سال انتشار: ۱۳۹۰

محل انتشار: همایش منطقه ای روانشناختی کودک و نوجوان

تعداد صفحات: ۱۳

نویسنده(ها):

حسن امیری – عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی کرمانشاه
کریم افشاری نیا – عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی کرمانشاه

چکیده:

پژوهش ها نشان می دهند که میزان اختلالات رفتاری در کودکان رو به افزایشاست و این احتمال داده می شود که گسترش روزافزون بازی های رایانه ای ممکن است یکی ازدلایل اصلی آن باشد . پژوهش حاضر با هدف ارتباط بین بازی های رایانه ای و انواع اختلالت رفتاری در کودکان انجام شده است. این پژوهشیک مطالعه ی توصیفی مقطعی است که تاکید بر ارتباط و میزان استفاده از رایانه و افزایشاختلالات رفتاری دارد. جامعه مورد مطالعه ، تمامی مدارس ابتدایی پسرانه شهرستان کرمانشاه می باشد که بطور تصادفی ۶ دبستان انتخاب و سپس بر اساس پرونده ی بهداشتی دانش آموزان تعداد ۱۰۰ نفر که به یکی از اختلالات رفتاری مبتلا بودند ، انتخاب شده اند. و سپس بر اساس مصاحبه با معلم ، والدین و خود دانش آموز ، اطلاعات مناسب بدست آمده است. بر اساس بررسی های انجام شده تعداد کودکان (دانش آموزان) که دارای اختلال بودند در مقطع سوم دبستان مشغول به تحصیل هستند( ۵۶ %) . و اغلب آنان بطور متوسط یک ساعت از اوقات فراغت خود را به بازی با رایانه می گذرانند. ( ۸۱ % ) در بین اختلالاتی که بین آنان بیشتر مشاهده شد ناخن جویدن و لب گاز گرفتن بیشتر از سایر اختلالات بود و ۴۸%را به خود اختصاص داد. نتایج پژوهش که بر اساس خی ۲ انجام شده است بین انواع اختلالات رفتاری و طول مدت استفاده از بازی های رایانه ای نشان از رابطه ی معنی دارمی دهد که ناخن جویدن تیک عصبی ، حرکتی رفتارهای تخریبی و عصبانیت و بیشفعالی – کمبود توجه دارد. با توجه به نتایج پژوهش ، اغلب اختلالات رفتاری در بین دانش آموزان و کودکانی دیده می شود که بازی های رایانه ای را به اوقات فراغت اختصاص داده و اختلالات رفتاری با میزان استفاده از بازی های رایانه ای رابطه ی معنی داری را نیز نشان می دهد. لذا با توجه به این که کودکان در آینده می توانند در کشور تحولات وسیعی را رقم بزنند و از طرفی چنانچه دارای اختلالات رفتاری باشند و از سوی دیگر در آینده نمی توانند الگوی مناسب و مطلوبی برای فرزندانشان واقع گردند . توجه به برنامه ریزی و آموزش والدین با هدف کنترل و نظارت بر نوع بازی ها و خرید نرم افزارهای گوناگون و جایگزین کردن تفریحات سالم و تخلیه هیجانی دوران کودکی از سوی دست اندرکاران تعلیم و تربیت را تقویت کرده و طرز نگرش و باورها و افکار مسئولین امر نسبت به آینده کودکان عوض گردد به نظر می رسد که پساندازی است جهت افزایش توان مقابله با استرس ها و اضطرابها و همچنین غلبه بر خلاء های عاطفی ، روانی که با هدایت صحیح کاهش خواهد یافت