خلاصه بحث آنکه، از دیدگاه مخالفان شلاق، این کیفر یکی از یادگارهای جاهلیت و قرون وسطی تلقی میشوداثر. مستقیم و ملموس چنین تعذیبی صرفاً بر جسم بزهکار بـوده و درصدد است که با ایجاد رنج و تعب دردناک، اسـباب تنبیـه و آگـاهی بزهکـار را فـراهم آورد و او را از ارتکاب مجدد بزه باز دارد. حال آنکه، منتقدان بر این باورند کیفر مزبـور هیچ یک از اهداف اصلاحی و تربیتی موردنظر نظام جزایی را تضمین نمیکنـد و اساسـاً اجرای آن با اندیشه اصلاح و بـازپروری بزهکارانـه منافـات دارد؛

زیـرا آنچـه محـرک و انگیزه اصلی ارتکاب جرم است، همانا، تمایلات نفسانی و اندیشههای مجرمانهای است که خود میتواند بر حسب شخصیت افراد مختلف، دارای وجوه گوناگون و اشکال متفـاوتی باشد. لذا بکارگیری کیفر جسمانی به جای آنکه به علتیابی تمایلات مجرمانـه بپـردازد و در جهت تهذیب نفس و روح آدمی تلاش نماید، تمرکز غایی خود را بر ایجاد رنـج و آزار قرار میدهد که در حقیقت هیچ نوع تناسبی با بحث جامعهپذیری ندارد.

 تردید در نقش بازدارندگی

یکی از مهمترین هدفهایی که برای مجازات تصور میشود، آنست که مانع ارتکـاب جـرم میگردد. لذا گفته میشود کیفر باید واجد شرایط نقش عبرت آموزی بزهکار (بازدارندگی خاص) و عامه مردم (بازدارندگی عام) باشد. در حقیقت، تنبیه بزهکار باید کسـانی را کـه وسوسه تقلید از او را در سر میپروراننـد، بـه فکـر وا دارد. بـه همـین لحـاظ اسـت کـه قانونگذار، اغلب به هدف رعب انگیزی جمعی توجه دارد و در این راسـتا، مجازاتهـایی را پیش بینی میکند که به لحاظ شدت، سرعت و قطعیت اجراء، افکار عمومی را تحـت تـأثیر قرار دهند. بنابراین هدف ارعاب انگیزی در کهنترین دوران، حاکم بوده است.

اگرچه در شرایط فعلی، کارآیی واقعی رعب انگیزی جمعی مورد تردید واقع شـده اسـت، لیکن امروزه نیز گهگاهی تجلی میکند. در گذشتههای دور، هدف مزبور، بـویژه در قالـب اعمال تنبیههای وحشتناک و بیرحمانه، به منظور ترساندن بزهکاران احتمالی، جلـوگیری از تکرار جرم توسط مجرمین و به وحشت انداختن اطرافیان آنان از طریق نمایش صحنه فجیع تنبیه، تحقق مییافت.