مقاله مقایسه کارآیی روش های تصمیم گیری چند شاخصه AHP و تاپسیس به منظور تعیین نواحی مستعد کشت محصول پسته در دشت مختاران شهرستان بیرجند در محیط سیستم اطلاعات جغرافیایی که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در زمستان ۱۳۹۲ در تحقیقات کاربردی علوم جغرافیایی (علوم جغرافیایی) از صفحه ۱۳۳ تا ۱۵۵ منتشر شده است.
نام: مقایسه کارآیی روش های تصمیم گیری چند شاخصه AHP و تاپسیس به منظور تعیین نواحی مستعد کشت محصول پسته در دشت مختاران شهرستان بیرجند در محیط سیستم اطلاعات جغرافیایی
این مقاله دارای ۲۳ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله توسعه کشاورزی
مقاله روش تصمیم گیری چند شاخصه
مقاله سیستم اطلاعات جغرافیایی
مقاله پسته
مقاله دشت مختاران

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: فال سلیمان محمود
جناب آقای / سرکار خانم: حجی پور محمد
جناب آقای / سرکار خانم: صادقی حجت اله

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
محصول پسته به عنوان یکی از محصولات پربازده و دارای مقاومت زیاد در برابر خشکی و شوری، نقش قابل توجهی در وضعیت اجتماعی و اقتصادی کشاورزان مناطق خشک و نیمه خشک دارد. دشت مختاران در خراسان جنوبی از جمله مناطقی است که کشت این محصول در آن تمرکز فراوانی یافته است. تحقیق حاضر تلاش داشته تا ضمن پهنه بندی نواحی مستعد کشت پسته با روش های تصمیم گیری چند شاخصه ای AHP و تاپسیس در محیط GIS، مناسب ترین متد را از میان آن دو روش شناسایی و معرفی نماید. این پژوهش کاربردی و توصیفی – تحلیلی می باشد که پس از جمع آوری اطلاعات و لایه های مختلف و آماده سازی آن ها، از دو روش نامبرده جهت تعیین نواحی مستعد کشت بهره گرفته شده است. نتایج نشان داد بر اساس روش AHP بخش عمده دشت مختاران برای کشت پسته با محدودیت متوسط، کم و بدون محدودیت هستند اما در روش تاپسیس بیشتر مناطق این دشت با محدودیت متوسط، نسبتا شدید و محدودیت شدید تشخیص داده شده اند. تطبیق موقعیت جغرافیایی پهنه های تعیین شده از دو روش مزبور نیز موید عدم یکسانی موقعیت این پهنه ها به ویژه در نواحی بودن محدودیت برای کشت پسته در دشت مورد مطالعه است. با توجه به این که روش AHP نسبت به روش تاپسیس نواحی بیشتری را مستعد کشت پسته در دشت مختاران معرفی نموده و هم چنین نواحی مستعد معرفی شده در آن، با وضع موجود کشت پسته در این منطقه انطباق بیشتری دارد می توان گفت از کارآیی بیشتری در راستای مکان یابی نواحی مستعد کشت محصولات کشاورزی برخوردار است.