سال انتشار: ۱۳۸۹

محل انتشار: نخستین همایش ملی ادبیات فارسی و پژوهشهای میان رشته ای

تعداد صفحات: ۳۹

نویسنده(ها):

محمود طیب – کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی

چکیده:

پس از اشباعِ غزل نو، آگاهانه یا ناآگاهانه قالب غزل و سبک سرودن و به ویژه مفهوم و مضمون غزل از حالت آرمانی آن آرام آرام خارج شد و گروهی از شاعران که بیش تر شاعران تحصیل کرده، دارای بینش ادبی و دارای دیدگاهی «فرانو» بوده اند در همان مسیر سالمِ غزل به پیاده کردن ذهنیت فرانوِ خود در عرصه ی غزل پرداختند. جریان مدرنیزم که حاصل بیش از یک سده دگرگونی در علوم انسانی، فیزیک، فلسفه، تکنولوژی، اقتصاد ، تولید ، مصرف، هنر ، معماری ، ادبیات و هنر در غربِ سده ی بیستم بود به سرعت به دیگر فرهنگ ها و کشورها نیز راه یافت و به دگرگونی همین حوزها در تمام کشورهای جهان دست زد. در ایران، از آغاز سده ی سیزدهم شاهد ورود و گسترش عناصر مدرنیزم به گستره ی علمو فرهنگ و تا اندازه ای تکنولوژی و اقتصاد هستیم. از دوره ی رضاخان ، مدرنیزم به طور رسمی از حوزه ی اقتصاد و تکنولوژی آغاز به کار کرد و در آغاز سده ی چهاردهم با گسترش فنّ ترجمه، شاعران و نویسندگان زیر تأثیر اندیشه های غربی، اندیشه های مدرن را به حوزه های علوم انسانی، ادبیات و هنر نیز وارد کردند. از آغاز دهه ی پنجاه، غزل فارسی با اوج گرفتن و حرکت به سمت رسیدن به وضعیتی «فرانو»، همگام با جریان های آزادِ نیمایی و سپید، اندیشه های متفاوتی با گرایش به مدرنیزم را به بستر خود راه داد و »مدرنیزم ادبی» از آغاز دهه هفتاد به عنوان جریانی رسمیت یافته در ادبیات و شعر ایران اعلام حضور کرد. مهم ترین عناصر تعیین کننده ی مدرنیزم در غزل، به ترتیب، مفهوم و نوع پردازش آن، ساختار(شکلی و زبانی ) و سپس انتخاب واژگان هدفمند ( شعری ) است. در این مقاله به شرح این موارد پرداخته شده است و سیر کلی مدرنیزم از زمینه ها تا پیدایی و گسترش آن و سپس ناهنجاری هایی که در بستر آن پیش آمد مورد بررسی قرار گرفته شده است.