سال انتشار: ۱۳۹۴

محل انتشار: کنفرانس بین المللی انسان، معماری، عمران و شهر

تعداد صفحات: ۱۱

نویسنده(ها):

سروه الله ویسی – دانشجوی کارشناسی ارشد معماری دانشگاه آزاد اسلامی واحد همدان
غلامرضا طلیسچی – عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد همدان

چکیده:

این مقاله به بررسی دلایل و ریشه های جنبش معماری جمعی می پردازد. رویکرد معماری جمعی درباره اهمیت نقش و دخالت کاربر در امر طراحی و ساختمان و مدیریت محیط زیست بحث می کند. بسیاری از نظریه پردازان شکل گیری این رویکرد را عکس العملی به فاجعه شکست معماری و برنامه ریزی طرح های مدرن می دانند. تاریخ معماری پر از نمونه ساختمان هایی است که از دیدگاه معماران به عنوان ساختمان هایی مطلوب مورد توجه و حتی تجلیل قرار گرفته اند اما از طرف کاربران نامطلوب عنوان شده اند. در بررسی علت تفاوت دید طراحان و مردم در این پروژه ها باید گفت، به نظر می رسد رابطه بین کاربران (استفاده کنندگان) و طراح در این پروژه ها محدود و غیر واقعی بوده است. به عبارت دیگر مواردی در معماری داخلی، معماری و معماری منظرکه ما امروزه آن ها را شکست در طراحی به حساب می آوریم، در شرایطی طراحی شده اند که خلا اجتماعی و اداری بین استفاده کننده بنا و طراح وجود داشته است. برای درک سازگاری بین نیاز استفاده کننده و طراح ساختمان، باید رابطه بین کارفرما و طراح را شناخت. همین شناخت راجع به عدم سازگاری ها نیز ضرورت دارد. معماری جمعی، معماری است که حاصل تعامل معمار، کاربر، کارفرما و قانون گذار بوده و اصل بر شناخت ارزش ها، باورها و نیازهای کاربران و دخالت فعالانه آنان در فرآیند طراحی، جهت ارتقای کیفیت محیط مصنوع و انسانی تر کردن محیط می باشد. در اکثر پروژه های امروزی حتی بسیاری از پروژه های نام داری که توسط معماران مطرح، طراحی شده اند عدم توجه به عامل مولد طرح که همان کاربران می باشند باعث شده بر خلاف انتطار با استقبال کاربران مواجه نشوند. بنطر می رسد رویکرد معماری جمعی گزینه ای مناسب برای جلوگیری از این امر بوده و نتیجه طراحی جهت استفاده کاربران موفق تر عمل نماید. این رویکرد با بررسی و تحلیل صحیح ارزش ها و باورها و نیاز کاربران، سعی در کاستن از تاثیر رویکردهای کاذب (صرف عملکرد گرایی یا فرم گرایی) داشته و در جستجوی بهبود و ارتقای کیفی محیط مصنوع از طریق فهم اجتماعات و ارزشها و خواستهای ایشان می باشد.