مقاله فقر روستایی و تخریب محیط زیست (مورد مطالعه روستاهای سرخون و بیدله از توابع استان چهارمحال و بختیاری) که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در پاییز و زمستان ۱۳۹۱ در توسعه روستایی (نامه علوم اجتماعی) از صفحه ۹۹ تا ۱۲۰ منتشر شده است.
نام: فقر روستایی و تخریب محیط زیست (مورد مطالعه روستاهای سرخون و بیدله از توابع استان چهارمحال و بختیاری)
این مقاله دارای ۲۲ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله فقر روستایی
مقاله تخریب محیط زیست
مقاله تضاد منافع
مقاله نظریه بنیانی
مقاله آسیب پذیری

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: فیروزآبادی سیداحمد
جناب آقای / سرکار خانم: عظیم زاده دلارام

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
امروزه بسیاری فقر را عاملی عمده و تاثیرگذار بر مشکلات زیست محیطی قلمداد می کنند. طرفداران دیدگاه های مذکور، عمدتا معتقدند که فقرا در تلاش برای بقا، بیش از حد از منابع طبیعی استفاده می کنند و در نتیجه، فشار زیادی بر محیط زیست وارد می آورند. اما این، فقط بخشی از موضوع است. در رویکردهای جدیدتر درباره فقر و محیط زیست، بر تاثیر شرایط زیست محیطی و اقلیمی بر وخیم تر شدن وضعیت زیست فقرا تاکید می شود. زیرا امروزه بسیاری از اقشار آسیب پذیر و فقیر، در مناطق حاشیه ای شهرها یا نواحی دورافتاده روستایی سکونت دارند که معمولا با مسائلی از جمله آلودگی، خاک نامرغوب، کمبود زمین، شرایط آب و هوایی ناپایدار و غیره روبرو هستند. هدف پژوهش حاضر، تجزیه و تحلیل رابطه متقابل دو پدیده مذکور، یعنی فقر و محیط زیست با رویکردی اجتماعی و توسعه محور است. از آنجایی که امروزه اقشار فقیر اجتماع، به میزان فراوانی در روستاها زندگی می کنند و روستاییان به لحاظ معیشتی، به طور مستقیم به منابع طبیعی وابسته هستند، پژوهش حاضر به طور میدانی، در حوزه روستایی و در دو روستای بیدله و سرخون از توابع استان چهار محال و بختیاری انجام گردید. در این پژوهش، به منظور فراهم کردن زمینه ای مناسب برای تعامل عمیق و نزدیک با کنشگران روستایی، به ویژه اقشار آسیب پذیر و فقیر و بازتاب نظرهای آنان و انجام بررسی اکتشافی به منظور آشکار شدن جنبه های مختلف این موضوع، روش نظریه بنیانی استفاده گردید که از جمله کاربردی ترین روش های پژوهش کیفی است. نتایج پژوهش حاضر، بیانگر این واقعیت است که تخریب محیط زیست در منطقه مورد بررسی، نه تنها کاملا ناشی از طرز عملکرد خانوارهای فقیر نبوده است، بلکه حتی نقش فقرا در تخریب محیط در مقابل آثار مخربی که فعالیت های صنعتی تاکنون در منطقه داشته، بسیار ناچیز بوده است. مقوله ای که نقشی بسیار مهم در پیوند دو پدیده فوق دارد و به عنوان مقوله اصلی پژوهش در نظر گرفته شده است، «پدیده تضاد منافع» است. منظور از تضاد منافع، شرایطی است که در آن منافع ساکنان جامعه محلی به طور کلی و فقرای روستایی به طور خاص، در تضاد با منافع ملی، سازمان های مجری و متولیان حفاظت از محیط زیست قرار می گیرد.