سال انتشار: ۱۳۹۰

محل انتشار: نخستین همایش ملی دستاوردهای جدید علمی در توسعه ورزش و تربیت بدنی

تعداد صفحات: ۹

نویسنده(ها):

مرضیه رضائی – مدرس دانشگاه آزاد اسلامی واحد آبدانان
سمیه گرجی – کارشناسی ارشد آسیب شناسی ورزشی و حرکات اصلاحی

چکیده:

آگاهی از نسبت فعال سازی عضلات عمقی و سطحی با دشوار شدن تمرین از سطح ثابت به سطح ناپایدار درتجویز برنامه های تمرینی ثبات دهنده ی ناحیه core حائز اهمیت است. هدف از این تحقیق بررسی میزان فعالیت عضلانی نسبی و نسبت های میزان فعالیت عضلات شکمی سطحی به عمقی حین اجرای تمرینات ثبات دهنده پل زدن به شکم در سطوح پایدار و ناپایدار بود آزمودنی های این تحقیق ۱۸ زن غیر ورزشکار و سالم بامیانگین سن ۲±۲۱/۷۵ سال میانگین قد ۵/۳۸±۱۶۱/۵ سانتی متر میانگین وزن ۵/۴۳±۵۷/۵۴ کیلوگرم و میانگین شاخص توده بدنی ۱/۷۸±۲۱/۸۱ بودند که هیچگونه سابقه کمردرد یا ورزش منظم را نداشتند که به صورت در دسترس انتخاب شدند. آزمودنی ها پل زدن به شکم را به ترتیب زیر انجام دادند: A ( پل زدن به شکم روی تشک ، دست ها و پاها روی زمین، B ( پل زدن به شکم دست ها روی توپ تمرینی و پاها روی زمین، ۷( پل زدن به شکمدست ها روی توپ تمرینی و پاها بر روی نیمکت هم ارتفاع توپ تمرینی . فعالیت الکترومایوگرافی سطحی( SEMG ( عضلات راست شکمی ) RA (، مایل خارج شکمی ) EO (، مایل داخل شکمی/عرضی شکمی ) IO/TA ) در طرف راست تنه ثبت شد، که با حداکثر انقباض ایزومتریک ارادی ) MVIC ( هر عضله جهت هنجارسازیداده ها مقایسه گردید. پس از هنجارسازی دادهها برای مقایسه میزان فعالیت عضلانی بین سطوح از روش تحلیل واریانس با اندازه گیریهای مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی در سطح معنی داری ۵۰ p استفاده شد. یافته ها: در همه ی تمرین ها نسبت های میزان فعالیت عضلات شکمی عمقی به سطحی ) IO-TA/RA ( و ) IO-TA/EO ( در تمام سطوح در حدود ۱ بود. فعالیت نسبی عضلات عمقی به عضلات سطحی شکمی در طول تمرین ثبات دهنده پل زدن به شکم در سطوح متفاوت تمرینی الگوی مشابهی دارند و تقریبا هر دو گروه عضلانی در کنترل وضعیتستون مهره ها به طور مشابه سهیم هستند، که نقش ثبات دهندگی عضلات عمقی و سطحی را تبیین می نماید.