سال انتشار: ۱۳۸۷

محل انتشار: همایش ملی مقاوم سازی ایران

تعداد صفحات: ۸

نویسنده(ها):

محسن عباسی هرفته – کارشناس ارشد معماری و مدرس مجتمع هنر و معماری دانشگاه یزد
سمیرا عادلی – کارشناس ارشد معماری و مدرس دانشکده معماری دانشگاه شهید باهنر کرمان

چکیده:

امروزه موضوع مقاوم سازی بناها و بافتهای تاریخی در ایران به موضوعی چالش برانگیز و محلی برای مناقشه در بین تصمیم گیران و تصمیم سازان حوزه های مختلف امور شهری در شهرهای تاریخی بدل گشته است. انجا که در مقابل هر طرح کلان ساختاری، درباره و در محدوده بافت های تاریخی این سوال مطرح می شود که در صورت بروز حوادثی چون زلزله، عاقبت بافت و طرحی که قرار است در آن محقق شود بهکجا خواهد انجامید. این پرسش تکراری که تاکنون پاسخ مشخصی برای آن ارائه نشده است، سمت و سوی این طرح ها و برنامه های زیر ساختی و مهم دربافت های تاریحی کشور را به مناقشه بر سر موضوع «مقاوم سازی بافتها و ابنیه تاریخی» معطوف می دارد. نهایتا نیز بواسطه اینکه این مسئله هنوز راه حل مشخصی ندارد، مناقشه مذکور به جایی نمی رسد، در این میان طرح و برنامه پیشنهادی در سایه مسئله مقاوم سازی به حالت تعلیقدر آمده و فراموش می شود. این یکی از مسائل مبتلا به در بافت های تاریخی در ربط با موضوع – مقاوم سازی – است. از این دست موارد در بافت های تاریخی کشور بسیارند که رویکرد نادرست وسطحی بهمسئله «مقاوم سازی» این مسئلهرا به مانعی در جهت پیشرفت ، تقویت و تداوم حیات بافت، مبدل ساخته است. بدین شیوه موضوعی که طرح آن برای کمک به تداوم حیات و حفظ بافت های تاریخی بوده است ، خود به عاملی در جهت ممانعتاز تحقق طرح ها و برنامه هایی بدل میگردد که هدف انها نیز رشد و حفاظت از بافت می باشد، به تعبیری موضوعی که ازمهمترین دلایل طرح آن حفاظت و ایجاد امکان زندگی در بافت های تاریخی است بهجای پرداختن به حل مساله به ابزاری در جهت حذف مسئلهاصلی – حفاظت از بافتهای تاریخی بدل میگردد.
این مقاله قصد آن دارد تا با تبیین و مرور تعاریف، اهداف و ضرورت هایی که منجر به طرح مساله مقاوم سازی بافت های تایخی گردیده است به نسبتما بین این مسئله – که نیازمند مطالعه و پژوهشدراز مدت تا تقرب به پاسخ مناسب است و دیگر مسائل بافت های تاریخی بپردازد و لزوم توجه به اولویت ها و توجه به نسبت و رابطه ما بین مسئله مذکور و دیگر مسائل موجود در بافتهای تاریحی راگوشزد نماید و این نکتاه مهم را متذکر شود که متسافانه بعضا این موضوع – مقاوم سازی – به اسبابی در دست کسانی بدل گشته است که با جهل و یاسوء نیت از آن در جهت تخریب و حذف مسئله تداوم حیات بافتهای تاریخی که بحث مقاوم سازی نیز در حقیقت همینهدف را دنبال می کند و در ذیل آن تعریف میشود، تبدیل شده است. نتیجه امر انکه موضوعی که دغدغهاصلی از طرح آن کمک به سکونت و تداوم سنت زیستن در این بخش اصیل ازشهرهای تاریخی است به ابزاری در جهت تخریب و تضعیف ساختارهای موجود در این بافت ها بدل گردیده است. لذا نگارنده ازمنظر آسیب شناسی موضوع پر اهمیت "مقاوم سازی بناهای تاریخی" در این مقاله به تشریحابتلایی که ذکر آن رفت، خواهد پرداخت و لزوم پرداختن به شکل مطلوب، هدفمند و آگاهانه به این مقوله، بعنوان عاملی در جهت تقویت بافت ها را گوشزد خواهد نمود و خطرات ناشی از برداشت های قشری و برخوردارهای ناشی از این تلقی سطحی را متذکر خواهد گشت.