سال انتشار: ۱۳۸۹

محل انتشار: نخستین همایش ملی ادبیات فارسی و پژوهشهای میان رشته ای

تعداد صفحات: ۲

نویسنده(ها):

سمیرا علی نیا –

چکیده:

در کشورما گنجینه های علم و معرفت و داستانها و افسانه های زیبا و آموزنده زیادی وجود دارد . قصه های ایرانی انسان را در همه ی اوقات زندگی پرورش می دهد. در ادبیات فارسی بیان ارزشهای والای انسانی فراوان دیده می شود که این شاخص مهم در آثار مولانا نیز وجود دارد، مولانا شعور انسان را به صورت متعالی به تصویر کشیده است . اشعارش به دلیل داشتن مضامین عرفانی و مفاهیم قرآنی و احادیث معتبر و مباحث اخلاقی و اجتماعی، از وزن واعتبار ویژه ای بر خوردار است . در قصه های مثنوی انسان موجود بدی نیست، دارای دغدغه ها و مشکلاتی است که مولانا آنها را در قالب قصه هایی پر بار به رشته تحریر در آورده است . قصه ها و حکایاتی که نکات اخلاقی و اجتماعی و هر چه مایحتاج زندگی آدمی است را در بر دارد . مولانا همانند طرفداران مکتب روانشناختی معتقد است که هیچ چیزی وجود ندارد که خوب یا بد باشد، بلکه نگرش و تفکر ماست که اشیاء و موقعیت ها را خوب یا بد می کند. بنابراین عواطف ما زاده تفکر ماست. مولانا معتقد است که اگر انسان نتواند به استعداد و توانایی های درونی خود پی ببرد و آنها را شکوفا کند حتماً علتی دارد که وی معانی ژرف و نکته های دقیق را به این وسیله ترسیم می کند .. با تلفیق دو علم ادبیات و روانشناسی و با در نظر گرفتن پیوستگی این دو علم با روح و زندگی فردی و اجتماعی انسان می توان به یک شناخت درست و منطقی در این زمینه دست یافت. قصه الگوهایی را برای زندگی بهتر در ذهن آدمی ایجاد می کند و مولانا این شاخص روانشناختی را به خوبی درآثار خود بیان کرده است . شایان ذکر است که داستان و داستانگویی یکی از روش های اصلی روانشناختی است . همه افراد تجربه هایشان را به شکلی از قصه ها سازمان می دهند. قصه ها به ما می گویند در این جهان چگونه باشیم و این فرصت را می دهد تا دیدگاه خود را نسبت به واقعیت تغییر دهیم . رویکردهای داستانی به روان درمانی بر این نکته تأکید دارد که قصه ها در چگونگی رفتار و واقعیتهای ما نقش مؤثری ایفا می کند. قصه های مثنوی قابلیت پیشرفت انسان به سوی قلّه های رفیع اخلاقی و اجتماعی را دارد و می توان ادبیات را به عنوان یک علم به دیگران معرفی کرد . امروزه در عصر تکنولوژی با وجود معضل های فکری و روحی فراوان بشر؛ قصه های این شاعر بزرگ ایرانی می تواند تشویش و نگرانی را به آرامش روحی تبدیل کند و درون آشفته ما را تسکینی باشد . زیرا بیماری های روانی و منشأ بسیاری از بیماریهای جسمی را نیز باید در روان انسان جست و جو کرد. به قول مولانا: « تن زجان و جان ز تن مستور نیست».