). تعریف گوناگونی از حل مساله ارائه شده است که یکی از آنها از هپنر (۱۹۸۷) است. او حل مساله را مجموعه واکنش های رفتاری، شناختی و هیجانی فرد می داند که در هنگام برخورد با مسائل روزانه و به منظور سازگاری با کنش های درونی و بیرونی بروز می کنند. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر بررسی ارتباط بین مولفه های فراشناخت و ابعاد حل مساله با بهزیستی روان شناختی در دانش آموزان بود. به این منظور، از بین جامعه آماری دانش آموزان مقطع راهنمایی و دبیرستان شهر اصفهان، تعداد ۹۷ دانش آموز (۵۰ دختر و ۴۷ پسر ) با دامنه سنی ۱۴ تا ۱۸ سال به روش تصادفی انتخاب شدند و پرسشنامه فراشناخت حالت دانش آموزان (اونیل و عابدی، ۱۹۹۶)، پرسش نامه حل مساله هپنر و پترسون (۱۹۸۲) و مقیاس بهزیستی روان شناختی ریف (۱۹۸۹) را تکمیل نمودند. تحلیل یافته ها نشان داد که مولفه های فراشناختی رابطه مثبت و معنادار (در دخترها: P<0.001, r=0.47 و در پسرها:(P<0.001, r=0.49 و ابعاد حل مساله رابطه منفی و معناداری (در دخترها: P<0.001, r=-0.72 و در پسرها (P<0.001, r=-0.64 با بهزیستی روان شناختی دانش آموزان دارد. تحلیل رگرسیون چند متغیره گام به گام نشان می دهد که از بین مولفه های فراشناختی، آگاهی در دختران و خودبازبینی در پسران و از بین مولفه های حل مساله به ترتیب در دخترها اعتماد به حل مساله و کنترل شخصی و در پسرها سبک گرایش اجتناب، بیشترین توان پیش بینی بهزیستی روانی را داشته است. بر اساس یافته های پژوهش به نظر می رسد دانش آموزان دختری که در هنگام برخورد با مشکلات و تکالیف یادگیری از فرایند تفکر خویش آگاه بوده و همچنین به توان خود در حل مشکلات اعتماد بیشتری دارند و دانش آموزان پسری که به هنگام برخورد با موضوع یادگیری عملکرد خویش را بازبینی و اصلاح کرده و از سبک اجتنابی کمتر استفاده می کنند، احساس سلامت روان بیشتری داشته و سطح سازگاری بالاتری در برخورد با تکالیف از خود نشان داده اند.