مقاله عنوان فارسی: تبیین ابعاد انسان عرفانی در مثنوی مولوی (عنوان عربی: ابعاد معرفه الانسان العرفانی من اهم ملامح آراء جلال الدین محمد مولوی فی کتابه المسمی بالمثنوی) که چکیده‌ی آن در زیر آورده شده است، در تابستان ۱۳۹۲ در پژوهش های اعتقادی کلامی (علوم اسلامی) از صفحه ۲۹ تا ۵۰ منتشر شده است.
نام: عنوان فارسی: تبیین ابعاد انسان عرفانی در مثنوی مولوی (عنوان عربی: ابعاد معرفه الانسان العرفانی من اهم ملامح آراء جلال الدین محمد مولوی فی کتابه المسمی بالمثنوی)
این مقاله دارای ۲۲ صفحه می‌باشد، که برای تهیه‌ی آن می‌توانید بر روی گزینه‌ی خرید مقاله کلیک کنید.
کلمات مرتبط / کلیدی:
مقاله کلیدواژه فارسی: انسان کامل
مقاله روح
مقاله بدن
مقاله کمال جویی
مقاله حق
مقاله اختیار
مقاله اوصاف وجودی
مقاله اوصاف معرفتی
مقاله شریعت
مقاله حقیقت
مقاله ولایت
مقاله فیض حق (کلیدواژه عربی: انسان الکامل
مقاله الروح
مقاله الجسم
مقاله الحق
مقاله الاختیار
مقاله اوصاف الاوجودیه
مقاله اوصاف المعرفتیه
مقاله الشریعه
مقاله الولایه
مقاله فیض الحق)

نویسنده(ها):
جناب آقای / سرکار خانم: قربانی قدرت اله

چکیده و خلاصه‌ای از مقاله:
چکیده فارسی:
انسان شناسی عرفانی از مهم ترین ویژگی های اندیشه مولوی در مثنوی معنوی است. از این رو یکی از تلاش های او بررسی دو بعد اساسی مادی و معنوی انسان، بالاخص بعد روحی و معنوی و تاثیر آن در آینده و سرنوشت وی است. به همین دلیل مولوی انسان را بواسطه داشتن صفاتی چون عقل، اختیار، آزادی و عشق از دیگر موجودات امتیاز می دهد و این را نشانه عظمت وی در جهان هستی دانسته و او را اشرف مخلوقات و خلیفه خدا می داند که یکی از ویژگی های اساسی وی کمال جویی است. در انسان شناسی عرفانی مولوی، انسان کامل، بالاخص با نظر به ویژگی های کمال جویی انسان، مرکزیت می یابد. از این رو او ابعاد گوناگون وجودی، معرفتی، اخلاقی، سیاسی و اجتماعی انسان کامل را بررسی می کند. از جهت وجودی، انسان کامل کسی است که به کمال حقیقی نائل شده، فانی در حق، باقی به حق، بی نیاز مطلق از غیر، دارای قدرت تصرف در جهان، صاحب مرتبه وساطت و شناخت، و دارای حق و وظیفه دستگیری و نجات بشر است؛ چرا که به امر حق می تواند در سرنوشت آدمی دخالت کند. از جهت معرفتی قوای شناسائی او به تکامل رسیده، از حکمت و عقل بحثی گذشته و به عقل شهودی و کلی رسیده، به اسرار الهی رسیده است. و نیز در چهارچوب معیارهای شریعت گام در طریقت الهی نهاده تا به حقیقت نهایی رسیده است. از این رو موفق به رهبری و هدایت آشکار و نهان در قالب نبوت، ولایت و امامت در هر زمانی است تا واسطه فیض حق با خلق باشد و آنها را به سعادت حقیقی برساند.