سال انتشار: ۱۳۹۱

محل انتشار: همایش منطقه ای اخلاق اجتماعی از منظر قرآن و عترت

تعداد صفحات: ۱۲

نویسنده(ها):

سیدرضا موسوی – عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد بافت، دانشجوی دکترای مدرسی معا

چکیده:

خودشناسی، یکی از اصول مهم موفقیت و شادکامی است . کسی که نمی داند از کجا آمده است ؟، به کجا م یرود؟ و برای چه آمده است؟ درتفسیر زندگ ی خود در می ماند. پوشیده نیست که دوران نوجوانی و جوانى در شکل گیرى شخصیت هر فرد، از اهمیت ویژه اى برخوردارتولد تازه و یا دوران طوفان و » است. به همین دلیل در روایات بر اهمیت و برترى این مقطع سنّى تأکید شده و روانشناسان نیز این دوره رارا مورد بررسی قرار دهد . روش این « نقش عوامل شخص یتی در روابط ناسالم دختر و پسر » نامیدند. این نوشتار در صدد است تا « فشارتحقیق، روش تحلیل محتوا است . در این روش، هدف، توصیف عینی و کیفی محتوای مفاهیم، به صورت نظامدار است . در واقع قلمرو ایننوع تحقیق را کتاب ها، مقاله ها، مجله ها و سخنرانی ها… تشکیل می دهند. و معیار تجزیه و تحلیل های کیفی، عقل، منطق، تفکر و استدلالاست. که با بررسی و تجزیه و تحلیل اسناد و اطلاعات، حقیقت و واقعیت را کشف و درباره فرضیه ها اظهار نظر می نماید . بنابراین ای نتحقیق، با مراجعه به قرآن کریم و روایات معصوما ن (ع) و با استفاده از یافتههای روانشناسی می کوشد تا به سؤالات مطرح شده در ا ی نپژوهش پاسخ دهد . نگارنده معتقد است که میان عوامل شخصیتی و روابط دختر و پسر، رابطه ای مستقیم وجود دارد . یعنی شخصیت هاییکه از بهداشت روانی مناسبی برخوردارند و به مقام خودشناسی و خداشناسی باریافتند و برای ارزش های الهی و انسانی احترام قائلند، کمترگرفتار روابط ویرانگر میشوند. اما شخصیتهایی که دچار بحران هویت هستند، از داشتن هدف یا اهداف معینی بیبهرهاند، معمولاً به روابطناسالم با جنس مخالف تن می دهند، و خود را برای ارضای نیازشا ن، حتی کاذب و مقطعی، در اختیار کسی قرار می دهند که اغلب می دانندکه در این ارتباط، هیچ کس عاشق دیگری نیست . میان شخصیت و رفتار رابطه ی مستقیمی وجود دارد . یعنی هم شخصیت فرد در رفتارهاو عواطف و چگونگی عکس العمل های فرد در مواجه با رویدادهای زندگی نقش اساسی د ارد و هم رفتارها به ندریج در شکل گیری ملکات،عادات و در نتیجه در شخصیت او مؤثرند . بنابراین تا نظام باورها، اندیشه ها، ویژگی های روحی، اخلاقی و عادات فرد تغییر نکند، نمی توانآن » اگر شخص یت را » انتظار داشت که رفتارها، عواطف و احساسات غیر منطقی و منفی اش در جهت مثبت و عقلانیت تغییر کنند . بنابراین تعر یف کن یم، در این صورت مطالعه پویایی و بالندگی رفتار د ین ی، در چارچوب « کلیت روان شناختی که انسان خاص ی را مشخص م ی کندقرار می گیرد. چرا که دینداری، هم ادراک و فرایندهای شناختی، هیجانی، رفتار حرکتی، و آرمان ها را « ارتباط دین و شخصیت » بررسی.« تحت تأثیر قرار می دهد و هم از آنها تأثیر می پذیرد».