حالا حالتی را در نظر بگیرید که منابع (شامل پول، نیروی انسانی و غیره) را برای اجرای چندین پروژه به کار میبرید. آیا روش بهتر آن است که کلیه پروژهها را همزمان شروع کرده و منابع موجود را بین آنها پخش کنیم و یا اینکه منابع را به ترتیب بر روی پروژهها متمرکز کرده و بدین ترتیب در کوتاهترین زمان ممکن از آغاز هر پروژه آن را به اتمام برسانید؟

فرض کنید با توجه به جدول بالا منابع لازم برای اجرای پروژه را در حالت سریع دراختیار دارید. این بدان معناست که جریان درآمد (سوددهی) آن پس از دو سال شروع میشود. سپس پروژه دوم را در سال سوم آغاز کرده و در پایان سال چهارم آن را به اتمام میرسانید و بدین ترتیب در آغاز سال پنجم درآمد کل به ۴ میلیون تومان میرسد.

اگر هر دو پروژه با هم شروع میشدند و منابع بین آنها تقسیم میشد، هر دو پروژه از مقیاس زمانی پروژهکُند تبعیت میکردند و تا سال پنجم هیچ درآمدی تولید نمیشد. بنابراین برای همیشه ۴ میلیون تومانی درآمدی را که میتوانستیم از اجرای اولین پروژه در طی سال های سوم و چهارم کسب کنیم، از دست میدادیم.

پروژههای فناوری اطلاعات (IT) آشکارا عملکرد ضعیفی در قبال برنامه ریزی معمول اجرای پروژه از لحاظ محدوده کار، زمانبندی کار و هزینه اجرا از خود به نمایش میگذارند. تا حدی در واکنش به این موضوع انبوهی از رویکردهای تحویل پروژه در سالهای اخیر برای غلبه بر محدودیتهای مشاهده شده در رهبری متعارف این گونه پروژهها پیشنهاد شده است. این رویکردها با نامهای مختلفی نامگذاری میشوند که اغلب در گروه رویکردهای چابک۱۴ دستهبندی میشوند. اصل بنیادینی که به نظر میرسد این تکنیکها بر اساس آن عمل میکنند، تولید محصول قابل استفاده در کوتاهترین زمان ممکن و سپس ارتقاء کیفیت این محصول در طول زمان میباشد.

با توجه به اینکه سوددهی پروژه با تولید اولین محصول قابل مصرف شروع میشود، این روش با مباحث بالا تطابق خوبی دارد. در واقع این روشها یک پروژه بزرگ (که بطورمعمول آن را برنامه مینامیم) را به یک سری پروژههای کوچکتر تجزیه میکنند. برخی از این رویکردها، در آغاز پروژه را تا آنجا که بتواند مورد بهره برداری قرار گیرد، میرسانند و به دنبال آن در هر دو هفته یا هر ماه یک محصول قابل تحویل تولید میکنند. تصور میشود که در نهایت با استفاده از این روش میتوان به تولید پیوسته و بیوقفه محصولات قابل تحویل پرداخته و در نتیجه جریان خروجی پروژه را به حداکثر مقدار ممکن رساند.