مقاله نابرابری قابل اجتناب اقتصادی – اجتماعی در توزیع سلامت روان در شهر تهران: رویکرد استانداردسازی شاخص تجمعی که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در پاییز ۱۳۹۱ در مجله دانشگاه علوم پزشکی خراسان شمالی از صفحه ۳۱۱ تا ۳۲۱ منتشر شده است.
نام: نابرابری قابل اجتناب اقتصادی – اجتماعی در توزیع سلامت روان در شهر تهران: رویکرد استانداردسازی شاخص تجمعی
این مقاله دارای ۱۱ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله استانداردسازی
مقاله سلامت روان
مقاله شاخص تجمعی
مقاله نابرابری قابل اجتناب

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: خدمتی مرصع اسماعیل
جناب آقای / سرکار خانم: اسدی لاری محسن
جناب آقای / سرکار خانم: ستاره فروزان آمنه
جناب آقای / سرکار خانم: مجدزاده سیدرضا
جناب آقای / سرکار خانم: میرحیدری سیدمهدی
جناب آقای / سرکار خانم: نبوی سیدحمید

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
زمینه و هدف: توزیع نابرابر سلامت در جوامع انسانی یکی از چالش های عمده نظام های سلامت است. مطالعه حاضر با هدف سنجش نابرابری قابل اجتناب در توزیع بیماری های روانی در شهر تهران انجام شد.
مواد و روش کار: داده های مورد نیاز در مطالعه حاضر از طرح «سنجش عدالت» که توسط شهرداری شهر تهران در سال ۱۳۷۸ انجام شده است بدست آمد. نمونه مورد مطالعه متشکل از ۲۲۱۳۵ فرد بالای ۱۵ سال بود که از طریق نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. از رویکرد شاخص تجمعی برای سنجش نابرابری اجتماعی – اقتصادی در توزیع سلامت روان استفاده شد. برای تعیین میزان نابرابری قابل اجتناب در ابتدا شاخص تجمعی به لحاظ جمعیت شناختی (سن، جنس و قومیت) استاندارد گردید. در مرحله بعد برای کنترل اثرات متغیرهای آموزش، اشتغال، وضعیت تاهل و وضعیت اقتصادی که ممکن است هم با سلامت روان و هم متغیرهای جمعیت شناختی در ارتباط باشند و برای جلوگیری از استانداردسازی ناخواسته برای آنها، این متغیرهای نیز وارد مدل گردیدند.
یافته ها: اندازه شاخص تجمعی نشان داد که (شاخص تجمعی: -۰٫۰۶۷، فاصله اطمینان: -۰٫۰۵۷ – -۰٫۰۷۰) توزیع سلامت روان در تهران به ضرر گروه های فقیرتر است. هنگامی که شاخص برای ترکیب جمعیت شناختی استاندارد شد میزان آن برابر شد با -۰٫۰۴۶ (فاصله اطمینان: -۰٫۰۳۹ – -۰٫۰۵۲). این کاهش نسبتا کوچک در شاخص بیان گر آن است که ترکیب جمعیت شناختی تعیین کننده اصلی توزیع نابرابر سلامت روان در تهران نیست. هنگامی که متغیر های آموزش، وضعیت تاهل، اشتغال و وضعیت اقتصادی وارد تحلیل شدند میزان شاخص تجمعی افزایش یافته و برابر شد با -۰٫۰۵۳ (فاصله اطمینان: -۰٫۰۴۷ – -۰٫۰۵۹). در حقیقت تحلیل آخر سبب کاهش بیشتر در نابرابری قابل انتساب به متغییرهای جمعیت شناختی گردید.
نتیجه گیری: از آنجا که بیشتر نابرابری سلامت روان در تهران ناشی از عوامل اجتماعی است و نه عوامل دموگرافیک، لذا احتمال تصحیح پذیری و قابل اجتناب بودن آن افزایش می یابد.