سال انتشار: ۱۳۹۴

محل انتشار: همایش ملی تالش شناسی

تعداد صفحات: ۱۲

نویسنده(ها):

سیدمجتبی میرمیران – عضو هیأت علمی دانشگاه گیلان
مژگان مسعودی – دانشجوی کارشناس ارشد ایرانشناسی

چکیده:

رقص‏ها، به‏عنوان میراث شفاهی و هنر غیرمادی یکی از جذاب‏ترین حوزه‏هایی هستند که علاوه بر جنبه‏های زیباشناختی در فرم‏های حرکتی، دارای مفاهیم و معانی عرفانی، دینی و روایی می‏باشند که در توالی زمان و مکان تحقق پیدا می‏کنند. بازنمود فرهنگ در هنرهای مردمی‏ مانند رقص، بازتولید اندیشه‏ها و ارزش‏های فرهنگی از طریق بدن انسان است. به‏عبارت دیگر، از دریچه رقص‏های فولکلور نه تنها جهان بینی، اساطیر و باورهای یک قوم روایت می‏گردد بلکه ارزش‏های فرهنگی و ساختار اقتصادی جامعه نیز در رقص‏های فولکلور بازتاب می‏یابند. بسیاری از رقص‏های فولکلور یا مردمی در آیین‏های گذاری چون تولد و ازدواج اجرا می‏گردند. آیین گذار یا تشرف، مراحل مهم یا نقطه‏های عطف تأثیرگذار در زندگی آدمی است که دارای مفاهیم دینی و روانی خاصی بوده و با مراسم و مناسک آیینی ویژه‏ای که نشان‏گر بازآفرینی تلویحی آفرینش به‏شمار می‏آید، همراه است و برای فرد هویت تازه‏ای در میان گروه جدید ایجاد می‏کند. رقص قاسم‏آبادی در شرق گیلان و رقص تالشی در غرب گیلان، مجموعه حرکاتی است که در مراسم ازدوج اجرا می‏شود و زیبایی‏شناسی آنها از هماهنگی‏شان با طبیعت و زندگی روزمره نشأت می‏گیرد. در این پژوهش مطالعه‏ای تطبیقی به روش تحلیلی- توصیفی به هدف بررسی وجوه مشترک این دو رقص و دلالت محتواییشان انجام شده است. می‏توان نتیجه گرفت که هر دوی این رقص‏ها از لحاظ فرمی در زمره رقص‏های کیهانی به شمار می‏روند و مفاهیمی بر آنها مترتب است. این رقص‏ها به زعم نگارنده با اشاره به ایزدبانو آناهیتا مفهوم برکت خواهی را به ذهن متبادر می‏سازند. گرچه این دو رقص از لحاظ صوری(حرکات رقص و لباس) تفاوت‏هایی دارند، اما زمان و مکان برگزاری هر دوی آنها در آیین گذار ازدواج و جشن عروسی است و با صورت‏های متفاوت بیانگر حقیقتی واحدند و آن برکت خواستن برای یک زندگی نوین است