سال انتشار: ۱۳۹۴

محل انتشار: کنفرانس بین المللی انسان، معماری، عمران و شهر

تعداد صفحات: ۱۱

نویسنده(ها):

مریم صفرزاده امیری – دانشجوی کارشناسی ارشد معماری دانشگاه آزاد اسلامی واحد نور
علی اصغرزاده – عضو هیئت علمی معماری دانشگاه آزاد اسلامی واحد نور

چکیده:

فلسفه ذهن، ماهیت آن و روان انسان موضوع غریب و پیچیده ای است که قرن ها فکر بشر را به خود معطوف کرده است. تأملات فلسفی درباره ذهن، آگاهی و ناخودآگاه نیز تا حدودی در سنت پیشینیان ما به چشم می خورد ولی همواره موضوعی چالش برانگیز محسوب می شود؛ چنانچه بیشتر دانشمندان در صدد بازشناسی این مفاهیم بوده و هستند. اگر بپذیریم، هر حیاتی برابر با شناخت و هر شناختی برابر با آگاهی و در نتیجه خودآگاهی است؛ می توان نتیجه گرفت همه موجودات زنده دارای سطوح مختلفی از آگاهی هستند. آگاهی نیز مستلزم داشتن ذهن است. شهر نیز بنا به این تعریف دارای حیات و در نتیجه ذهن و آگاهی است؛ زیرا خودزا و خودسازمانده است. باید علاوه بر توجه به لایه های آشکار و خودآگاه شهر به لایه های عمیق تر پنهان و ناخودآگاه شهر که بیشتر اتفاقات از آن ناشی می شود و در آن اتفاق می افتد، نیز توجه کرد و سعی در شناخت درست و بازشناخت آن داشت. در این مقاله سعی گردیده تا لایه های عمیق تر روان شهر و ناخودآگاه آن مورد تحلیل و بررسی قرار گیرد و نقش آن در خودآگاه شهر و جامعه به منصه ظهور برسد. قنات، عنصری جدانشدنی از حیات اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ایرانیان و جزء سرمایه های ملی به حساب می آید. قنات، یکی از لایه های مهم و تأثیر گذار ولی نهان شهر محسوب می شود و اگرچه از دید جامعه پنهان است اما بر شکل گیری ذهن شهر و حیات آن تأثیر مستقیم دارد. باید عنوان کرد که ماهیت قنات، لزوماً ابزار آبرسانی صرف نیست بلکه با لایههای مختلف آگاهی همچون اقلیم، جغرافیا، فرهنگ، معماری، شهرسازی و … در ارتباط بوده و واسطه تداوم حیات بشری محسوب می شود. باید با خوانش مجدد و دقیق قنات به تأثیرات آن پی برد و توجه جدی به این پدیده ارزشمند داشت.