به هر صورت برای شناخت و ساخت جمله در هر زبان قواعدی وجود دارد که آن را دستور آن زبان مینامند. به بیانی دیگر میتوان گفت لازمه جمله سازی در درجه نخست، آگاهی از دستور زبان و در مرحله دوم سلیقه و ذوق نویسنده است. او از : همانطور که پیش تر هم بیان گردید، برای تدوین یک جمله مناسب باید واژه های انتخابی را به طور منطقی ردیف نماییم، تا مفهوم لازم حاصل گردد. ردیف نمودن واژه ها تابع نظامی است که به وسیله دستور زبان تعیین میگردد. گرچه انتظار از نوشته مفهوم بودن آن برای مخاطب است، ولی نیل به این مقصود وقتی ممکن میگردد که علاوه بر استفاده از واژه های مناسب، به نکات دستوری توجه کامل شده باشد. به هر صورت در مرحله آخر کار لازم است که جمله تهیه شده با موازین دستوری تطبیق شود تا در صورت عدول از آن، با انجام اصلاحات لازم به صورت صحیح ومطلوب کامل شود. در مورد دستور زبان در این کتاب مطلبی عنوان نگردیده است.

زیرا اولاً جزو برنامه کار و اهداف آن نیست. در ثانی خوانندگان ارجمند در دوران تحصیل مقاطع راهنمایی و دبیرستان وحتى دانشگاه درباره آن به طور کامل آموزش دیده و مطالعه نمودهاند. در اینجا فقط از باب یادآوری توصیه می شود که با عنایت به اهمیت فوق العاده دستور زبان در امر نگارش تا حد امکان به مطالعه دستور زبان فارسی پرداخته و با بکاربردن آن، نوشته های خود را بهتر و مؤثرتر نمایند. تشکل نوشته میدانیم که هر جمله قسمتی از مقصود را بیان می کند و برای بیان کامل مقصود یا پیام ایجاب می کند که جملاتی پشت سر هم ردیف شوند (البته در برخی از مواقع یک جمله به طور کامل بیان کننده مقصود و پیام است) تا به اصطلاح یک بند (پاراگراف ) تدوین گردد هر بند (پاراگراف) بخش کوتاه منطقی و معرف یک مطلب است. بنابراین لازم است

از چند بند برای نوشتن یک نامه یا مطلب استفاده شود. با ع ترکیب منطقی جملات در یک بند و ترکیب بندها در یک نامه یا نوشته را پیوند مینامند. پیوند جمله و یا عبارت چنانچه با دقت و امعان نظر صورت بگیرد، نوشته روان، روشن و شیوا خواهد بود. بدون تردید چنین نوشتهای درک مقصود را برای مخاطب یا خواننده آسان میسازد و دید مساعد او را نسبت به محتوای نامه جلب می کند. برعکس چنانچه پیوند منطقی بین مطالب نامه وجود نداشته باشد، نوشته ها نه تنها روان و روشن نخواهند شد، بلکه اغلب بریدگی و نارسایی خواهند داشت.

این نارسایی به طور مستقیم در ذهن مخاطب یا خواننده اثر سوء میگذارد و باعث میگردد آن طور که لازم است، به پیام فرستنده نامه توجه نکند و شاید هم به طور ناخودآگاه از پذیرفتن درخواست و یا اظهار نظر موافق خودداری کند، یا اصولاً از متن نامه چیزی دستگیرش نشود و به احتمال سوء تفاهمی هم پیش آید. بنابراین لازم است تا حد امکان کوشش شود که جمله ها و بندها پیوستگی معنایی را حفظ کنند تا بدین ترتیب ذهن خواننده متفرق و معطوف به مسایل دیگر نشود و تنها در جهت هدف اصلی نامه تفکر کند و پیام را به همان ترتیب مورد نظر |- فنون  تدوین جمله و پیوند منطقی آنها را می توان به عنوان هنر نگارش نام برد. واژه  هنر از آن جهت در اینجا آورده شده است که میتوان با ابتکار و امعان نظر و صرف کمی وقت و یا کمک گرفتن از فکر خلاق، جملات زیبا و بدیع ساخت و این جملات را زیبا و زیباتر کرد تا طرحی نو در انداخت و پدیدهای شگفت به وجود آورد.

توضیحی درباره واژه پاراگراف: پاراگراف واژهای اروپایی است که در زبان فارسی با همین نام متداول شده است. در فرهنگ عمید، معادل واژه بند، جزء، فقره، قطعه کوچکی فصل کتاب یا نوشته دیگر آورده شده است.

هر پاراگراف، بهری از مطالب یک گفتار است که در چند سطر یا بیشتر نوشته می شود؛ به طوری که ابتدای آن در هر سطر قرار گیرد.