سال انتشار: ۱۳۹۳

محل انتشار: اولین کنفرانس ملی چالش های مدیریت فناوری اطلاعات در سازمان ها و صنایع

تعداد صفحات: ۱۳

نویسنده(ها):

فرانک غفارزاده الماسی – دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت دولتی دانشگاه علامه طباطبایی
رضا نظیفی – کارشناس ارشد مدیریت اجرایی

چکیده:

نیاز روز افزون سازمان ها به تعریف و اجرای پروژه های تحول ساختاری باعث گردیده است تا مدیران ارشدسازمان با صرف هزینه های متعدد در صدد طراحی و اجرای این پروژه ها در سازمان های متبوع خود باشند اما علیرغم صرف هزینه های گوناگون ، نتیجه لازم در این خصوص گرفته نمی شود .یکی از علل عدم موفقیت این پروژه ها مخالفت و یا عدم همراهی مدیران میانی است که نقش کلیدی در اجرای پروژه های سازمان دارند . این تحقیق به دنبال بررسی ابعاد مختلف دلایل این امر و بررسی نقش مدیران میانی در این خصوص است . با استفاده از پرسشنامه طراحی شده ، پاسخ های مدیران میانی یکی از سازمان های بزرگ دولتی جمع آوری گردید وتوسط نرم افزار SPSS آزمون های لازم انجام گردید و در چهار بعد چشم انداز و استراتژی ، کمیته های تخصصی و تیم های کاری ، دوره های توجیهی و آموزشی و همایش ها و منابع انسانی ، تاثیر منفی مدیران میانی در هرچهار فرضیه فرعی به اثبات رسید که به دنبال آن فرضیه اصلی تحقیقمدیران میانی نقش موثری در عدم تحقق اهداف پروژه های تحول ساختاری دارند اثبات گردید . سازمان ها و بنگاه های تجاری که به منظور ارائه خدمات و یا تولید و فروش محصولات ایجاد می شوند از دو عامل مهم نیروی انسانی و دانش برای ادامه حیات و بقاء خود استفاده میکنند . این دو عامل مهم ارتباط تنگاتنگی با هم دارند و بر همدیگر تاثیر میگذارند .منبع تولید دانش نیروی انسانی است. در خصوص مدیریت منابع انسانی بحث های خیلی زیادی مطرح شده و مقالات و کتاب های فراوانی نوشته و تالیف شده اند اما درباره مدیریت دانش در سازمان ها ، مستندات زیادی وجود ندارد .البته در سال های اخیر تحلیل گران و اندیشمندان حوزه منابع انسانی و مدیریت متوجه اهمیت این حوزه شده اند و سازمان ها نیز نیاز خود را به مدیریت این حوزه درک کرده اند و اگر سازمانی به راحتی نتواند شکل صحیح دانش را در جایگاه مناسب آن تشخیص دهد در عرصه های رقابتی با مشکل مواجه خواهد شد.با اطمینان می توان گفت که مدیریت دانش در یک دوره کوتاه مدت به بهره برداری بهینه از اطلاعات قابل دسترس و منابع موجود در یک سازمان منجر خواهد شد. در دوره های بلندمدت نیز می تواند پایه جدیدی جهت پیشرفت و توسعه در منافع سازمان باشد . در حقیقت می توان گفت مدیریت دانش برای همه سازمان هایی که خواهان بقاء ، ارتقاء و پیشرفت هستند به عنوان یک نیاز استراتژیک مطرح می گردد.اما پیاده سازی مدیریت دانش در سازمان براحتی امکان پذیر نیست و چالش های زیادی را در پی خواهد داشت . چالش هایی که می تواند هزینه ها و سرمایه های سازمان را به هدر دهد .در این مقاله سعی خواهیم کرد. با مرور تحقیق ها و پژوهش های انجام شده در این خصوص و بررسی مفاهیم مدیریت دانش و کاربرد و تاثیر آن در سازمان های دولتی ، موانع پیش روی را بیشتر بشناسیم