سال انتشار: ۱۳۹۰

محل انتشار: دومین کنفرانس بین المللی معماری و سازه

تعداد صفحات: ۱۵

نویسنده(ها):

فرزین ایزدپناه – مربی،دانشکده هنر ومعماری، دانشگاه شهید باهنر کرمان

چکیده:

آموزش مهندسی در ایران، از آغاز شکل گیری دانشگاهها، به صورت قیاسی بوده است؛ با آموزش نظریه ها و نحوه بکارگیری آنها.تمام نقدهایی که به تفکر قیاسی در حوزه علوم دیگر وارد است، چه در حیطه ساختار درونی و چه در حیطه آموزش آنها، در حوزه «سازه در معماری» نیز قابل بررسی است. این نوشتار سعی دارد، با بررسی چند مورد تمرین «سازه در معماری» که در روند اجرای آنها، به دلیل کسب تجربه و ارتقاء آموزش، رویکردها به تدریج از قیاس به سمت سازنده گرایی (با استفاده از تمرین های واقعی و با شیوه استقرایی) حرکت کرده، مزایای رویکرد سازنده گرا را نتیجه گیرد. در این بررسی، نخست تمرینهایی برای ساخت و طراحی مدلهایی از سازه های موجود مانند خرپاها و هوای فشرده مورد بررسی قرار می گیرند.سپس تمرین طراحی سازه، برای یک «قایق»، به عنوان تمرین استقرایی در حیطه شناختی مورد توجه قرار می گیرد. در تمرین سوم، «طراحی داخلی کلاس درس» به صورت یک «تکلیف پیوسته» و بدون تفکیک مفاهیم سازه، عملکرد و زیباشناسی مورد نظر بوده است و در نهایت در تمرین چهارم با رویکردی کاملاً سازنده گرا، دانشجویان طراحی یک «فضای واقعی در منزل یا دانشگاه» را به صورت واقعی مدنظر قرار داده اند. نتایج این نوشتار نشان می دهد، رویکرد سازنده گرایی، با اعتقاد به عدم تفکیک بین سازه و سایر مقوله ها، تکیه بر «تکالیف واقعی» و «رویکرد استقرایی» و «مسأله محور»، منجر به ساخت و انتقال مفاهیم در سطح های بالاتر می گردد. استفاده از یک مسأله واقعی، نه تنها توجه به «مدل هایی شناختی» مرسوم، می تواند علاوه بر «ساخت دانش»، از اتلاف وقت و هزینه ها برای مدل های نه واقعی، جلوگیری نماید و به دلیل «پیوستگی» تمرین، ارتباط سازه، زیباشناسی و معماری و «مسائل واقعی» مانند مدیریت ساخت نیز مورد آزمون قرار می گیرد و توان دانشجویان را برای مواجهه با مسائل «ناقص-تعریف شده» محیط حرفه ای آماده می کند