سال انتشار: ۱۳۸۹

محل انتشار: دومین همایش علمی سراسری دانشجویی جغرافیا

تعداد صفحات: ۵

نویسنده(ها):

زهره زارع – دانشجوی کارشناسی ارشد جغرافیا و برنامه ریزی روستایی، دانشگاه شهید بهش
صامت فرهادی – دانشجوی کارشناسی ارشد جغرافیا و برنامه ریزی روستایی، دانشگاه تهران

چکیده:

روستا کوچکترین واحد اجتماعی در ایران می باشد که به لحاظ مناسبات اجتماعی و پایبند بودن افراد به قوانین مدنی نمی تواند از تشکیلات مدیریتی بینیاز باشد. در جوامع انسانی سازمان مدیریتی متأثر از نظام اجتماعی حاکم بر آن جامعه است. بر همین اساس نظام سلسلهمراتبی و بر سه نوع پایگاه قدرت تشخیص داده است که هر کدام دارای ویژگی هایی هستند، این پایگاههای قدرت شامل پایگاه سنتی، کاریزما و قانونی می باشند .در این نوشته کدخدا و دهیار براساس ضوابط انتخابی و ویژگی های وظایفی مورد مطالعه قرار گرفتهاند و در پایان مقایسه تحلیلی بین این دو مدیر و نقش آن ها در مدیریت روستایی بر اساس ویژگی های پایگاه قدرت در تئوری بروکراسی مورد بحث قرار گرفته است تا با توجه به شرایط زمانی بتوان به این مهم دست یافت که کدامیک در مدیریت نظاممند روستایی نقش به سزایی داشته اند . روش مورد استفاده در این نوشته اسنادی و کتابخانهای و از شیوه مطالعه تطبیقی می باشد. یافتههای این پژوهش نشان می دهد که از نظر پایگاه قدرت در تئوری بروکراسی قدرت کدخدا برخاسته از نظام سنتی جامعه و ویژگی کاریزماتیک او بوده، اما دهیار براساس پایگاه قدرت قانونی در این مقام برگزیده شده است. در مدیریت روستایی نقش کدخدا بسیار پر رنگ تر بوده است زیرا وی در مقتضیات خاص زمانی جامعه روستایی پیشین نفوذ فراوان داشت و به نحوی حافظ جان و ناموس مردم بود، در حالی که دهیار پدیده جدیدی می باشد و در چارچوب قانون در مدیریت روستایی نقش ایفا می کند.