سال انتشار: ۱۳۹۰

محل انتشار: دومین همایش معماری پایدار

تعداد صفحات: ۹

نویسنده(ها):

الهام خانلری – مربیان گروه معماری دانشگاه آزاد اسلامی واحد گنبد کاووس،ایران
لیلا میرسعیدی –

چکیده:

عامل اساسی که در بیشتر بناهای سنتی جهت ایجاد شرایط آسایش برای ساکنان ساختمان به چشم می خورد ، هماهنگی با عوامل اقلیمی آن منطقه می باشد، که این هماهنگی را می توان در فرم بنا ، نوع مصالح و عناصر معماری به کار رفته در بنا مشاهده نمود و از طرفی شاهد این موضوع نیز می باشیم که با در نظر گرفتن عوامل اقلیمی مصرف انرژی در معماری سنتی نیز کاهش یافته است.بر اساس تقسیمات چهارگانه اقلیمی ایران ، گرگان در ناحیه خزری و اقلیم معتدل و مرطوب جای گرفته است و دارای شرایط اقلیمی خاص و ضوابط معماری مربوط به خود می باشد. براساس شواهد موجود، در هر دوره تاریخی سازنده بنا با توجه به ضوابط و شرایط حاکم و مصالح در دسترس بیشترین تلاش خود را در به وجود آوردن شرایط آسایش مطلوب برای ساکنان می نمود. با تاسیس سلسله پهلوی معماری ایران دستخوش تحولات عمده ای شد. این تغییرات که در اثر رواج فرهنگ غربی و حضور مستشاران آنان در ایران به وجود آمده بود با حضور معماران و مهندسان خارجی و نیز دانش آموختگان معماری از فرنگ برگشته، به تدریج معماری مدرن که نگرشی مطرح بین معماران آن روزگار بود جای خود را در بین بناهای شهری ایران باز کرد وحرفه معماری را از مسیر سنتی خارج و سیمای شهرها را متحول کرد. همزمان با رشد صنعت عناصر جدیدی در معماری آن دوره به وجود آمد و معماری مدرن منطبق با مصالح جدید شکل گرفت. استراباد نیز همزمان با سایر شهرهای ایران از این تحولات بی نصیب نماند. بر اساس یافته های این پژوهش مشخص گردید که به دنبال رشد صنعت و در نتیجه تغییر و تحول نوع مصالح ساختمانی و عناصر معماری نظیر جایگزین شدن حلب به جای سفال ، ایجاد اسکلت فلزی به جای اسکلت چوبی و آجری ، کاهش ضخامت دیوارها ، به وجود آمدن پنجره های بزرگ و فرمال و تغییردر فرم پلان و ایجاد پلان های مسکونی به صورت کوشک در وسط حیاط و …، باعث شد نقش عوامل اقلیمی در احداث بناهای این دوره کمرنگ تر شود و شرایط آسایش برای ساکنان آن نسبت به دوره های ماقبل چندان مهیا نگردد و ناگزیر افراد برای به دست آوردن شرایط مطلوب برای زندگی از وسایل مکانیکی استفاده نمایند